شاخص فلاکت در ایران دیگر فقط یک عدد برای جمع بستن تورم و بیکاری نیست؛ این شاخص حالا بیشتر شبیه نقشهای شده که نشان میدهد فشار اقتصادی در استانهای مختلف چطور پخش شده و کجاها سنگینتر است. بر اساس دادههای بهار ۱۴۰۵، شاخص فلاکت کل کشور با در نظر گرفتن نرخ بیکاری ۸.۱ درصد و میانگین تورم نقطهبهنقطه ۸۱.۹ درصدی، به حدود ۹۰ درصد رسید. اما پشت این عدد میانگین، اختلافی جدی پنهان شده است؛ فاصله شاخص تهران با ایلام به بیش از ۳۳ واحد درصد میرسد. تهران در بهار با رقم ۷۹.۶ درصد در پایین جدول قرار داشت، در حالی که ایلام با ۱۱۳.۱ درصد در صدر ایستاد. این شکاف در تیرماه حتی بیشتر شد. شاخص فلاکت برآوردی کشور در این ماه به ۹۶ درصد رسید و ایلام با ۱۲۰.۶ درصد همچنان رتبه اول را حفظ کرد. پس از آن لرستان، کردستان، کرمانشاه و هرمزگان قرار گرفتند که همگی در محدوده ۱۱۵ تا ۱۱۹ درصد بودند. در مقابل، تهران با ۸۳.۵ درصد پایینترین عدد را ثبت کرد. نکته مهم اینجاست که برای تیرماه، چون آمار بیکاری ماهانه در دسترس نبود، نرخ بیکاری بهار ۱۴۰۵ ثابت در نظر گرفته شد و با تورم نقطهای تیر جمع شد. با وجود این محدودیت، جهت کلی ماجرا روشن است: افزایش تورم در تیرماه باعث شد فشار معیشتی در بیشتر استانها بیشتر شود و شمار استانهایی که شاخص فلاکت سهرقمی دارند، بالا برود. در بهار امسال ۱۳ استان از مرز ۱۰۰ درصد عبور کردند، اما این عدد در تیرماه به ۱۹ استان رسید. ایلام با ۱۱۳.۱ درصد، لرستان با ۱۱۱.۵ درصد، کردستان با ۱۱۱.۱ درصد و کرمانشاه با ۱۱۰.۳ درصد در صدر جدول بودند. کنار هم قرار گرفتن چهار استان غربی در رتبههای اول، از شکلگیری یک کانون مشخص فشار اقتصادی در این بخش از کشور خبر میدهد. در رتبههای بعدی، خراسان شمالی با ۱۰۴.۶ درصد، آذربایجان غربی و گلستان با ۱۰۴.۱ درصد و چهارمحال و بختیاری با ۱۰۳.۹ درصد قرار داشتند. هرمزگان، خوزستان، مرکزی، کهگیلویه و بویراحمد و خراسان رضوی هم به جمع استانهای سهرقمی پیوستند. اما همه استانهای بالای جدول لزوماً بیکاری بالایی نداشتند. نمونه روشن آن ایلام است؛ جایی که نرخ بیکاری ۸.۲ درصد بود، اما تورم نقطهای ۱۰۴.۹ درصدی آن را به صدر جدول رساند. در مقابل، کرمانشاه هم تورم بالایی داشت و هم با بیکاری ۱۱.۹ درصدی روبهرو بود؛ یعنی هر دو مؤلفه همزمان به بالا رفتن شاخص فلاکت در این استان دامن زدهاند. در واقع، آنچه در صدر جدول دیده میشود، بیش از آنکه فقط حاصل بیکاری باشد، بازتاب فشار تورم است؛ اما در برخی استانها مثل کرمانشاه و خوزستان، ترکیب تورم و بیکاری با هم شدت بیشتری به این شاخص داده است. دادهها همچنین نشان میدهند تورم، نقش اصلی را در بالا رفتن شاخص فلاکت داشته است. وقتی نرخ تورم نقطهای در بسیاری از استانها از ۹۰ و حتی ۱۰۰ درصد گذشته، اثر بیکاری در ظاهر کمرنگتر دیده میشود؛ با این حال، همین چند واحد درصد بیکاری میتواند جای استانها را در جدول جابهجا کند. مثلاً کرمانشاه با میانگین تورم بهاری ۹۸.۴ درصد و بیکاری ۱۱.۹ درصدی، شاخص ۱۱۰.۳ درصدی ثبت کرد و در ردههای بالای جدول ایستاد. خوزستان هم با بیکاری ۱۱.۹ درصد و تورم حدود ۹۰ درصد، شاخص ۱۰۱.۹ درصدی داشت. هرمزگان نیز در تیرماه با تورم نقطهای ۱۰۴.۷ درصد و بیکاری ۱۱.۲ درصد، به شاخص ۱۱۵.۹ درصد رسید. در سمت دیگر جدول، خراسان جنوبی با وجود تورم بهاری ۸۸.۴ درصدی، به دلیل بیکاری پایین ۴.۳ درصدی، شاخص ۹۲.۷ درصد را ثبت کرد. زنجان هم با بیکاری ۵.۷ درصدی توانست بخشی از فشار تورم را جبران کند و شاخصش در بهار به ۹۳.۸ درصد برسد. این مقایسهها نشان میدهد تورم سطح کلی شاخص را تعیین میکند، اما بیکاری مرز بین استانهای نزدیک به هم را مشخص میکند. تهران هم در بهار و هم در تیرماه پایینترین شاخص فلاکت را داشت؛ ۷۹.۶ درصد در بهار و ۸۳.۵ درصد در تیر. با این حال، این عدد نباید بهاشتباه نشانه شرایط مناسب بازار کار در پایتخت تلقی شود. نرخ بیکاری تهران در بهار ۱۰.۶ درصد بود؛ یعنی بالاتر از میانگین کشور. علت اصلی پایینتر بودن شاخص تهران، تورم کمتر آن است. میانگین تورم نقطهای این استان در بهار حدود ۶۹ درصد برآورد شد که بیش از ۱۲ واحد درصد کمتر از متوسط کشوری بود. در تیرماه هم تورم نقطهای تهران به ۷۲.۹ درصد رسید و هنوز فاصله زیادی با استانهای صدرنشین داشت. بعد از تهران، البرز، گیلان، اصفهان و قزوین در نیمه پایین جدول قرار گرفتند. البرز در بهار ۸۶.۹ درصد و در تیر ۸۹ درصد ثبت کرد، گیلان از ۸۵.۶ به ۸۹.۵ درصد رسید، اصفهان از ۸۵.۸ به ۹۳.۵ درصد افزایش یافت و قزوین هم در محدوده ۸۹ درصد باقی ماند. فاصله ایلام و تهران نیز از ۳۳.۵ واحد درصد در بهار به ۳۷.۱ واحد درصد در تیر رسید. جمعبندی این دادهها روشن است: پایین بودن شاخص تهران بیشتر از آنکه به اشتغال بهتر برگردد، نتیجه تورم کمتر است. در سوی مقابل، استانهای غربی و مرزی هم با تورم شدیدتر دستوپنجه نرم میکنند و هم بازار کار شکنندهتری دارند؛ همین مسئله باعث شده فشار اقتصادی در کشور به شکلی نابرابر میان استانها توزیع شود.