
غزل محبت مرتضی از دفتر فصل شکوه
مفتون همدانی
نرسد اگر به علی کسی، به کجا رود؟ به کجا رسد؟
به خدا قسم که اگر کسی، به علی رسد، به خدا رسد
سوی انبیا، سوی اولیا، ز طریق حب و ولا بیا
که به جایی ار برسد کسی، ز طریق حب و ولا رسد...
ز ره طلب به ولی برس، ز ره ولی به علی برس
که به خضر تا نرسد کسی، نتوان به آب بقا رسد...
نه به کعبه رو نه به دیر رو، نه به فکر رو نه به سیر رو
ز منیّت ار گذرد کسی، ز ره علی به منا رسد
به مروت ار بنهی قدم، تو به مروهای، به خدا قسم!
به ره علی ز صفا قدم، نهد ار کسی، به صفا رسد
به علی اگر تو یکی شوی، ز دنس رهی و زکی شوی
به جز این اگر ملکی شوی، ملکیتت به خطا رسد...
نه همی ز «ناد علیِ» او، شود آبگینه «سینجلی»
ملکوت هم پی صیقلی ز غبار او به جلا رسد
نرسد اگر که ز لافتی، به ثبوت نفی تو زاهدا
نه ز «لم» رسد، نه ز «لو» رسد، نه ز «ما» رسد، نه ز «لا» رسد
به مریض دل نرسد شفا، ز دوای بوعلی از خدا
مگر از محبت مرتضی، مرض دلی به شفا رسد
من «کبریایی» خسته را، بده ساقیا ز می ولا
ز شراب حب علی مگر همه درد من به دوا رسد
مفتون همدانی یا سید میرآقااز شاعران قرن چهاردهم متولد ۱۲۶۸ هجری شمسی در همدان بود. از او دیوانی به نام دیوان مفتون به یادگار ماندهاست که سعید نفیسی مقدمهای بر آن نوشتهاست.
مفتون همدانی در سال ۱۳۳۰ درگذشت. در سالهای اخیر گفتههایی مبنی بر اینکه محمدحسین شهریار شعر «علی ای همای رحمت» خود را از یکی از اشعار مفتون همدانی با مطلع «علی ای همای وحدت» گرفته، مطرح شده بود.