سال گذشته در همین بخش به بررسی بازار میوه پرداختیم و از پدیده «خرید دانهای» گفتیم؛ راهکاری که خانوادهها برای مدیریت هزینهها و نگه داشتن میوه در سفره خود به کار بسته بودند تا ناچار نشوند یک کیلوگرم کامل از میوههایی مانند سیب یا پرتقال را خریداری کنند. آن روزها خرید دانهDای نشانهای از کوچکتر شدن سبد معیشت بود، اما دستکم امیدی به حفظ میوه در سفره خانوار وجود داشت. با گذشت یک سال، به نظر میرسد حتی آن راه چاره نیز در حال مسدود شدن است. امروزه گرانی به جایی رسیده که حتی تهیه تعداد محدودی میوه نیز هزینه سنگینی به خانوارها تحمیل میکند. مشکل فراتر از ناتوانی در خرید یک یا دو کیلو میوه است؛ بلکه ماهیت خرید این اقلام تغییر کرده و چیزی که زمانی سادهترین بخش سفره بود، اکنون نیازمند حسابوکتاب، سبکس سنگین کردن و خط زدن اقلام مختلف است. در چنین وضعیتی، چالش اصلی تنها بهای یک کیلوگرم از محصولاتی چون سیب، موز یا گلابی نیست، بلکه سهم بزرگی از درآمد خانواده است که باید صرف تهیه چند قلم میوه و سبزی شود. جهش قیمت بسیاری از میوهها به کانال چند صدهزار تومان، خانوارها را وادار میکند تا برای تأمین این اقلام ضروری، از دیگر هزینههای زندگی بزنند. این تحول در سبک خرید مردم کاملاً مشهود است؛ وزن خریدها کاهش یافته، سبد کالا کوچکتر شده و معیار انتخاب بیش از آنکه میل و نیاز خانواده باشد، قیمت کالاهاست. میوه که باید جزو اقلام ثابت سبد غذایی باشد، آرامآرام به کالایی تبدیل میشود که خرید آن نیازمند برنامهریزی مالی است. این فشار اقتصادی تنها به میوه محدود نمیشود، بلکه صیفیجات و سبزیجاتی که شالوده بسیاری از غذاها هستند را نیز دربرگرفته است. در نتیجه، بحران از گرانی یک کالای خاص فراتر رفته و الگوی تغذیه خانوار را دگرگون کرده است؛ تغییری که شاید با کم شدن تعداد میوهها شروع شود، اما در نهایت کیفیت و تنوع مواد غذایی مصرفی را به خطر میاندازد. یک سال پس از آن بررسی، بار دیگر به میادین میوه و ترهبار سر زدیم تا ببینیم تهیه تنها یک کیلوگرم از اقلام مختلف، چه بار مالی سنگینی را بر دوش خانوادهها میگذارد. برای داشتن معیاری منصفانه، نرخ فروشگاههای آنلاین مبنا قرار گرفت تا از نوسانات عجیب قیمتها در محلات مختلف تهران دوری شود. در بخش سبزیجات، گوجهفرنگی با بهای ۹۹ هزار تومان، خیار گلخانهای و کدوحلوایی هر یک با ۱۲۰ هزار تومان، پیاز زرد با ۱۲۵ هزار تومان و پیاز قرمز با ۱۵۰ هزار تومان در هر کیلوگرم عرضه میشوند. هویج با نرخ ۲۲۵ هزار تومان جایگاه بالاتری دارد و کلم بروکلی با قیمت ۳۹۰ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم، هزینه چشمگیری را به سبد خرید تحمیل میکند. بازار میوه رکورددارهای بالاتری دارد؛ سیب زرد و کیوی هر کدام ۳۰۰ هزار تومان، سیب سبز ترش ۳۵۰ هزار تومان و انجیر سیاه ۳۶۰ هزار تومان قیمت خوردهاند. لیموترش سنگی و شلیل به بهای ۴۵۰ هزار تومان و هلو با نرخ ۵۵۰ هزار تومان به فروش میرسند. موز کیلویی ۵۸۰ هزار تومان قیمت دارد و گلابی با نرخ ۶۶۰ هزار تومان گرانتر است، در حالی که انبه به صورت دانهای و با قیمت ۵۸۰ هزار تومان برای هر عدد عرضه میشود. آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، نه گرانی یک یا دو محصول، بلکه قرار گرفتن بیشتر میوهها در کانال قیمتی چند صدهزار تومانی است که رقم نهایی فاکتور خرید را به شدت بالا میبرد. با تطبیق این قیمتها با درآمدها، ابعاد بحران روشنتر میشود. با در نظر گرفتن حقوق ۲۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی در سال ۱۴۰۵، اگر خانوادهای در طول هفته تنها یک کیلوگرم از هفت قلم سبزیجات منتخب (خیار، هویج، گوجه، پیازها، کدو و بروکلی) بخرد، هزینه ماهانه آن به ۴ میلیون و ۸۹۶ هزار تومان بالغ میشود. خرید ماهانه ده قلم میوه بررسیشده نیز ۴ میلیون و ۵۸۰ هزار تومان آب میخورد. مجموع این خرید حداقلی، ۹ میلیون و ۴۷۶ هزار تومان هزینه در پی دارد؛ یعنی نزدیک به ۴۵ درصد از حقوق پایه صرفاً صرف خرید این مقدار اندک از میوه و سبزی میشود، آن هم در حالی که مصرف واقعی خانوارها عموماً بسیار بیشتر از این مقدار حداقلی است. این محاسبات حتی هزینههای پروتئین، لبنیات، برنج، نان و حبوبات را در بر نمیگیرد. به بیان دیگر، نیمی از دستمزد یک کارگر پیش از تأمین سایر نیازها، تنها صرف خرید مقدار محدودی میوه و سبزی میشود. گزارشهای میدانی و تصاویر منتشر شده در فضای مجازی نشان میدهند که گرانی تنها روی برچسبها باقی نمانده، بلکه رکود را به بازار کشانده است؛ میوههایی که تا پایان روز دستنخورده میمانند و مشتریانی که با دیدن نرخها از خرید منصرف میشوند. این افت قدرت خرید، نگرانی عمیق فعالان بازار، انبارداران و رانندگان کامیون را به دنبال داشته است، چرا که محصولات فروشنرفته به معنای هدر رفتن هزینههای حملونقل، نگهداری و سرمایه است. سال گذشته تلاش خانوادهها با خرید دانهای معطوف به حفظ میوه در سفره بود، اما امروز حتی خرید ماهانه این اقلام حداقلی به بیش از ۹ میلیون تومان رسیده است. این فشار اقتصادی به عمق سفرهها نفوذ کرده و میان «خواستههای خانواده» و «توان مالی آنها» شکاف عمیقی ایجاد کرده است. میوه و سبزی نباید کالایی لوکس باشند، اما وقتی تأمین سهم ناچیزی از آنها نیازمند صرف نیمی از حقوق پایه است، دیگر نمیتوان آن را تنها یک نوسان ساده بازار دانست؛ پشت این ارقام، سفرههایی هستند که زیر بار تورم روزبهروز کوچکتر میشوند. منبع: آفتاب نیوز