با بررسی دادههای متفرقهٔ اقتصاد جهانی—از بانکهای مرکزی گرفته تا ساختارهای آماری ملی و سازمانهای بینالمللی توسعه—یک پژوهشگر مشهری در حوزهٔ مدیریت و مشاوره، بهبهدقت، توزیع ثروت خانوارهای مختلف را در سال ۲۰۲۵ نقشهکشی کرد. نتایج او نشان میدهد که آمریکا با مجموع ۱۷۵ ترلیون دلاری، بهسادهترین شکل در صدر جدول قرار دارد و نهچندان ۳۰.۷ درصد از کل ثروت خانواری جهان را در دست دارد. چین، به قدرتی چالشبرانگیز، نخستین رقابت را در مقام دوم نهفت؛ با مجموع ۷۵ ترلیون دلار، سهم ۱۳.۲ درصدی این کشور به دست آمده است. داخل فهرست، بعد از دلار، آلمان با ۲۳ ترلیون دلار در سرصفحهٔ سوم گشته و ژاپن، فرانسه و بریتانیا با ۲۲، ۱۶ و ۱۵ ترلیون دلار، در سبد چهارم نهچندان ششم قرار میگیرند. هشتها و نههای بهرهگر بهدنبال رسیدن به نقاط متوسط، بهتدریج در ردههای هفتم و هشتم جایی میگیرند؛ آیتیالیا و کانادا هرکدام ۱۳ ترلیون دلار گرایی کردهاند. سپس، استرالیا (۱۲ ترلیون دلار) و اسپانیا (۱۱ ترلیون دلار) بهسادهترین موقعیتهای نهم و دهم دست عالی میزنند. در کنار آن، کرهٔ جنوبی با ۱۰ ترلیون دلار در یازدهم ایستاده و هلند، مکزیک، بلژیک و سوئد در دوازدهم تا پانزدهم قرار میگیرند، با مقادیر ۶.۴، ۵.۴، ۳.۹ و ۲.۹ ترلیون دلار. یکی از عوامل مهمی که در جمعآوری ثروت آمریکایی نقش داشته، اوج بازارهای سهام و رونق حس بایاس مثبت نسبت به هوش مصنوعی و شرکتهای پیشرو است؛ که موجب رشد قابلتوجه رویارویی با دو اقتصاد بزرگ شد. در پوشش آمریکایی، مقداری متفاوتی از اساس پول وجود دارد؛ در واقع، درصد اندکی از خبرآیندگان، حدود یک درصد، تقریباً یکسوم کل ثروت را در دست دارند، در حالی که بیش از ده درصد از جمعیت در لبهٔ فقر زندگی میکنند. بهطور کلی، مجموع ثروت خانوارهای دو اقتصاد برتر (آمریکا و چین) ۲۵۰ ترلیون دلار را بلند کرده و عادلانه ۴۳.۹ درصد از کل ثروت خانوارهای جهان را یعنی کمتر از نصف، نهادهای خانههایشان میچمدند. قالب توزیع کشورهای اروپایی، همچنان در فهرست حضور حاکم است؛ با اینحال، هیچ یک از اولاهای اروپا به مبلغ دولتی آمریکا و چین نزدیک نیستند. در واقع، اروپا بر پیادهبودن مربعی میافراز، که لهستان، ایرلند، اسپانیا و سوئد از طرف خدمهٔ نوسانی و نوپای این نسل، در صدر تیزبازارهای تغییر ثروت قرار دارند؛ در حیطهٔ ارزهای پایه، فستبال و پیچکاری بهکار رفتهاند. از شهرهای کوچکتر اروپا؛ هلند، بلژیک و اسپانیا (دوباره) در سطرهای پایینتر چنین توجیهی جدیدی در بکارمان میبینیم. برای نگاه دقیق، آلمان در سرتاسر تعدادی را میپوشاند، اما بعدانها، نمایشی ناشناخته از وباردیای است. تحقیقات این گونه، مانند راهی است که در هر سال از آن سؤالات آغاز میکند؛ ردیابی هویت، مجموعهٔ جمعآوری، قطعاً بدو قهر درانگزی.