
به بافت كوچك و كرممانندي در ابتداي روده بزرگ «آپانديس» و به التهاب يا عفونت آن «آپانديسيت» گفته ميشود. مردها تا دو برابر بيشتر از زنها به آن مبتلا ميشوند.
عفونت آپانديس در كودكان كمتر است، اما اثرات پارگي آن خطرناكتر است. در صورت تشخيص ديرهنگام التهاب و آپانديسيت، عوارض آن رفتهرفته بيشتر و بيشتر ميشود.
درد ناشي از آپانديسيت در شكم و از نواحي ناف، به صورت اندك شروع ميشود و در حركتي به سمت راست شكم به سوي قسمتهاي زيرين و تا نزديكي جلوي كشاله ران ميرود. در اين زمان مشخصا ميتوان مكان دقيق و پردردتر آن را روي زائده آپانديس حس كرد. درد با سرفه، عطسه، لمس، راه رفتن و حتي تنفس بدتر ميشود.
در برخي افراد ممكن است با تهوع، استفراغ، تب خفيف و حتي ناتواني در دفع گاز معده همراه شود. در صورت مراجعه ديرهنگام به پزشك و انجام اقدامات اورژانسي، فرد مبتلا ممكن است با پارگي آپانديس، گسترش عفونت در احشاء، ورود سموم به خون و پخش سريع در بدن و در نتيجه تب شديد، گيجي و سردرد، كاهش و از دست رفتن هوشياري و در نهايت مرگ روبهرو شود.
از هنگام آغاز درد ناشي از آپانديسيت در منطقه ناف، چهار پنج ساعت وقت داريد كه به پزشك مراجعه كرده، از التهاب يا عفونت آپانديس مطمئن شويد و آن را درمان كنيد. درمان آپانديسيت با خارج كردن آپانديس عفوني يا ملتهب به دو شيوه لاپاراسكوپي يا جراحي باز انجام ميشود.
تشخيص و درمان آن در زنان (به سبب وجود شباهت با تظاهرات بيماريهاي زنانه) و افراد چاق (به سبب وجود لايههاي زياد چربي) سختتر است؛ اگر جزو اين افراديد بيشتر احتياط كنيد و به دردهاي شكمي سريعتر مشكوك شويد.
هنوز درباره زائد بودن يا مفيد بودن آپانديس توافق جمعي ميان دانشمندان شكل نگرفته. برخي دليل وجودي آن را مربوط به مراحل اوليه فرگشت ميدانند كه اكنون كاربرد خود را از دست داده، و برخي آن را همچون كارخانه توليد باكتري مفيد در روده و سبب تقويت اين باكتريها در دستگاه هاضمه بويژه براي مقابله با بيماريهايي چون وبا ميپندارند.
هيچ راه دارويي يا پرهيزي براي درمان آن نيست و اقدامات بايد به صورت اورژانسي و جراحي صورت گيرد. درمان هر چه زودتر انجام شود خطرات آن كمتراست و بهبود پس از عمل سريعتر و راحتتر به دست ميآيد.
وظيفه اصلي آپانديس كمك به هضم مواد غذايي گياهي است و به همين علت اين عضو در بدن موجودات گياهخوار در مقايسه با ديگر موجودات بزرگتر است.
از اين رو بسياري از زيستشناسان بر اين باورند آپانديس از بقاياي موجودات گياهخوار است. در حقيقت تصور ميشود اين اندام با گذشت زمان تحليل رفته و كاركرد اصلي خود را از دست داده است.
اگرچه زماني عضوي حياتي براي بدن بوده، اما بتدريج اهميت و نقش آن در متابوليسم بدن كمتر شده است.
آپانديس يا روده كور زائدهاي كوچك و انگشتي شكل است كه در قسمت ابتداي روده بزرگ و به عبارتي در محل تلاقي روده بزرگ و روده كوچك قرار گرفته است.
اين زائده از يك انتها بسته است و انتهاي ديگر آن به روده بزرگ ختم ميشود. اگرچه ممكن است موادي كه از روده بزرگ عبور ميكند وارد آپانديس شود، اما براي موادي كه وارد آن ميشود هيچ راه گريزي وجود ندارد.
آپانديس داراي پوششي است كه موادي را ترشح ميكند. مهمترين علت ابتلا به آپانديسيت، انسداد دهانه آپانديس است. اگر به هر علتي نظير به دام افتادن مواد عبوري از روده بزرگ در دهانه آپانديس يا ابتلا به عفونتهاي ميكروبي يا ويروسي دهانه آپانديس مسدود شود، فشار داخل اين زائده به علت تجمع مواد ترشحي از ديواره پوششي داخل آن افزايش مييابد و در نتيجه بتدريج آپانديس ملتهب ميشود.
التهاب اين عضو، در خونرساني به آن اختلال ايجاد ميكند و در صورتي كه فرد پس از ظاهر شدن علائم اوليه بموقع تحت درمان قرار نگيرد، بافت آپانديس مرده ميشود و حتي ممكن است آپانديس ناگهان تركيده و پيامدهاي ناگواري را براي فرد همراه داشته باشد.
حدود شش درصد از افراد در طول زندگي به آپانديسيت مبتلا ميشوند و ميزان شيوع آن در 10 تا 30 سالگي بيشتر است.
بررسيهاي انجام شده نشان داده است آپانديس هيچ عملكرد شناخته شدهاي در بدن ندارد اما بايد توجه داشت اين عضو كه محل استقرار شماري از سلولهاي لنفاوي است و پادتنهايي را در روده ترشح ميكند، بخشي از سيستم ايمني بدن را تشكيل ميدهد.
اگرچه در افرادي كه آپانديس آنها برداشته شده است نيز هيچ عوارضي ديده نشده و بدن آنها بدون وجود آپانديس نيز ميتواند به كاركردهاي حياتي خود ادامه دهد.
جامجم