طلا بهعنوان یکی از قدیمیترین و پایدارترین داراییها در جهان، همیشه نقش مهمی در سرمایهگذاری، اقتصاد و ذخایر بانکهای مرکزی داشته است. با این حال، قیمت آن در کوتاهمدت تحت تأثیر عوامل زیادی قرار میگیرد که درک آنها برای سرمایهگذاران، تحلیلگران و سیاستگذاران اقتصادی اهمیت ویژهای دارد. قیمت طلا ثابت نیست و هیچ نهاد واحدی آن را تعیین نمیکند؛ بلکه نتیجه تعامل بازارهای جهانی، عرضه و تقاضا، سیاستهای پولی و رفتار سرمایهگذاران است.
در ادامه ۹ تا از مهمترین عوامل موثر بر قیمت طلا را بررسی میکنیم. درک این عوامل به سرمایهگذاران کمک میکند که بفهمند رشد قیمت طلا تا کجا ادامه دارد؟
قیمت طلا از اصول ساده اقتصادی عرضه و تقاضا تبعیت میکند. وقتی تقاضا برای طلا بیشتر از میزان عرضه موجود باشد، قیمت آن افزایش مییابد و بالعکس. بخش عمده تقاضای طلا از چهار حوزه اصلی شکل میگیرد.
اولین بخش صنعت جواهرات است. تقریباً نیمی از تقاضای جهانی طلا مربوط به تولید جواهرات است. صندوقهای سرمایهگذاری و ETFها هم تاثیر زیادی روی قیمت طلا میگذارند. افزایش جریان سرمایه به این صندوقها باعث میشود که این نهادها برای پشتوانه سهام، طلا خریداری کنند و تقاضای فیزیکی افزایش یابد، که قیمت طلا را تقویت میکند.
علاوه بر این در بازار طلا فشار خرید بانکهای مرکزی خیلی مهم است. بانکهای مرکزی برای تنوعبخشی به ذخایر ارزی و کاهش وابستگی به ارزهای فیات، طلا خریداری میکنند. کاربرد صنعتی و فناوری هم خیلی مهم است. طلا به خاطر رسانایی بالا و مقاومت در برابر خوردگی در الکترونیک، تجهیزات پزشکی و هوافضا کاربرد دارد. با پیشرفت فناوری، تقاضای صنعتی برای طلا افزایش مییابد و فشار بر قیمت را بیشتر میکند.
عرضه طلا هم از دو منبع اصلی تامین میشود. اولین مورد طلای بازیافتی است. این بخش شامل طلاهایی است که از جواهرات قدیمی، تجهیزات الکترونیکی و سایر منابع بازگردانده میشوند. دومین مورد نیز طلای استخراجشده است. این نوع طلا از معدن به دست میآید و تولید آن محدود و پرهزینه است.

طلا به شدت نسبت به تورم و نرخ بهره واکنش نشان میدهد. زمانی که نرخ بهره بالا و تورم پایین است، سرمایهگذاران تمایل بیشتری به داراییهای درآمدزا مانند اوراق قرضه دارند و طلا جذابیت کمتری پیدا میکند. اما وقتی نرخ بهره واقعی منفی باشد، یعنی تورم از بازدهی داراییها بیشتر باشد، طلا به گزینه امنتری تبدیل میشود. در این شرایط سرمایهگذاران برای حفظ قدرت خرید خود به طلا روی میآورند و تقاضا و قیمت آن افزایش مییابد.
طلا در جهان بر اساس دلار قیمتگذاری میشود و رابطه معکوسی با ارزش دلار دارد. وقتی دلار قوی باشد، خرید هر اونس طلا با دلار کمتر امکانپذیر است و قیمت جهانی طلا کاهش مییابد. برعکس، ضعف دلار باعث افزایش قیمت طلا میشود، زیرا سرمایهگذاران خارجی برای خرید همان میزان طلا به ارزهای خود نیاز بیشتری دارند و تقاضای بینالمللی افزایش مییابد.
در شرایط بحران سیاسی، اقتصادی یا نظامی، سرمایهگذاران به داراییهای امن روی میآورند و طلا همواره در صدر این داراییها قرار دارد. تاریخ نشان داده است که در زمانهایی مانند جنگها، ناآرامیهای بینالمللی یا رکود اقتصادی، تقاضای طلا افزایش مییابد و قیمت آن بالا میرود. طلا به دلیل ماهیت فیزیکی و استقلال از سیاستهای دولتی، به عنوان «پناهگاه سرمایه» عمل میکند و میتواند در شرایط نااطمینانی ثبات نسبی ایجاد کند.
بانکهای مرکزی نقش مهمی در تعیین قیمت طلا دارند. این بانکها حدود یک پنجم طلای استخراجشده جهان را در اختیار دارند و خرید یا فروش آنها میتواند هم عرضه موجود را کاهش دهد و هم سیگنال قوی به بازار بدهد. بهویژه بانکهای مرکزی در اقتصادهای نوظهور با افزایش خرید طلا تلاش میکنند ذخایر خود را متنوع کنند و وابستگی به دلار را کاهش دهند.

از اوایل دهه ۲۰۰۰، تقاضای سرمایهگذاری برای طلا از طریق صندوقها و ETFها به یکی از نیروهای اصلی بازار تبدیل شده است. این صندوقها طلا را خریداری و ذخیره میکنند و سرمایهگذاران میتوانند با خرید سهام آنها به طلا دسترسی پیدا کنند بدون اینکه نیاز به نگهداری فیزیکی آن داشته باشند. جریان سرمایه به این صندوقها رابطه مستقیمی با تقاضای فیزیکی طلا دارد و میتواند قیمت آن را بهطور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.
همان طور که گفتیم تقاضای سرمایهگذاران بخش قابل توجهی از بازار طلا را تشکیل میدهد. برای مثال جواهرات تقریباً ۵۰ درصد مصرف سالانه طلا را تشکیل میدهند و این تقاضا در کشورهای دارای سنتهای فرهنگی قوی مانند هند و چین، به شکل دورهای افزایش مییابد. کاربردهای صنعتی و فناوری هم سهم کمتری از مصرف دارند، اما به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد طلا مانند رسانایی و مقاومت در برابر خوردگی، تقاضای پایدار و مهمی ایجاد میکنند.
قیمت طلا نه تنها تحت تأثیر عوامل بنیادی، بلکه تحت تأثیر روانشناسی بازار نیز قرار دارد. نگرانی از رکود اقتصادی، تنشهای ژئوپلیتیک، سقوط بازار سهام، کاهش ارزش ارزها یا تورم، باعث میشود سرمایهگذاران به طلا روی آورند و قیمت آن را افزایش دهند. این رفتار ضدچرخهای طلا باعث میشود که در زمانهایی که سایر داراییها کاهش ارزش دارند، تقاضای طلا افزایش یابد.
قیمت طلا توسط بازارهای مرجع مانند London Bullion Market Association (یا LBMA) و COMEX شکل میگیرد. LBMA بیشتر بر معاملات فیزیکی طلا و تعیین قیمت مرجع روزانه تمرکز دارد و COMEX بازار قراردادهای آتی طلا را مدیریت میکند و انتظارات معاملهگران را در کوتاهمدت به قیمت واقعی منعکس میکند. ترکیب فعالیتهای این دو بازار باعث ایجاد یک بستر شفاف برای قیمتگذاری جهانی میشود، اما قیمت نهایی طلا همچنان تحت تأثیر تمام عوامل مذکور قرار دارد.
قیمت طلا نتیجه تعامل پیچیدهای از عرضه و تقاضا، تولید و استخراج، تورم و نرخ بهره، ارزش دلار، تقاضای مصرفکننده، خرید بانکهای مرکزی، فعالیت ETFها، انتظارات سرمایهگذاران و شرایط اقتصادی و ژئوپلیتیک است. به خاطر محدودیت در تولید و ماهیت فیزیکی طلا، این فلز همیشه یک دارایی مقاوم در برابر نوسانات کوتاهمدت و بحرانها بوده و میتواند به عنوان یک ابزار حفظ ارزش و پناهگاه امن عمل کند. درک دقیق این عوامل برای سرمایهگذاری هوشمندانه در طلا ضروری است و به آنها کمک میکند بفهمند رشد قیمت طلا تا کجا ادامه دارد؟
افزایش تقاضای سرمایهگذاری، خرید بانکهای مرکزی، رشد تقاضای جواهرات و صنعتی، تورم و ضعف دلار قیمت طلا را بالا میبرند.
چون سرمایهگذاران به داراییهای سودده مانند اوراق قرضه جذب میشوند و طلا کمتر جذاب میشود.
زمانی که تورم واقعی از نرخ بهره پیشی بگیرد و طلا به عنوان حفظ ارزش جذاب شود، قیمت آن افزایش مییابد.
خرید یا فروش طلا توسط بانکهای مرکزی میتواند عرضه بازار را تغییر دهد و روی قیمت طلا تاثیر بگذارد.
معمولاً طلا در شرایط بحران به پناهگاه امن تبدیل میشود و قیمتش بالا میرود.
مهمترین تفاوت این است که قیمت دلار به ریال روی قیمت طلا تاثیر میگذارد.