۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۹

اعتراض محمدرضا شجریان که جنجال به پا کرد!

اعتراض خسرو آواز ایران
کد خبر: ۸۴۱۰۳۴

 

به گزارش ایران اکونومیست؛ محمدرضا شجریان در سال ۱۳۵۶ در اوج فعالیت حرفه‌ای خود، تصمیمی جنجالی گرفت؛ کناره‌گیری از خوانندگی در رادیو و تلویزیون. این تصمیم با واکنش‌های گسترده و گاه متناقض در رسانه‌ها و محافل هنری همراه شد، که در سه راستا بودند؛ تایید و همدلی، نقد محتاطانه یا متوازن و واکنش منفی و تخریبی.

 از محمدرضا شجریان همواره به عنوان هنرمندی دغدغه‌مند یاد می‌شود، هنرمندی که در هر برهه از تاریخ؛ چه در دوره پیش از انقلاب و چه پس از آن، اعتراض خود را نسبت به شرایط موسیقی ایرانی و البته اجتماعی صراحتا اعلام می‌کرد که البته به عقیده برخی از جامعه‌شناسان یکی از دلایل محبوبیت او، همین ویژگی‌اش بوده است. 

کنش‌های شجریان به دوره خاصی محدود نمی‌شد؛ او در سال ۵۶ در اعتراض به نوع برخورد با هنرمندان از فعالیت در رادیو و تلویزیون استعفا کرد و به کشاورزی پرداخت.

در همان زمان، او در نخستین مصاحبه‌هایی که درباره این اقدام خود انجام داد، گفت: «در زندگی هیچوقت تا این اندازه دو دل و نگران نبوده‌ام. از سویی وسوسه‌ شهرت و ثروت و از سوی دیگر پایبند بودن به اصالت و حرمت موسیقی، مرا آزار می‌دهد. بسیاری از خواننده‌ها که قبل از من به میدان آمده‌اند دچار چنین وسوسه‌ای شده‌اند. تا روزی که پشتوانه‌شان موسیقی اصیل بود کسی آنها را نمی‌شناخت، امروز مردم برای امضا گرفتن از آنها صف می‌بندند، چون موسیقی عامه‌پسند اجرا می‌کنند. هر شب چند هزار تومان درآمد دارند و خوب هم زندگی می‌کنند. خود اما پیشنهادهای بسیاری را برای خواندن در کاباره‌ها رد کرده‌ام. آنچه همیشه برای من مطرح بوده و هست این است که در جایی شرکت کنم که موسیقی در متن باشد و نه در حاشیه. من هیچ وقت نتوانسته‌ام به خاطر سرگرمی یک عده به جایی بروم و برنامه اجرا کنم چون این کار با روحیه‌ من جور نبوده است.»

در سال‌های میانی دهه‌ ۱۳۵۰ برای اجرای یک برنامه‌ گلها از رادیو دستمزدی برابر با ۷۵۰ تومان به شجریان پرداخت می‌شد که خود اینگونه گفته بود: «برای هر جلسه حق الزحمه‌ای می‌گرفتم که در آغاز کار در رادیو، جلسه‌ای ۲۰۰ تومان بود و در اواخر آن حدود سال ۱۳۵۵ به جلسه‌ای ۷۵۰ تومان رسیده بود. بین ۲ تا ۶ برنامه هم در ماه اجرا می‌کردم، به هر حال چیزی که به دستم می‌رسید یک کمک خرجی بیش نبود و در اصل کارشناس رسمی وزارت کشاورزی بودم. در مقابل دستمزد یک شب اجرا در کاباره به چند هزار و گاه چند ۱۰ هزار تومان می‌رسید. من توقع درآمدی در حد خوانندگان آنجا که گاه به صد تا دویست هزار تومان در ماه می‌رسد ندارم، توقع من این است که بتوانم زندگی خود و خانواده را تامین کنم.» 

استعفای شجریان از رادیو و تلویزیون ملی ایران و البته نخستین گفت‌وگوهای او بازتاب خاصی نداشتند تا اینکه او در گفت‌وگویی با روزنامه «اطلاعات» از مشکل ارج نگذاشتن به کار هنرمندان صحبت کرد و به دنبال این خبر، گفت‌وگوها و اظهار نظرهای زیادی به راه افتاد.

در همان زمان کیهان نوشت: «سیاوش شجریان که بار موسیقی اصیل ایرانی را بر دوش دارد برای همیشه خوانندگی را کنار گذاشت» و از قول شجریان اضافه کرد که «هیچ ضابطه‌ای در کار نیست و هرکس از راه می‌رسد بلافاصله شروع به کار می‌کند، حال آنکه زمانی که من میخواستم شروع به کار کنم شورای موسیقی رادیو دو بار مرا رد کرد.» 

روزنامه آیندگان هم بیش از نیمی از صفحه فرهنگی خود را به گفت‌وگو با شجریان اختصاص داد و نوشت: «شجریان امید بزرگ موسیقی ایرانی خسته و دلگیر از رادیو و تلویزیون گوشه‌نشین شد» و ادامه داد: «یک هنرمند باید به چه تنگنایی برسد که مجبور به ترک کار خود بشود؟»

روزنامه کیهان اما سراغ هنرمندان دیگر نیز رفت و نظر آنها را درباره این امر جویا شد؛ به‌گونه‌ای که «فرامرز پایور» مقدار زیادی حق را به شجریان داد. «بنان» هم اظهار داشت که موسیقی روز نمی‌تواند موسیقی اصیل را از بین ببرد، همان‌طور که موسیقی روز اروپا خدشه‌ای به آثار بتهوون وارد نکرد. او گفت که مردم را نمی‌توان به سلیقه خاصی مجبور کرد. «مرتضی حنانه» نیز معتقد بود که انتخاب موسیقی را باید به مردم واگذار کرد. «جواد بدیع‌زاده» با اظهار اینکه شجریان قدرت صدا را در حد اعلا دارد و بهترین ترانه‌ها و آوازها را خوانده است، گفت «به او چه مربوط است که چه چیزی از رسانه پخش می‌شود».

بااین حال «عماد رام» کناره‌گیری شجریان را فاجعه‌ای برای موسیقی اصیل ایرانی خواند و «ایرج جنتی عطایی» شجریان را تأیید نکرد و گفت که او نباید سنگر را خالی می‌کرد؛ زیرا سال‌ها طول خواهد کشید تا استعداد جوان دیگری پرورش یابد. 

واکنش‌ها ادامه داشت و روزنامه اطلاعات حتی در مصاحبه‌ای با «هوشنگ ابتهاج»، سرپرست واحد موسیقی رادیو، نظر او را هم جویا شد. او گفت: «مردم از انواع موسیقی خوششان می‌آید و نباید سلیقه‌ خاصی را بر دستگاه موسیقی حاکم کنیم، اما تلاش ما این بود که هنرمندانی که بخش بزرگی از کارشان در کافه و کاباره است وقتی به رادیو می‌آیند از روش‌های کاباره‌ای استفاده نکنند و در راه اعتلای موسیقی خوب ایرانی کوشش کنند. اختصاص درآمد کم به معنای کم ارج نهادن بر کار هنرمندان رادیو نیست و تلاش بر این است که وضع مالی هنرمندان رادیو بهبود یابد.»

اما برخلاف واکنش میانه «سایه»، روزنامه رستاخیز بی‌آنکه نامی از شجریان ببرد واکنش تندی به این ماجرا نشان داد و نوشت: «او قشقرق به پا کرده و توقع اضافی دارد، چراکه می‌توانست به کاباره برود و از مواهب آن برخوردار شود، به خصوص که تمام امکانات تلویزیونی و رادیویی بسیج شده تا صدای او را به گوش مردم برساند. این روزنامه ادامه داد دیکتاتوری آواز دیگر نشنیده بودیم. او مختار است پیگیری کند تا امکانات بیشتری به دست آورد ولی حق ندارد به مردم بگوید چه صدایی را بشنوند و دستور قلع و قمع جمیع خوانندگان را صادر نماید.» 

«محمدرضا لطفی» نیز همانند سایه، واکنشی میانه به این امر داشت و گفته بود: «حق نبود شجریان ما را تنها بگذارد. خواهشمندم به کار خود برگردند و بیش از این موسیقی ایرانی را دچار اشکال نکنند.» 

اما «داریوش صفوت» با انتقاد از شجریان و در مقابل با حمایت از رادیو تلویزیون تبلیغات آنها را برای شجریان بی‌سابقه خواند و اظهار کرد که «این ارگان، شجریان را قله تسخیرناپذیر آواز معرفی و لقب استادی را هم دو دستی به ایشان تقدیم کرده است. درحالی که هستند خوانندگانی که دانش و سواد موسیقی شان اصیل‌تر و قوی‌تر از شجریان است.»

«محمود محمودی خوانساری» که خود نیز اقدامی مشابه شجریان داشت، گفته بود: «ترانه‌سرا به مناسبت قهر و آشتی یا عشق و ناکامی خواننده و به سفارش او ترانه می‌سازد و این چنین هنر موسیقی به بیهودگی کشیده شده و حتی این ترانه‌های سفارشی و کاباره‌ای از رادیو تلویزیون پخش می‌شود.»

فضای کلی حاکم بر این فصل تضاد دو نگرش را به موسیقی آشکار کرد؛ موسیقی به مثابه فرهنگ، در برابر موسیقی به مثابه کالا. از یک سو شجریان و حامیانش خواهان حفظ اعتبار موسیقی و ارتقای فرهنگ عامه‌ بودند؛ سوی دیگر خواستار سازش با سلیقه عمومی و استقبال از بزم شبانه.

به نظر می‌رسد کناره‌گیری شجریان یک تصمیم شخصی نبود، بلکه حرکتی «نمادین» در نقد وضعیت موسیقی و تقاضا برای بازتعریف نقش هنرمند در جامعه بود. کنش فردی او به مسئله‌ای عمومی تبدیل شد که مدت‌ها در فهرست اخبار هنری و اجتماعی قرار داشت.

واکنش گوناگون رسانه‌ها و چهره‌های فرهنگی نشان داد که درباره موسیقی و جایگاه هنرمند، شکاف عمیقی در دیدگاه‌ها وجود دارد. این بخش نه یک فصل از زندگی شجریان، بلکه برشی از موسیقی ایران است که تعارض‌های دیرینه آن را در قالب تأیید یا نقد یک «نماد» نشان می‌دهد.

در همان زمان، شجریان به واسطه درخواست‌هایی که از مخاطبانش برای بازگشت به رادیو و تلویزیون دریافت می‌کرد، بر سر بازگشتش رایزنی شد و در مصاحبه‌ای گفت: «از وقتی که کار خوانندگی را در رادیو کنار گذاشته‌ام، نامه‌های زیادی از مردم دریافت کرده‌ام و عده زیادی مرا متهم کرده‌اند که با خواندن در رادیو سنگر را برای به اصطلاح موسیقی روز خالی کرده‌ام و عده‌ای هم کار و دلایل مرا پذیرفته‌اند.

اما همه نامه‌ها تاکید داشته‌اند که من باید به رادیو بازگردم. از سوی دیگر به خاطر دوستانی که در رادیو دارم، سال‌ها با هم کار کرده‌ایم و افکاری مشترک داریم با مسئولان رادیو صحبت کرده‌ام اما هنوز تصمیم نگرفته‌ام که بازگردم یا خیر؟ مسلما اگر قرار شود به رادیو باز گردم امتیازاتی به نفع موسیقی اصیل ایرانی خواهم گرفت. البته برخلاف نظر بعضی کج‌اندیشان منظور پخش کارهای خودم نیست، بلکه مورد نظر پخش بیشتر موسیقی اصیل ایرانی است.»

محمدرضا شجریان، که با عنوان «استاد آواز ایران» و «خسرو آواز ایران» شناخته می‌شود، متولد یکم مهرماه ۱۳۱۹ است، که ۱۷ مهرماه ۱۳۹۹ درگذشت.

آخرین اخبار