به گزارش ایران اکونومیست؛ چند سال پیش شروع یک متن برای بسیاری از نویسندگان با بازکردن صفحهای سفید و خیرهشدن به نشانگر چشمکزن آغاز میشد. امروز، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند در همان صفحه سفید، طرح مقاله پیشنهاد دهند، برای متن تیتر بسازند، پیشنویس آماده کنند، نوشته را کوتاهتر یا روانتر کنند و حتی ایرادهای ساختاری آن را نشان دهند.
این تغییر، نویسندگی را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ اما همزمان یک پرسش مهم نیز شکل گرفته است: اگر هوش مصنوعی میتواند بنویسد، نقش نویسنده چه خواهد بود؟
پاسخ را میتوان در تجربه نویسندگان هالیوود نیز مشاهده کرد. در سال ۲۰۲۳، اعضای انجمن نویسندگان آمریکا یا WGA پس از ۱۴۸ روز اعتصاب، به توافقی رسیدند که برای استفاده از هوش مصنوعی مولد در کار نویسندگان، محدودیتها و قواعد مشخصی تعیین میکرد. موضوع هوش مصنوعی یکی از محورهای مهم مذاکرات بود، هرچند تنها دلیل اعتصاب محسوب نمیشد.
در قرارداد جدید WGA که از ۲ مه ۲۰۲۶ تا اول مه ۲۰۳۰ اعتبار دارد نیز حمایتهای مرتبط با هوش مصنوعی حفظ شده و مقررات تازهای درباره مجوز استفاده از آثار نویسندگان برای آموزش سامانههای تجاری هوش مصنوعی در نظر گرفته شده است.
بنابراین، نویسندگی با هوش مصنوعی فقط راهی برای سریعتر تایپکردن نیست؛ مسئله اصلی این است که چگونه از یک ابزار قدرتمند استفاده کنیم، بدون آنکه نویسنده از فرایند خلاقیت حذف شود.
نویسندگی با هوش مصنوعی به معنای استفاده از ابزارهای مولد برای کمک به بخشهای مختلف فرایند نوشتن است؛ از ایدهپردازی و ساختاردهی گرفته تا تهیه پیشنویس، بازنویسی، ویرایش و بررسی لحن.
این روش به این معنا نیست که کاربر حتماً باید از هوش مصنوعی بخواهد یک مقاله کامل بنویسد. گاهی استفاده محدود و هدفمند از این ابزار نتیجه بهتری دارد.
برای مثال، میتوان از هوش مصنوعی خواست:
OpenAI در راهنمای رسمی خود درباره نویسندگی با ChatGPT نیز فرایندی چهارمرحلهای شامل برنامهریزی، تهیه پیشنویس، بازبینی و آمادهسازی نهایی پیشنهاد کرده است. در این رویکرد، متن تولیدشده با هوش مصنوعی یک پیشنویس اولیه است، نه متنی که بدون بررسی بتوان آن را منتشر کرد.
یکی از اشتباههای رایج این است که کاربر خیلی زود از هوش مصنوعی میخواهد متن نهایی را تولید کند.
برای مثال، درخواست «درباره افسردگی مقاله بنویس» اطلاعات کافی در اختیار مدل قرار نمیدهد. مشخص نیست مخاطب چه کسی است، متن باید چه حجمی داشته باشد، لحن آن چگونه باشد و قرار است به چه پرسشی پاسخ دهد.
درخواست دقیقتر میتواند چنین باشد:
برای یک سایت خبری، مقالهای حدود ۱۲۰۰ کلمه درباره افسردگی بنویس. مخاطب عمومی است و لحن باید روزنامهنگارانه، ساده و قابلفهم باشد. مقاله با مقدمهای جذاب آغاز شود و تفاوت افسردگی با غم معمولی، نشانهها، عوامل مؤثر و زمان مراجعه به متخصص را توضیح دهد. از ارائه تشخیص پزشکی پرهیز کن.
در این درخواست، هدف، مخاطب، حجم، لحن و محدوده موضوع مشخص شده است.
پیش از استفاده از هوش مصنوعی، چهار پرسش را پاسخ دهید:
اگر موضوع گسترده یا پیچیده است، بهتر است مستقیماً سراغ متن نهایی نروید. ابتدا از هوش مصنوعی بخواهید ساختار پیشنهادی ارائه دهد.
برای نمونه:
برای مقالهای ۱۵۰۰ کلمهای با موضوع «نویسندگی با هوش مصنوعی» یک ساختار پیشنهادی ارائه بده. مقاله باید شامل تعریف موضوع، روش استفاده، پرامپتنویسی، ویرایش، راستیآزمایی، سئو و آینده شغلی نویسندگان باشد.
پس از دریافت طرح، نویسنده میتواند بخشهایی را حذف یا اضافه کند، ترتیب مطالب را تغییر دهد و مسیر اصلی مقاله را مشخص کند.
در این مرحله، هوش مصنوعی بیشتر نقش دستیار ایدهپردازی و سازماندهی را دارد و تصمیم نهایی همچنان با نویسنده است.
پرامپت همان درخواستی است که به ابزار هوش مصنوعی میدهید. این درخواست لازم نیست بسیار طولانی باشد، اما باید دقیق و روشن نوشته شود.
یک پرامپت مناسب معمولاً شامل این عناصر است:
پرامپت ضعیف:
درباره کتابخوانی بنویس.
پرامپت بهتر:
یک مقاله ۱۰۰۰ کلمهای درباره تبدیل کتابخوانی به عادت روزانه برای مخاطب عمومی بنویس. لحن متن ساده و روزنامهنگارانه باشد، مقدمهای جذاب داشته باشد و سه راهکار عملی ارائه دهد. از کلیشه، تکرار و ادعاهای بدون منبع پرهیز کن.
هرچه هدف و محدودیتها روشنتر باشند، احتمال رسیدن به متن قابلاستفاده بیشتر میشود.
یکی از مهمترین تفاوتهای استفاده حرفهای و ساده از هوش مصنوعی، نحوه برخورد با پیشنویس است.
هوش مصنوعی میتواند متن اولیهای تولید کند، اما این متن ممکن است:
بهتر است متن تولیدشده را مانند یک نسخه خام در نظر بگیرید؛ متنی که باید خوانده، اصلاح، تکمیل و شخصیسازی شود.
نویسنده باید تصمیم بگیرد کدام بخش باقی بماند، کدام قسمت حذف شود، چه اطلاعاتی به متن اضافه شود و پیام نهایی چگونه منتقل شود.
هوش مصنوعی فقط برای تولید متن نیست. میتوان از آن برای بررسی و نقد نوشته نیز استفاده کرد.
نمونه درخواستهای مفید:
کدام بخشهای این مقاله تکراری است؟
کدام پاراگراف بیش از حد کلی نوشته شده است؟
کدام قسمت برای مخاطب عمومی دشوار یا مبهم است؟
در کدام بخش به مثال یا توضیح بیشتری نیاز داریم؟
مقدمه را بررسی کن و بگو آیا در پنج جمله اول، دلیل کافی برای ادامهدادن خواننده وجود دارد یا نه.
لحن متن را از تبلیغاتی به بیطرف و خبری تغییر بده.
در این حالت، هوش مصنوعی از یک تولیدکننده متن به یک دستیار ویراستاری تبدیل میشود. با کمک آن میتوان ساختار، وضوح، لحن، طول جملهها و میزان تکرار را بررسی کرد.
یکی از خطرهای استفاده گسترده از هوش مصنوعی این است که متن از نظر دستوری درست و منظم باشد، اما هویت مشخصی نداشته باشد.
پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ در نشریه Nature Human Behaviour منتشر شد، با بررسی بیش از ۸۸۰ هزار متن در چند مجموعه داده، گزارش کرد که استفاده از مدلهای زبانی بهعنوان دستیار نوشتاری میتواند با کاهش تنوع زبانی و همگنترشدن سبک نوشتهها همراه باشد. این پژوهش همچنین نشان داد بازنویسی با مدلهای زبانی ممکن است برخی ویژگیهای قابلاستنباط از هویت نویسنده را تغییر دهد.
برای جلوگیری از یکنواختی، نویسنده باید عناصر انسانی و شخصی را به متن اضافه کند:
اگر صد نویسنده از هوش مصنوعی بخواهند مقالهای عمومی درباره تنهایی بنویسد و هیچکدام متن را تغییر ندهند، احتمال دارد خروجیها از نظر ساختار و واژگان شبیه یکدیگر شوند. اما افزودن تجربه، مشاهده و نگاه شخصی، به متن هویت میدهد.
روانبودن یک جمله به معنای درستبودن آن نیست. مدلهای زبانی ممکن است آمار، تاریخ، نام افراد، نتایج پژوهش یا نقلقولهایی تولید کنند که نادرست یا ناقص هستند.
برای مثال، اگر ابزار بنویسد:
پژوهشی در سال ۲۰۲۲ نشان داد که…
نباید فقط به دلیل ظاهر علمی جمله، آن را وارد مقاله کرد. باید بررسی شود که آیا چنین پژوهشی واقعاً وجود دارد، چه کسانی آن را انجام دادهاند، در چه نشریهای منتشر شده و نتیجه دقیق آن چه بوده است.
راستیآزمایی در موضوعات زیر اهمیت بیشتری دارد:
یک قاعده ساده را باید به خاطر سپرد:
هوش مصنوعی میتواند به پیدا کردن و تنظیم اطلاعات کمک کند، اما مسئولیت بررسی صحت آن با نویسنده است.
استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوای وب، بهخودیخود به معنای نقض قواعد موتورهای جستوجو نیست. مشکل زمانی ایجاد میشود که هدف اصلی تولید انبوه صفحات کمارزش، دستکاری نتایج جستوجو باشد.
Google Search Central توضیح داده است که تولید تعداد زیادی صفحه با محتوای غیراصیل و کمارزش، با هدف اصلی بهبود مصنوعی رتبه در نتایج جستوجو، میتواند در چارچوب سیاست «سوءاستفاده از محتوای گسترده» یا scaled content abuse قرار گیرد؛ فرقی هم ندارد محتوا کاملاً خودکار تولید شده باشد یا با ترکیبی از نیروی انسانی و ابزارهای خودکار.
بنابراین، هنگام استفاده از هوش مصنوعی برای سئو، این پرسشها مهمتر از میزان استفاده از ابزار هستند:
هوش مصنوعی میتواند بخشی از فرایند تولید چنین محتوایی باشد، اما نباید جای تحقیق، تجربه و ویرایش انسانی را بگیرد.
موضوع هوش مصنوعی برای نویسندگان فقط یک بحث نظری یا فنی نیست. در سال ۲۰۲۳، اعتصاب ۱۴۸ روزه Writers Guild of America در هالیوود با توافقی پایان یافت که مقررات مشخصی درباره استفاده از هوش مصنوعی مولد در پروژههای تحت قرارداد داشت.
براساس مقررات اعلامشده، هوش مصنوعی مولد «نویسنده» محسوب نمیشود. شرکتها نیز نمیتوانند نویسنده را مجبور به استفاده از ابزارهایی مانند ChatGPT کنند. همچنین اگر محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی در اختیار نویسنده قرار گیرد، باید این موضوع اعلام شود.
در قرارداد جدید WGA در سال ۲۰۲۶ نیز حمایتهای مربوط به توافق سال ۲۰۲۳ حفظ شده است. همچنین در صورت اعطای مجوز آثار نویسندگان برای آموزش یک سامانه تجاری هوش مصنوعی مولد، انجمن باید در جریان قرار گیرد و امکان مذاکره درباره مجوز و پرداخت احتمالی به نویسندگان وجود دارد.
این تجربه نشان میدهد نگرانی نویسندگان فقط درباره این نیست که آیا ماشین بهتر از انسان مینویسد یا نه. موضوعات مهمتری مانند مالکیت آثار، اعتبار نویسنده، شرایط شغلی و نحوه استفاده از آثار خلاقانه نیز مطرح است.
بهترین استفاده از هوش مصنوعی معمولاً در بخشهایی است که میتواند زمان نویسنده را آزاد کند، نه اینکه تصمیمهای خلاقانه او را از بین ببرد.
از هوش مصنوعی میتوان برای کارهای زیر کمک گرفت:
در مقابل، انتخاب زاویه اصلی، تصمیم درباره محتوای مهم، افزودن تجربه شخصی، ارزیابی اعتبار اطلاعات و تأیید نسخه نهایی باید در اختیار نویسنده باقی بماند.
افرادی که تازه میخواهند نویسندگی با هوش مصنوعی را امتحان کنند، میتوانند از قالب زیر استفاده کنند:
میخواهم درباره [موضوع] یک [نوع متن] برای [مخاطب] بنویسم. هدف متن [هدف] است. لحن باید [لحن] باشد و حدود [تعداد کلمات] کلمه داشته باشد. ابتدا یک ساختار پیشنهادی ارائه بده. سپس براساس ساختار، پیشنویس بنویس. از تکرار و کلیگویی پرهیز کن و بخشهایی را که به مثال، منبع یا راستیآزمایی نیاز دارند مشخص کن. در پایان، سه نقطهضعف متن را نیز توضیح بده.
این پرامپت سه مرحله را در کنار هم قرار میدهد: برنامهریزی، نوشتن و نقد اولیه.
هوش مصنوعی بدون شک شیوه کار بسیاری از نویسندگان را تغییر خواهد داد. بخشی از کارهای وقتگیر مانند تهیه پیشنویس، خلاصهسازی، پیشنهاد تیتر و مرتبکردن ایدهها را میتوان سریعتر انجام داد.
اما نویسندگی فقط کنار هم قراردادن جملهها نیست. ایده تازه، شخصیت باورپذیر، زاویه دید متفاوت، خاطره شخصی، استعاره خلاقانه و حتی تصمیم درباره حذف یک جمله، بخشی از فرایند خلاقیت هستند.
به همین دلیل، بهتر است هوش مصنوعی را رقیب نویسنده ندانیم؛ بلکه آن را ابزاری قدرتمند در کنار نویسنده ببینیم. این ابزار میتواند طرح بدهد، پیشنویس بسازد، ایراد بگیرد، متن را مرتب کند و سرعت کار را افزایش دهد؛ اما نباید صاحب ایده، تجربه یا صدای نهایی نویسنده شود.
هوش مصنوعی ابزار است، نه جایگزین انسانهای خلاق.
ارزش نویسنده فقط در توانایی قراردادن کلمات کنار یکدیگر نیست؛ ارزش او در این است که بداند چه چیزی ارزش نوشتن دارد، چرا باید نوشته شود و چگونه میتوان آن را به شکلی نوشت که شبیه نوشتههای دیگر نباشد.
آینده نویسندگی شاید نه جنگ انسان و ماشین، بلکه همکاری این دو باشد؛ به شرط آنکه ابزار، همچنان ابزار بماند و خلاقیت، انتخاب و صدای نهایی در اختیار انسان باشد.