دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۴۰۴ - 2025 March 31 - ۰ شوال ۱۴۴۶
۰۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۰

بررسی شعر فراگفتاریک جمال بیگ از منظر روانشناسی لکانی و نظریه‌های پست‌مدرن

به قلم جواد شکری‌زاده، این مقاله به بررسی شعر فراگفتاریک جمال بیگ از منظر روانشناسی لکانی و نظریه‌های پست‌مدرن می‌پردازد.
کد خبر: ۷۸۶۷۷۶

بررسی شعر فراگفتاریک جمال بیگ از منظر روانشناسی لکانی و نظریه‌های پست‌مدرن

به گزارش ایران اکونومیست به نقل از خبرگزاری شعر ایران-تارنا: شعر فراگفتاریک، مفهومی نو در ادبیات معاصر است که تلفیقی از مکاتب گوناگون را در ساختاری منحصربه‌فرد ارائه می‌دهد. این سبک که توسط جناب جمال بیگ مطرح شده است، میان سنت و مدرنیته در نوسان بوده و در عین بهره‌گیری از ظرفیت‌های پست‌مدرنیسم، از افراط‌گرایی در این حوزه پرهیز می‌کند. در این نوشتار، نگاهی روانکاوانه و پست‌مدرن به این سبک شعری خواهیم داشت.  

 

این مقاله توسط جواد شکری‌زاده نوشته شده و به بررسی شعر فراگفتاریک جناب جمال بیگ از منظر روانشناسی لکانی و نظریه‌های پست‌مدرن می‌پردازد. نویسنده در این تحلیل، جایگاه این سبک شعری را در میان مکاتب ادبی مختلف بررسی کرده و ویژگی‌های زبانی، مفهومی و ساختاری آن را واکاوی می‌کند.

 

شعر فراگفتاریک، تلفیقی از مکاتب و نظریه‌های ادبی در یک قاب است. در این نوشتار، ضمن بررسی مهم‌ترین ویژگی‌های این سبک شعری، به نحوه نگاه فراگفتاریک به جهان، از سنت تا مدرنیته، و جایگاه آن در نظریه‌های پست‌مدرن پرداخته خواهد شد. (برای مشاهده مقاله کامل به صفحه خبری جناب جمال بیگ مراجعه کنید.)  

 

۱.وزن و موسیقی شناور و سیال

 

فراگفتاریک نه به سنت‌های ادبی مقید است و نه به پست‌مدرنیسم افراطی گرایش دارد، بلکه در حد فاصل میان این دو حرکت می‌کند. از یک سو، نقدی بر نوستالژی رمانتیسم و ضرب‌المثل‌های گاه خرافی گذشته دارد و از سوی دیگر، به عدم قطعیت‌های پست‌مدرن نزدیک است.  

این سبک شعری، با وجود واگرایی، ایده‌پردازی‌های نو و چندمعنایی، از آنارشیسم مطلق و بی‌نظمی در زبان و محتوا اجتناب می‌کند. به همین دلیل، در عین ساختارشکنی، نوعی همگرایی نیز در آن دیده می‌شود. همچنین، با وجود گریز از فرم، به فرم نیز می‌اندیشد. ازاین‌رو، در اشعار فراگفتاریک با ساختار تکنیکی، زبان ایده‌پردازانه و محتوایی چندوجهی مواجه هستیم.  

 

۲. شکست ساختاری و نحوی واژه‌ها و پرهیز از افراط‌گرایی پست‌مدرن

 

۳. خروج از زبان دستوری و خطی (دال و مدلول) و برهم زدن روابط علی و معلولی برای ایجاد زبانی سیال

 

۴. توجه به معنا در مرز آشفتگی و انسجام (معنای شناور و پویای فراگفتاریک)

 

۵. تصویرسازی چندبعدی و چندمعنایی، گاه به شیوه‌ای پارادوکسیکال

 

۶. تضاد در نحو واژگان و تضاد در محتوا

 

۷. داشتن متنی باز و چندمعنایی

 

در این زمینه، می‌توان به نظریات هرمنوتیک گادامر، هستی‌شناسی هایدگر و ساختارشکنی دریدا اشاره کرد؛ دریدا تأکید دارد که معنا همواره در تعویق و تغییر است.  

 

۸. ایجاد دیالکتیک میان فرم و محتوا 

 

۹. روان‌پریشی انسان مدرن و جهان چندمعنایی در شعر فراگفتاریک

در این بخش، می‌توان از نظریات ژاک لکان بهره برد. او ضمیر ناخودآگاه را با زبان مقایسه کرده و معتقد است که شناخت ناخودآگاه تنها از طریق ایجاد گفتمان بین روانکاو و بیمار ممکن است. در شعر فراگفتاریک، این نظریه در قالب دو تکنیک نمود پیدا می‌کند:  

تراکم: یک تصویر یا جمله، معانی و تفکرات متعددی را در خود جای می‌دهد. (مانند چندمعنایی جملات در شعر فراگفتاریک)  

جابجایی: یک مفهوم مهم از طریق تصویری عادی و غیرمهم بیان می‌شود. (این تکنیک به نوعی به آشنایی‌زدایی در زبان و نحو شباهت دارد.)  

 

۱۰. نگاه نوستالژیک به گذشته و بازآفرینی آن با زبان جدید

این ویژگی همان چیزی است که دورکیم، بوگله و امبرتو اکو در تعریف پست‌مدرنیسم مطرح کرده‌اند: نقد اصیل و عمیق سنت‌های ادبی و هنری می‌تواند نتایج مثبتی به همراه داشته باشد. در مقابل، **فوکو، لیوتار، بودریار و دریدا با نگاه واگرایانه و آوانگارد، گذشته را امری دست‌وپاگیر می‌دانند و خواستار گسست از آن هستند.  

 

در این راستا، جناب جمال بیگ در شعر فراگفتاریک، تخریب و ترمیم، بازآفرینی و آشنایی‌زدایی را در ضرب‌المثل‌ها به‌خوبی به کار می‌برد. او گاهی سنت را نقد می‌کند، گاهی آن را تخریب کرده و از خرافات می‌زداید و در مواردی نیز با طنز، استهزا و بازسازی، معنایی جدید خلق می‌کند.  

 

۱۱. همپوشانی‌های مثلث یاکوبسن؛ گفتگوی دیالکتیکی میان مؤلف، متن و مخاطب

 

تکنیک‌های شعر فراگفتاریک

 

 

۱. تکینگی  

یعنی دگردیسی مفهومی و زبانی 

مثل بوستت دارم که درک عاطفی جدیدی با ((بوس)) و (( دوستت)) می دهد.

 

2.تنانگی در شعر فراگفتاریک 

پیوندهای عمودی در سطح زبان اتفاق می افتد که همان جایگاه فرم است. 

( از حلب شما 

تا حلب ما

یک وجب فاصله دارد

این روغن شاه پسند 

روی آش کشک خاله بخورید یا نخورید.

پای هیچکس نمی رسد

به انبار پدر خوانده هایی

که صیغه ی مبالغه را

بین دخترهایی که هنوز افغان را

به قاعده ننشسته اند

جاری کنند...)

 

3 تکانگی افعال و کلمات تکان دهند 

( پدری دارم

که حتا نمی گذارد/ آب ازآب تکان بخورم/ و هروقت دلش می خواهد سرم را با پنبه می میرم)

 

آنچه از فراگفتاریک می توان دریافت، یک جهان بینی از حیرانی و پریشانی انسان مدرن هست که دنبال هوئیت گم شده خویش است.

یعنی ما توام با برجستگی ها در زبان شکننده شعر، با معناهای شکنند هم مواجه هستیم که به موازات هم موجب تقویت و ایجاد فشردگی در فرم شده، یعنی فرم را هم زبان ایجاد می کند و هم معنا. فراگفتاریک بنا به نوع ساختار خود و استفاده از  امکانات و ظرفیت‌های مختلف زبان و همه مکاتب ادبی که پتانسیل خود را بالا می برد، از طرفی طبیعتا قسمت‌هایی از امکانات مکاتب مختلف ادبی را متجلی نمی کند.چرا که به همه نظر دارد ولی به اندازه نیاز خودش توشه بر می دارد. و راه مستقل خودش را طی می کند. موضوعی که مهم است، انسان فراگفتاریک در ضمن اینکه ایده پرداز و واگراست و در حال فرار از خود، زبان و در عدم قطعیت هاست.رها نشده بلکه شعر فراگفتاریک انسان مه آلود را در مه ملاقات می کند آیینه ای در برابر انسان مدرن قرار می دهد، و روان رنجور و پریشانش را نشان می دهد همچنان که در سورئال با ابزار انتزاع تاریکی های انسان نشان داده می شود تا روشنایی را پید کند.و این بازگشت انسان به خویشتن با باز آفرینی در سنت انجام می شود یعنی نه سنتی را می پسندد که موجب عقب ماندگی باشد نه آینده ای که فرار انسان از خویشتن و بی هوئیتی باشد.بلکه در دیالکتیک بین این واگرایی و هم گرایی جهان بینی پدرانه ای به انسان ارائه می دهد. 

جواد شکری زاده/

اتمام مقاله/

 

آخرین اخبار