جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم جنایتکار صهیونیستی، نهفقط از حیث نظامی، بلکه از منظر فرهنگی، رسانهای و روانی، تجربهای ملی بود که کودکان ایرانی نیز بخشی جدانشدنی از آن بودند. آنها با تصاویر موشک، پرچم، شهادت، مقاومت و دشمنی مواجه شدند و بیآنکه جایی در تصمیمگیری داشته باشند، درگیر تحلیل آنچه دیدند و شنیدند شدند. در چنین شرایطی، هوش سیاسی دیگر امری مربوط به بزرگسالان نیست. باید آن را به کودکان نیز آموخت: با زبان خودشان، در سطح درک و ظرفیتشان و در چارچوبی فرهنگی، ملی و انسانی.
آموزش هوش سیاسی به کودک ایرانی، ابزاری است برای آنکه هویت ملی او تقویت شود، از اطلاعات دروغ مصون بماند، دشمن و دوست را بشناسد، دچار اضطراب یا سردرگمی نشود، و بتواند در آیندهای نهچندان دور، شهروندی مسئول، آگاه و مقاوم باشد.
هوش سیاسی کودکان چیست و چرا امروز مهمتر از همیشه است؟
هوش سیاسی به معنای درک ساختارهای قدرت، مفهوم دولت، شناخت دوست و دشمن، تحلیل پیامهای سیاسی و تمایز میان روایتهاست. در کودکان، این مفاهیم با ابزارهایی سادهتر، بومیتر و فرهنگیتر قابل انتقال است: از داستانهای ملی گرفته تا گفتوگوی خانوادگی، بازیهای نمادین، برنامههای کودک و تجربه زیسته روزمره. مطالعهای در سال ۲۰۲۳ توسط موسسه بینالمللی آموزش شهروندی برای تابآوری (Civic Education for Resilience Initiative) نشان داد کودکانی که در بحرانهای سیاسی ـ امنیتی با آموزشهای سبکبار اما هدفمند مواجهاند، در نوجوانی کمتر دچار بیهویتی، اضطراب، بدبینی سیاسی و گسست اجتماعی میشوند. کودک آگاه، کمتر قربانی جنگ نرم میشود. در ایرانِ پس از جنگ اخیر، آموزش هوش سیاسی به کودکان نهتنها ابزار دفاع فرهنگی، بلکه عنصر هویتساز در دوران تردید و هجمههای روانی ـ رسانهای است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، بسیاری کودکان ایرانی به واسطه اخبار، تصاویر و گفتوگوهای خانوادهها در فضای جنگی قرار گرفتند. اگرچه بسیاری خانوادهها سعی کردند آنها را از فضای تنش دور نگه دارند، تجربه جهانی ثابت کرده نادیده گرفتن درک کودکانه از سیاست و جنگ، بیش از آنکه محافظت باشد، غفلت است. کودک با دیدن یک پرچم سوزاندهشده یا شنیدن نام شهید، در ذهن خود سؤالهایی میسازد. اگر پاسخی نگیرد، در معرض اطلاعات مخدوش، روایتهای دشمنساخته یا اضطراب ماندگار قرار میگیرد.
هویت ملی کودک، بر پایه تاریخ، زبان، ارزشهای جمعی، اسطورهها و نمادها ساخته میشود. در جنگ، این مولفهها هدف نخست دشمن هستند. تقویت هوش سیاسی کودکان در پیوند با هویت ایرانی-اسلامی، ابزاری است برای صیانت از روان نسل آینده، و برساخت نسلی که میفهمد چرا باید بایستد، چرا باید تحلیل کند و چرا باید امیدوار بماند.
راهکارهای علمی و فرهنگی برای والدین و مربیان چیست؟
داستانهای نمادین ایرانی و مقاومت ملی را برای کودک بازخوانی کنید؛ همچون آرش کمانگیر، دهقان فداکار، یا رزمندگان دوران دفاع مقدس.
آموزش هوش سیاسی به کودک، سدی است در برابر بیهویتی، انفعال، گسست اجتماعی و جنگ نرم
کودک را با مفهوم «وطن» آشنا کنید؛ نه فقط به عنوان جغرافیا، بلکه خانهای بزرگ که امنیت، آزادی و عشق به آن نیازمند شناخت است.
رویدادهای سیاسی ـ نظامی را با زبان ساده و واقعی برای کودک توضیح دهید؛ نه انکار، نه اغراق. به او اعتماد کنید.
برنامههای تربیتی در صداوسیما، مدارس و فضای مجازی را بازنگری و هدفگذاری کنید تا هوش سیاسی کودک در بستری بومی، علمی و فاخر شکل گیرد.
آموزش سواد رسانهای را از سنین پایین آغاز کنید تا کودک قدرت تمایز بین حقیقت و پروپاگاندا را داشته باشد.
با او درباره پرچم، شهید، ایران، دشمن و صلح گفتوگو کنید؛ در سایه این مفاهیم، کودک به هویت سیاسی-فرهنگی خود میرسد.
کودک امروز، ستون وطن فرداست
اگر در روزهای آتش و انفجار، تنها به فرار از اخبار پناه ببریم، کودک ما را از پشت خطوط جبهه روانی دشمن خواهند ربود. اما اگر به او آگاهی، هویت و قدرت تحلیل بیاموزیم، او نه قربانی که سرباز صلح و سازندگی آینده ایران خواهد شد. آموزش هوش سیاسی به کودک، سدی است در برابر بیهویتی، انفعال، گسست اجتماعی و جنگ نرم. این آموزش، امری فرهنگی، تربیتی، و در عین حال راهبردی است. اگر کودکان ایران را از امروز با مفاهیم وطن، مقاومت، عقلانیت و تحلیل آشنا کنیم، فردای ایران از آنِ نسل دانا، باهویت و مقاومی خواهد بود که ایران را نه از سر جبر، بلکه با عشق، شعور و آگاهی خواهد ساخت.
این یادداشت بر اساس جدیدترین کتاب نویسنده با موضوع «زنده باد حقوق کودکان» نوشته شده است.
*حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان