رشد و توسعه سرویسهای خرید اعتباری توانسته نحوه تأمین کالا و خدمات توسط مشتریان را به کلی دگرگون کند. در این روش، خریدار بدون نیاز به پرداخت کامل بهای کالا در همان لحظه، محصول را تحویل میگیرد و بدهی خود را طی سررسیدهای مشخص تسویه میکند. این شیوه به خانوادههایی که توانایی پرداخت یکجای هزینهها را ندارند، کمک میکند تا مخارج خود را بهتر مدیریت کنند. با این وجود، تسهیل دسترسی به منابع مالی به معنای سلب مسئولیت از بازپرداخت نیست. پیش از این نیز سابقه وامهای تسویهنشده، چکهای برگشتی و تعهدات مشابه در سنجش اعتبار افراد نقش داشتند، اما حالا با ورود دادههای مربوط به خریدهای اعتباری، ابعاد تازهای به پرونده مالی شهروندان افزوده شده است. به عبارت دیگر، اعتبار افراد دیگر صرفاً به وامهای بانکی محدود نمیشود و نحوه عملکرد آنها در سایر تعهدات مالی نیز در کارنامه اعتباریشان ثبت میشود. پیشتر نیز شرکتهای اعتبارسنجی کشور از همکاری با مجموعههای ارائهدهنده خرید اعتباری برای تبادل اطلاعات مالی خبر داده بودند. پرداخت بهموقع اقساط در این پلتفرمها میتواند به عنوان یک امتیاز مثبت در کارنامه مالی افراد ثبت شود، در حالی که دیرکرد در پرداختها ممکن است ارزیابی ریسک اعتباری فرد را با چالش مواجه کند. البته نباید اینگونه برداشت کرد که هر تأخیر کوچکی فوراً به رد درخواست وام یا افت شدید رتبه اعتباری منجر میشود؛ بلکه شدت اثرگذاری به دستورالعملهای اعتبارسنجی، نوع دادهها، میزان و تکرار تأخیرها و الگوریتمهای ارزیابی بستگی دارد و نهادهای ذیربط باید جزئیات آن را به شفافیت اعلام کنند. برای خانوادهها پیام این تغییر کاملاً عیان است؛ خرید اعتباری باید ابزاری برای برنامهریزی مالی باشد، نه راهی برای فرار از کسری پول در آینده. انباشت اقساط کوچک در سرویسهای مختلف میتواند پرداختهای ماهانه را به حدی برساند که کنترل بودجه خانوار را مختل سازد. سهولت دریافت اعتبار در برخی پلتفرمها گاهی باعث میشود مشتریان بدون محاسبه مجموع تعهدات خود، از چندین سرویس مختلف خرید کنند. تجمیع این اقساط کوچک در کنار هزینههای جاری مانند اجارهبها، خوراک و ایابوجاب، فشار سنگینی بر اقتصاد خانوار تحمیل میکند. در همین راستا، پلتفرمها نیز وظایف سنگینی بر عهده دارند. پیش از نهایی شدن خرید، شرایط بازپرداخت، مهلتها، جرایم دیرکرد و عواقب عدم تسویه باید به شکلی کاملاً شفاف و به زبانی ساده به اطلاع مشتری برسد. همچنین باید مشخص باشد که چه اطلاعاتی و در چه زمانی به سیستم اعتبارسنجی ارسال میشود تا مصرفکننده غافلگیر نشود. ایجاد مسیری مطمئن برای ثبت اعتراض و اصلاح خطاهای احتمالی در دادهها نیز از ملزومات کار است تا خطاهای سیستمی به حقوق مالی افراد لطمه نزند. هدف اصلی از اعتبارسنجی، سنجش دقیق ریسک و تسهیل تصمیمگیری درباره اعطای اعتبار است، نه اینکه به ابزاری برای محدودسازی دسترسی شهروندان به خدمات مالی تبدیل شود. بروز مشکلات مالی موقت مانند از دست رفتن درآمد یا هزینههای پیشبینینشده همیشه به معنای بیمسئولیتی نیست و نظام اعتبارسنجی باید منعطف و پاسخگو باشد. برای اجرای صحیح این روند، برداشتن سه گام اساسی الزامی است: نخست، شفافسازی ضوابط و نحوه محاسبه اثر تأخیرها توسط نهادهای مسئول؛ دوم، نمایش دقیق تعهدات و عواقب دیرکرد توسط پلتفرمها پیش از نهایی شدن خرید؛ و سوم، فراهم کردن امکان بررسی گزارش اعتباری و پیگیری اعتراضات برای مصرفکنندگان. ورود خریدهای اعتباری به سیستم ارزیابی مالی میتواند تصویر کاملتری از مشتریان ارائه دهد، مشروط بر اینکه شفافیت قواعد، صیانت از حریم خصوصی و امکان اصلاح اشتباهات به طور کامل رعایت شود تا خرید اعتباری همچنان راهگشای مردم باقی بماند. منبع: جهان اقتصاد (به نقل از آفتاب نیوز)