ماجرای اخیر از آنجا آغاز شد که خبرنگاری برای نشان دادن افت شدید ارزش پول ملی، به عنوان نمونه به پفک اشاره کرد؛ هرچند کاملاً مشخص بود که هیچکس مدعی نشده دولت قصد دارد برای شهروندان پفک تهیه کند. با این حال، سخنگوی دولت با تمرکز بر همین مثال فرعی، از پاسخگویی به اصل مسئله یعنی افت قدرت خرید طفره رفت؛ کأنه اگر اعتبار کالابرگ صرفاً برای اقلام خوراکی بنیادین هزینه شود، دیگر ناکافی بودن مبلغ آن اهمیتی نخواهد داشت. واقعیت این است که تورم با هیچکس تعارف ندارد و چه بودجه کالابرگ صرف خرید گوشت و برنج شود و چه تنقلات، تا زمانی که قیمتها روند صعودی دارند، این رقمهای ناچیز گرهی از کار باز نمیکنند. چالش اصلی همین آب رفتن توان خرید خانوارهاست و مکان صرف اعتبار در درجه دوم اهمیت قرار دارد. فاطمه مهاجرانی در بخش دیگری از صحبتهای خود تأکید کرد که دولت به هیچ وجه منکر گرانیها نیست و کاملاً در جریان فشارهای سنگین تورمی بر معیشت شهروندان قرار دارد. او ریشه این فشارها را در شرایط تحمیلی از سوی دشمنان جستجو کرد که به گفته او با هدف زمینگیر کردن ملت شکل گرفته است. با وجود این توضیحات، پرسش کلیدی همچنان بیجواب مانده است: اگر دولتمردان از بار سنگین تورم باخبرند، تزریق مبلغ احتمالی ۳۰۰ هزار تومان قرار است چه حجم از این کاستیها را جبران کند؟ فرمول محاسبه این عدد چیست و چه سنخیتی با رشد سرسامآور قیمت اقلام ضروری دارد؟ در مجموع، رویکرد سخنگوی دولت به جای شفافسازی درباره کارایی و کفایت اعتبار کالابرگ، گفتگو را به سمت نوع اقلام قابل خریداری هدایت کرد. این در حالی است که گره کور معیشت کاملاً نمایان است؛ هنگامی که مخارج حیاتی زندگی سر به فلک میکشد، افزایشهای قطرهچکانی اعتبار، حتی اگر منحصراً برای خرید کالاهای اساسی هزینه شود، گویای یک پشتیبانی کارآمد از سفره مردم نخواهد بود. منبع: آفتاب نیوز