پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۳ - 2024 December 12 - ۹ جمادی الثانی ۱۴۴۶
۱۹ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۶:۲۸

سه تصنیف از خواننده تاجیکستانی رونمایی شد + صوت

تصنیف های «لیلی گذشت و مجنون حالی خراب دارد»، «ای نگاهت از شب باغ نظر، شیرازتر» و «دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم» از مرحوم «دولتمند خالف» خواننده تاجیکستانی رونمایی شد.
سه تصنیف از خواننده تاجیکستانی رونمایی شد + صوت
کد خبر: ۶۸۲۱۰۲

به گزارش ایران اکونومیست دولتمند خالُف خواننده سرشناس موسیقی تاجیکستان در سن ۷۴ سالگی در ۲۹ بهمن بر اثر ابتلا به سرطان کبد درگذشت و در قبرستان لوچاب شهر دوشنبه به خاک سپرده شد.

تعدادی از شاعران و ادبیان کشورهای حوزه ایران فرهنگی به همت گروه بین المللی هندیران شب شعری با عنوان فلک خوان برگزار کردند و یاد و خاطره این خواننده سرشناس تاجیکی را گرامی داشتند. در این برنامه سه تصنیف از دولتمند خالف که اشعار آن را علیرضا قزوه، شاعر کشورمان سروده بود، رونمایی کردند.

PausePlay
% buffered00:00
03:42
UnmuteMute
Settings
CaptionsDisabledQualityundefinedSpeedNormal
CaptionsGo back to previous menu
 
QualityGo back to previous menu
 
SpeedGo back to previous menu
0.5×0.75×Normal1.25×1.5×1.75×2×4×
PIPExit fullscreenEnter fullscreenDownload
 
 

لیلی گذشت و مجنون حالی خراب دارد؛ گفتم نگریم اما دیدم ثواب دارد

مجنون منم که ماندم، این خاک، خاک لیلی است؛ ای کاروان بیایید، این چاه، آب دارد

چرخی زنیم در خود، بی خود ز خود، بچرخیم؛ دنیا پر است از چرخ، دنیا شتاب دارد

سر می گذارم امشب بر بالش قیامت؛ مژگان سر به زیرم، عمری است خواب دارد

از وحشت قیامت، زاهد مرا مترسان؛ ترس از قیامتم نیست، دنیا حساب دارد

PausePlay
% buffered00:00
04:07
UnmuteMute
Settings
CaptionsDisabledQualityundefinedSpeedNormal
CaptionsGo back to previous menu
 
QualityGo back to previous menu
 
SpeedGo back to previous menu
0.5×0.75×Normal1.25×1.5×1.75×2×4×
PIPExit fullscreenEnter fullscreenDownload
 
 

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم؛ به دریا می زدم، در آب و آتش خانه می کردم

چه می شد آه، موسای من! من هم شبان بودم؟ تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم

نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم؛ اگر می شد، همه محراب را میخانه می کردم

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد؛ حقیقت را اگر می شد، شبی افسانه می کردم

چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد؛ چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوب تر می شد؛ اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم

سرم را مثل سیبی سرخ، صبحی چیده بودم کاش؛ دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

PausePlay
% buffered00:00
04:22
UnmuteMute
Settings
CaptionsDisabledQualityundefinedSpeedNormal
CaptionsGo back to previous menu
 
QualityGo back to previous menu
 
SpeedGo back to previous menu
0.5×0.75×Normal1.25×1.5×1.75×2×4×
PIPExit fullscreenEnter fullscreenDownload
 
 

 

ای نگاهت از شب باغ نظر، شیرازتر؛ دیگران نازند و تو از نازنینان، نازتر

چنگ بردار و شب ما را چراغان کن که نیست؛ چنگی از تو چنگ تر یا سازی از تو سازتر

قصه گیسویت از امواج تحریر قمر؛ هم بلند آوازه تر شد؛ هم بلند آوازتر

گشته ام دیوان حافظ را ولی بیتی نداشت؛ چون دو ابروی تو از ایجاز با ایجازتر

آن که چشمان مرا تَر کرد، اندوه تو بود؛ گر چه چشم عاشقان بوده ست از آغاز، تَر

آخرین اخبار