به گزارش ایران اکونومیست؛ بستن تنگه نیز تنها یک ابزار کوتاهمدت بوده و انسداد طولانی بدون توجه به تبعات آن ممکن است به ضد خود تبدیل شود؛ یعنی با جایگرین کردن ناوگان سایه، اعتبار حاکمیت بر تنگه را خدشهدار کند و در بلندمدت باتوسعه راههای جایگزین ، ارزش این آبراه را کاهش دهد.
به نظر میرسد استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار نمیتواند به صورت صفر و یکی عمل کند و باید در برابر رفتارهای متغیر دشمن، واکنش هوشمندانه و متناسب داشته باشد تا به عبور مدیریتشده و اعمال حاکمیت راهبردی و بلندمدت بر تنگه منجر شود.
حفظ این اهرم راهبردی و پاسداری از اثر بلندمدت آن در گرو مدیریت هوشمندی است که بتواند از هر طریق ممکن، مثل جلوگیری از شکلگیری مسیرهای جایگزین و ایجاد امکان عبور محدود و مشروط، وابستگی منطقه و جهان به هرمز را تداوم بخشد.تحریمهای هوشمند آمریکا میتواند الگوی خوبی در این زمینه باشد؛ تحریمهایی که ضمن قاطعیت و اعمال فشار، انعطاف لازم را نیز در برابر اقتضائات مختلف دارند. این سیستم هوشمند هم راههای فرار را شناسایی میکند و هم معافیتها و مجوزهای موقت و مهلتهای زمانی و کانالهای مشخصی را برای اجرایی شدن واقعی و گام به گام تحریمها و جلوگیری از فروپاشی نظام آن پیشبینی کرده است.