کاهش اخیر در صادرات نفت ایران به چین، موضوعی قابل توجه است که دلایل متعددی را در خود نهفته دارد. بررسی دادههای منابع معتبر بینالمللی حاکی از آن است که عوامل مختلفی در این روند دخیل بودهاند؛ از جمله کاهش تولید داخلی نفت ایران، اختلال در مسیرهای صادراتی و همچنین کاهش کلی واردات نفت خام چین به دنبال آغاز جنگ. آمارهای منتشره نشان میدهد که تولید نفت ایران در ماههای اخیر، از حدود ۳.۴ میلیون بشکه در روز در ماه ژانویه، به ۲.۷۲ میلیون بشکه در ژوئیه و سپس به ۲.۱۶ میلیون بشکه در اوت کاهش یافته است. این کاهش در تولید داخلی، قبل از هر چیز، بر حجم صادرات تأثیر گذاشته است. با توجه به نیاز پالایشگاههای داخلی، منطقی است که بخشی از این کاهش تولید، ناشی از افت صادرات و پر شدن مخازن به دلیل محدودیتهای انتقال باشد. با این حال، موضوع کاهش صادرات نفت ایران به چین، به بستری برای گمانهزنیها در مورد قراردادهای نفتی و عملکرد وزارت نفت نیز تبدیل شده است. طبق گزارشی از خبرگزاری تسنیم، سخنگوی کمیسیون امور داخلی مجلس، از طرح سوال از وزیر نفت در خصوص جزئیات قراردادهای نفتی ایران و چین خبر داده است. بر اساس گفتههای وی، یک قرارداد ۲ ساله فروش نفت میان شرکت بازرگانی نفت ایران و هفت پالایشگاه چینی در چارچوب برنامه راهبردی همکاریهای مشترک دو کشور منعقد شده بود که پس از گذشت شش ماه، از سوی وزارت نفت لغو شده است. وی تأکید کرده که وزیر نفت باید در خصوص دلایل این لغو توضیح دهد تا ابهامات رفع شود. اگرچه این ادعا نیازمند بررسی و شفافسازی است، اما نباید کاهش فروش نفت ایران را صرفاً به این موضوع محدود کرد؛ چرا که روندهای کلانتری در بازار نفت نقش دارند. کاهش واردات نفت چین تنها به نفت ایران محدود نیست. دادههای حملونقل دریایی حاکی از آن است که واردات کلی نفت خام چین در ماه اوت، گرچه اندکی نسبت به ماه ژوئیه افزایش داشته، اما به طور قابل توجهی نسبت به سه ماه پیش از آغاز جنگ کاهش یافته است. این بدان معناست که کاهش واردات چین یک روند کلی بوده و نمیتوان افت صادرات نفت ایران را بدون در نظر گرفتن این متغیر، صرفاً به تغییر در قراردادهای دوجانبه نسبت داد. نمودارهای موجود نشاندهنده افت شدید صادرات نفت ایران پس از آغاز جنگ است؛ همزمان با این افت، واردات چین نیز کاهش یافته است. آمارها نشان میدهد صادرات نفت ایران که در ژوئیه سال گذشته حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز بود، پس از جنگ به شدت کاهش یافته و در ماههای ژوئیه و اوت سال جاری به حدود نیم میلیون بشکه در روز رسیده است. همچنین، حجم قابل توجهی از نفت ایران در حال حاضر به صورت شناور ذخیره شده است. ذخایر نفت ایران در مخازن شناور از حدود ۲۰ میلیون بشکه در پاییز سال گذشته به بیش از ۶۰ میلیون بشکه در ژانویه امسال افزایش یافته و در ماههای بعد نیز در محدوده ۴۰ تا ۵۰ میلیون بشکه باقی مانده است. این آمار نشان میدهد که بخشی از مشکل، نه نبود نفت، بلکه دشواری در انتقال و تحویل آن است. زمانی که نفتکشها به عنوان مخزن شناور استفاده میشوند، فاصله بین تولید، صادرات، تحویل و مصرف نهایی افزایش مییابد. در همین دوره، ترکیب واردات نفت چین نیز دستخوش تغییر شده است. واردات نفت روسیه به چین افزایش یافته است. همزمان، سهم نفت ایران و روسیه در سبد وارداتی چین کاهش یافته و منابع دیگر سهم بیشتری پیدا کردهاند. این تغییر لزوماً به معنای عدم تمایل چین به نفت ایران نیست، بلکه در شرایطی که دسترسی به نفت تحریمی دشوارتر شده، بخشی از نیاز چین به سمت منابع جایگزین سوق پیدا کرده است. قیمت بالای نفت نیز بر رفتار چین تأثیرگذار بوده است. با افزایش قیمت نفت برنت به سطوح بالا، پالایشگاههای چینی انگیزه کمتری برای خرید بیشتر نشان داده و بخشی از نیاز خود را از ذخایر موجود تأمین کردهاند. تحلیلگران نیز پیشبینی میکنند که واردات نفت خام چین به سرعت به سطوح قبل از جنگ باز نخواهد گشت. اگرچه ذخایر فرآوردههای نفتی چین کاهش یافته و صادرات این فرآوردهها افزایش یافته است، این وضعیت ممکن است در نهایت پالایشگاههای چینی را مجبور به افزایش خرید نفت خام کند. در نهایت، کاهش صادرات نفت ایران به چین واقعیتی است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. در حالی که ادعای لغو زودهنگام قراردادها توسط وزارت نفت نیازمند شفافسازی است، اما شرایط کلی بازار نیز اجازه افزایش صادرات را نمیداد. کاهش تولید داخلی ایران، مشکلات انتقال و حملونقل، افزایش ذخیرهسازی شناور و کاهش کلی واردات نفت خام چین، همگی در این روند نقش داشتهاند. بنابراین، افت صادرات نفت ایران به چین را باید در درجه اول در چارچوب اختلال در عرضه و حملونقل و کاهش واردات کلی چین تحلیل کرد. موضوع قراردادها میتواند بخشی از ماجرا باشد، اما نباید کل افت صادرات را به آن نسبت داد. منبع: آفتاب نیوز