
علل سقط جنین چیست؟
سقط جنین، به معنای پایان یافتن بارداری در هر مرحلهای است كه زندگی نوزاد جریان دارد، ولي هنوز به مرحله تولد نرسيده است. سقط جنین از عوارض حاملگی است كه در سه ماهه اول بارداری اتفاق میافتد. شايد بسياري از زنان سقط جنين را تجربه كردهاند. سقط، اگرچه سبب بروز يك تحول رواني در آنها ميشود، اما خوشبختانه در بیشتر موارد، بارداري بعدي بدون هيچ مشكلي به پايان ميرسد.
اصولا زناني كه یكبار سابقه سقط دارند، در 60 درصد به دليل اختلالات ژنتیكی است و خوشبختانه این سقط قابل تكرار نیست. معمولا زناني كه تجربه یك بار سقط دارند، مضطربند كه مبادا سقط در جنينهاي بعدي آنها تكرار شود، اما این موضوع نگران كننده نیست.
برخي زنان كه جنينشان سقط ميشود، خواستار علت آن هستند. سن بالای مادر و پدر ميتواند امكان سقط جنین را فراهم كند و زناني كه از روش ART یا دارو برای تخمكگذاری استفاده میكنند، احتمال سقط بیشتري دارند. همچنین كمكاری تیروئید در 60 درصد زنان منجر به سقط ميشود.
از سوي ديگر، دارویی برای جلوگیری از سقط وجود ندارد. استراحت مطلق نیز نمیتواند از سقط جلوگیری كند، فقط باید به خانمهای باردار توصيه كرد كه نگرانی و اضطراب را از خود دور كنند.
اثرات رواني سقط جنين جدي است
سقط جنين يكي از شايعترين عوارض بارداري است. 20 ـ 15 درصد حاملگيها منتهي به سقط ميشود كه گاهي اين سقطها ميتواند حيات مادر را نيز تهديد كند. گرچه به درمان جسمي سقط اهميت زيادي ميدهند، اما اثرات رواني آن معمولا ناديده گرفته ميشود. حتي در مطالعات نيز تا دهه 90 توجه اندكي به جنبههاي رواني سقط شده بود، ولي در طول 2 دهه گذشته مطالعات زيادي روي آثار رواني سقط شده است؛ سوگ و افسردگي از جمله واكنشهاي رواني به سقط است.
به طور كلي سوگ بعد از سقط ميتواند بشدت سوگ از دست دادن يكي از اعضاي خانواده باشد. 40 درصد خانمها بعد از سقط دچار علائم غم و اندوه، اشتياق به داشتن بچه از دست رفته، تمايل به صحبت راجع به احساس فقدان و اختلالات خواب ميشوند. احساس گناه و سرزنش خود نيز ميتواند در مادر وجود داشته باشد. سقط معمولا ناگهاني و غيرمنتظره است. معمولا كسي با فرد همدردي زيادي نميكند و مراسم سوگواري كه به رفع سوگ كمك ميكند، برگزار نميشود. معمولا اطرافيان به جاي شنيدن غصههاي فرد و درك احساسات او با گفتن اينكه چيز مهمي نبود يا «هنوز بچهاي وجود نداشت كه برايش غصه بخوري» فرصت ابراز هيجانات منفي را از فرد ميگيرند و همه اينها به تشديد علائم سوگ دامن ميزند. از طرفي واكنش افراد مختلف نسبت به استرس متفاوت است و تحمل سقط در برخي راحتتر از سايرين است. از جمله ريسكفاكتورهايي كه ممكن است همراه با علائم شديدتر باشد شامل حاملگي اول، سابقه ناباروري، سقطهاي مكرر قبلي، عدم حمايت خانواده و سابقه اختلالات روانپزشكي ميشود.
گاهي انجام سونوگرافي قبل از سقط باعث ميشود تصوير واضحتر و ملموستري از جنين در ذهن مادر شكل بگيرد و رابطه عاطفي قويتري برقرار شده و پس از سقط بر احساس ناراحتي مادر بيفزايد.
علائم سوگ ميتواند بعد از يكي دو هفته برطرف شود، ولي ممكن است ماهها و حتي يكي دو سال به طول بينجامد و در موقعيتهاي خاص مثل زمان تعيينشده براي وضع حمل، سالگرد سقط يا حاملگي بعدي اين احساسات دوباره براي مدت كوتاهي زنده شود. سوگ حتي ميتواند در همسر و ساير اعضاي خانواده رخ دهد؛ ابتلا به افسردگي و اضطراب نيز پس از سقط ناشايع نيست.
چه بايد كرد؟
براي كاهش تاثيرات رواني سقط نياز به حمايت پزشكان و خانواده است. پزشكان بايد تا آنجا كه ممكن است به بيمار اطلاعات دهند و اگر علتي براي سقط وجود داشته او را از آن مطلع كنند. همچنين ابهامات وي را در مورد شانس بارداري بعدي برطرف كنند. اطمينانبخشي پزشكان به بيمار و خانواده بسيار سودمند خواهد بود. همچنين توضيح امكان تجربه علائم سوگ، فرد و خانواده را براي گذراندن اين دوره ياري ميدهد. اگر علائم سوگ شديد بود يا منجر به افسردگي و اضطراب شد مراجعه به روانپزشك براي درمانهاي دارويي و غيردارويي توصيه ميشود.
خانواده نيز بايد با بيمار همدردي كرده و به وي اجازه بيان نگرانيهايش را بدهند. گاهي لازم نيست در موقع شنيدن اندوه يك نفر حرف خاصي بزنيم. سكوت، شنيدن صحبتهايش و فشردن دست او كمك بزرگي است كه ارزش آن غيرقابل توصيف است.