**تحلیل بازار نفت: چرا قیمت برنت هنوز ۱۰۰ دلار را شکست؟** در یک بررسی جدید، مشخص شده که چه عوامل مانع از افزایش قیمت نفت شده و نقش کشورهای عربی، امارات، عراق و حتی چین در کنترل قیمت آن چه بوده است. اگر جنگ خلیج فارس چند دهه پیش رخ داده بود، شاید معاملهگران امروز اعداد بسیار بالاتر را روی تابلوهای بازار میدیدند. تنگه هرمز، که گلوگاه اصلی صادرات نفت جهان است، به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. صادرات نفت کشورهای خلیج فارس کاهش یافته، نفتکشهای ایرانی هدف حملات قرار گرفتهاند و حوثیها نیز به تأسیسات انرژی عربستان حمله کردهاند. با این حال، قیمت نفت برنت، که نماد اصلی بازار جهانی است، همچنان نتوانسته مرز روانی ۱۰۰ دلار را بشکند. **تنگه هرمز: هنوز مهم است، اما جهان آمادگی بیشتری دارد** پیش از جنگ، حدود یک پنجم نفت و فرآوردههای نفتی جهان از تنگه هرمز عبور میکرده است. این در حالی است که اکنون، با کاهش صادرات، این گلوگاه اهمیت خود را از دست نداده است، اما بازار نفت اکنون بین اختلال هرمز و قطع کامل عرضه، تفاوت قائل میشود. برخی معتقدند که هرمز همچنان بسیار مهم است، اما اقتصاد جهان برای زندگی با این گلوگاه ناامن، آمادهتر از گذشته شده است. افزایش تولید نفت در خارج از خلیج فارس، خطوط لوله جایگزین، ذخایر استراتژیک و تجاری، کاهش تقاضای چین و تغییر انتظارات معاملهگران، باعث شده هر بشکه نفتی که از هرمز خارج نمیشود، الزاماً یک بشکه کمبود در بازار جهانی ایجاد نکند. **شوک عرضه: چگونه بازار نفت با آن مقابله میکند؟** در حالی که صادرات نفت از خلیج فارس به حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است، برخی برآوردها نشان میدهند که حجم واقعی صادرات نفت از این منطقه، حدود ۶ تا ۸ میلیون بشکه در روز است. این در حالی است که پیش از جنگ، این رقم حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز بوده است. **مسیرهای جایگزین: چگونه نفت به بازار میرسد؟** کشورهای خلیج فارس طی سالها میلیاردها دلار برای ساخت زیرساختهایی هزینه کردهاند تا در زمان بحران بتوانند بخشی از نفت را بدون عبور از هرمز به بازار برسانند. عربستان خط لوله شرق-غرب را در اختیار دارد که نفت را از مناطق شرقی کشور به ساحل دریای سرخ منتقل میکند. امارات نیز خط لولهای دارد که نفت را به فجیره در دریای عمان میرساند. **تغییر نقشه تولید نفت: چگونه جهان با شوک عرضه مقابله میکند؟** شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ در یک دنیایی رخ داد که بخش بزرگی از ظرفیت صادراتی نفت در اختیار تعداد محدودی از تولیدکنندگان خاورمیانه بود. امروز چنین نیست. انقلاب نفت شیل آمریکا، توسعه میادین کانادا، برزیل، گویان و دیگر مناطق باعث شده جغرافیای عرضه متنوعتر شود. **تغییر تقاضا: چگونه چین نقش خود را تغییر داده است؟** چین طی دو دهه گذشته، موتور اصلی رشد تقاضای نفت جهان بوده است. با این حال، اکنون این رابطه در حال تغییر است. برآوردهای جدید نشان میدهند که تخریب تقاضا در بخش پتروشیمی و سوخت حملونقل در ۳ ماهه سوم به حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز رسیده است. بیش از نیمی از آن مربوط به چین است که برقی شدن حملونقل و استفاده از زغالسنگ در برخی فرآیندهای شیمیایی، تقاضا برای نفت را محدود کرده است. **ذخایر استراتژیک: چگونه جهان با شوک عرضه مقابله میکند؟** پس از اختلال بیسابقه ناشی از جنگ، اعضای آژانس بینالمللی انرژی با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کردند. این بزرگترین اقدام جمعی در بیش از ۵۰ سال تاریخ این سازمان است. ذخایر استراتژیک قرار نیست برای همیشه جای تولید از دسترفته را بگیرند. کارکرد اصلی آنها خریدن «زمان» است. **بازار فیزیکی نفت: چگونه با قیمت شاخص جهانی متفاوت است؟** برنت یک شاخص مالی جهانی است، اما پالایشگاهی که امروز به نفت فیزیکی مشخصی در آسیا نیاز دارد ممکن است عملاً بیش از ۱۰۰ دلار بپردازد. بازار فرآوردهها حتی نگرانکنندهتر است. قیمت دیزل در آمریکا به رکورد رسیده و مدیران صنعت هشدار دادهاند، عرضه جهانی دیزل با نزدیک شدن زمستان همچنان محدود خواهد ماند. **پیشبینیهای بازار: چگونه معاملهگران با شوک عرضه مقابله میکنند؟** بانکهای سرمایهگذاری محتاطتر شدهاند. مورگان استنلی اکنون متوسط برنت در سهماهه چهارم را ۱۰۰ دلار پیشبینی میکند. گلدمن ساکس نیز پیشبینی دسامبر خود را ۵ دلار افزایش داده و بر این فرض است که اختلال کشتیرانی خاورمیانه تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت. **نتیجهگیری: چرا هرمز هنوز میتواند بازار نفت را تکان دهد؟** تنگه هرمز هنوز میتواند بازار نفت را تکان دهد، اما ظاهراً دیگر به آسانی گذشته، نمیتواند آن را به گروگان بگیرد. جهان امروز برای زندگی با هرمز مختل شده، ابزارهای بیشتری نسبت به گذشته دارد. تولید نفت، جغرافیای متنوعتری پیدا کرده، آمریکا خود به تولیدکننده بزرگ تبدیل شده، عربستان و امارات مسیرهای جایگزین ساختهاند، کشورهای مصرفکننده ذخایر استراتژیک عظیمی دارند و بزرگترین خریدار نفت جهان نیز به دلیل برقی شدن حملونقل و ذخایر گسترده کمتر از گذشته ناچار است هر بشکه موجود در بازار را بخرد. این واقعیت را باید در نظر گرفت که قدرت یک گلوگاه به تعداد گزینههایی نیز بستگی دارد که جهان در صورت بسته شدن آن در اختیار دارد. شاید به همین دلیل مهمترین پیام نفت زیر ۱۰۰ دلار این نباشد که بازار جنگ را باور نکرده است. بازار جنگ را دیده، برای آن حق بیمه ژئوپلیتیک در نظر گرفته و بازار فیزیکی نیز نشانههای جدی کمبود را بروز داده است. اما معاملهگران همزمان دارند چیزی دیگر را قیمتگذاری میکنند. جهان امروز برای زندگی با هرمز مختل شده، ابزارهای بیشتری نسبت به گذشته دارد؛ بنابراین هرمز هنوز میتواند بازار نفت را تکان دهد، اما ظاهراً دیگر به آسانی گذشته، نمیتواند آن را به گروگان بگیرد.