تلفن همراه امروز دیگر فقط وسیلهای برای برقراری تماس نیست، بلکه به ابزاری کلیدی برای کار، تحصیل، امور بانکی، خرید و حتی کسب درآمد تبدیل شده است. با این حال، شکاف میان بهای تمامشده گوشیها و توان مالی خانوادهها، الگوی مصرف در این بازار را به شدت تحتتأثیر قرار داده؛ بهطوریکه تمایل به نگهداری طولانیتر دستگاههای قدیمی، جایگزین خرید مدلهای نو شده و تعمیرات سهم بیشتری پیدا کرده است. تهیه یک گوشی تازه اکنون نیازمند ماهها پسانداز است. دیگر نمیتوان موبایل را در دسته کالاهای صرفاً مصرفی جای داد، زیرا برای طیف وسیعی از افراد، این وسیله بخشی از زیرساخت زندگی روزمره به شمار میرود. کارمندان، دانشجویان، رانندگان و صاحبان کسبوکارها همگی برای پیشبرد امور خود به آن وابستهاند. به همین دلیل، صعود قیمتها در بازار موبایل فراتر از یک تغییر قیمت ساده، به معنای افزایش هزینه حضور در اقتصاد دیجیتال است. در مواجهه با این وضعیت، نخستین واکنش خانوارهای ایرانی حذف کامل تلفن همراه نیست، بلکه تعدیل رفتار مصرفی است. تعویض دستگاه عقب میافتد، طول عمر گوشیهای فعلی بیشتر میشود و خریداران پیش از انتخاب برند یا ویژگیهای فنی، بودجه نهایی خود را مبنا قرار میدهند. تا جایی که مدلهای اقتصادی گاهی نه از سرِ انتخاب، بلکه بهعنوان تنها گزینه پیشرو خریداری میشوند. نکته قابلتوجه این است که برخلاف بسیاری از لوازم بادوام، امکان حذف تلفن همراه از سبد خانوار وجود ندارد. خانوادهها ممکن است خرید وسایل دیگر را به تعویق بیندازند، اما نمیتوانند ارتباط خود را با موبایل قطع کنند. فشار مالی ناشی از گرانی خود را به اشکالی چون استفاده طولانیتر از گوشی، روی آوردن به تعمیرات مکرر، خرید دستگاههای کارکرده یا انتخاب مدلهای ضعیفتر نشان میدهد. این تحولات سیگنال مهمی به بازار مخابره میکند؛ رشد قیمتها لزوماً به معنای افزایش ارزش واقعی بازار نیست. ممکن است گردش مالی از نظر ریالی بالا برود، اما تعداد دستگاههای فروختهشده کاهش یابد. به بیان دیگر، بازار از نظر حجم فربهتر اما از نظر تعداد مخاطبان و میزان تقاضا کوچکتر میشود. در سوی دیگر میدان، تعمیرکاران قرار دارند. هرچقدر فاصله میان درآمد خانوار و بهای گوشی نو بیشتر شود، تعمیر کردن توجیهپذیرتر میشود. تعویض باتری یا تعمیر نمایشگر باعث میشود دستگاهی که باید پس از دو یا سه سال کنار گذاشته شود، مدتها بیشتر برای صاحبش کار کند. البته افزایش بهای قطعات یدکی گاهی این مزیت را کمرنگ میکند و مصرفکننده را میان دو راهیِ پرهزینه خرید دستگاه نو یا نگهداری دستگاه معیوب قرار میدهد. بازار گوشیهای دستدوم نیز رونق بیشتری یافته است. کالایی که زمانی صرفاً برای صرفهجویی انتخاب میشد، اکنون برای بسیاری از خانوادهها به تنها مسیر دسترسی به یک گوشی کارآمد تبدیل شده است؛ هرچند این بازار نیز با ریسکهایی نظیر سلامت باتری، اصالت قطعات و تعمیرات پیشین همراه است. برای گروههایی مانند فریلنسرها، پیکها، تولیدکنندگان محتوا و صاحبان کسبوکارهای خرد، گوشی ابزار مستقیم کسب درآمد است. گران شدن این ابزار، هزینههای تولید و خدمات را نیز بالا میبرد و مسئله را از سطح مصرف خانوار به یک چالش کلان اقتصادی منتقل میکند. فناوری زمانی به بهبود بهرهوری منجر میشود که همگان به آن دسترسی داشته باشند. اگر ابزارهای دیجیتال از توان مالی بخش بزرگی از جامعه خارج شوند، شکاف طبقاتی در دسترسی به فرصتها عمیقتر خواهد شد. در این میان، سیاستگذاریهای درست نظیر ثبات در واردات، شفافیت قیمتها، تسهیل خدمات پس از فروش و مبارزه با اجناس تقلبی میتوانند تا حدی از فشارها بکاهند؛ اما ریشه اصلی مشکل در جای دیگری یعنی قدرت خرید نهفته است. تا زمانی که درآمد خانوارها با هزینههای زندگی هماهنگ نباشد، اصلاحات ساختاری بازار راهگشا نخواهد بود. گوشی هوشمند شاید در ظاهر یک کالای عادی باشد، اما امروزه به نیازی حیاتی بدل شده است و وقتی تهیه آن مستلزم محاسبات سنگین مالی است، باید نگاهی فراتر از قیمت یک کالا به آن داشت. تلفن همراه ساخته شده بود تا فاصله میان انسانها را کم کند؛ نباید اجازه داد گرانی آن، شکاف میان مردم و فرصتهای آموزشی و اقتصادی را بیشتر کند. منبع: جهان اقتصاد (به نقل از آفتاب نیوز)