
ليلي افشار با وجودي كه در ايران زندگي نميكند و سالها است كه با زبان فارسي صحبت نكرده است، فارسي را روان و بدون ايراد صحبت ميكند. سادگي در بيانش موج ميزند و به دور از تمامي تعارفات معمول ايرانيها، سادگي را در برخوردش مراعات ميكند تا احساس غريبگي نكنيم. با عشق و با علاقه از گيتارش ميگويد و از نوازندگياش كه از دوران كودكي آغازش كرده است. اين نوازنده متولد 1338 در تهران است. افشار در رشته موسيقي تحصيل كرد و توانست در اين رشته فارغالتحصيل شود و دكتراي موسيقي خود را بگيرد. با او كه هماكنون مدرس و ریيس بخش گيتار کلاسيک در دانشگاه ممفيس است، گفتوگو كردهايم:
پيش از اين در گفتوگويي كه با هم داشتيم از علاقه به گيتار از دوران كودكي گفته بوديد، اما مجال نشد در اين باره بيشتر صحبت كنيد. اجازه ميدهيد گفت و گو را از همان زمان شروع كنيم؟ يعني از دوران كودكي شما؟
بله، وقتي كودك بودم يكي از دختران فاميل در خانه ما گيتار ميزد و همين باعث شد تا من از صداي اين ساز خوشم بيايد و آن را دنبال كنم. من گیتار کلاسیک را در منزل ايشان كه از فاميلهاي ما بودند، شنیدم و احساس کردم که عاشق گیتار هستم. گيتار به من حس خوبي ميدهد، چرا كه يك ساز بغلي است و ميتوان با آن ارتباط خوبي برقرار كرد. ميتوان لمس و نوازشش كرد. به همين دليل اين ساز براي من بسيار قابل ارزش و اهميت است. خيلي طبيعي است كه من هم مانند بسياري از نوازندگان با شنيدن اين ساز به آن علاقه نشان بدهم. شنيدن سازهايي كه پدرم آنها را مينواخت نيز به من كمك بسياري در اين زمينه كرد. پدرم پيانو و ويولون مينواخت. در خانه ما هميشه موسيقي كلاسيك وجود داشت و ما آن را ميشنيديم، حتي صفحههايي كه پدرم گوش ميكرد همگي موسيقي كلاسيك بودند.
پدرم وقتي علاقه من را به گيتار كلاسيك ديد، برايم يك گيتار خريد. آن موقع من 10 سالم بود. از اين هديه خيلي خوشحال شدم.
هميشه دوست داشتم يك نوازنده حرفهاي شوم. يادم هست يک بار در تئاتر شهر بود كه يک خانم ويولونيست اجراي برنامه داشت. همان موقع خودم را به جاي او روي سن تصور ميكردم و فكر ميكردم من روي سن دارم برنامه اجرا ميكنم. آن زمان اين بزرگترين آرزوي من بود كه به مرور سعي كردم به آن برسم و موفق هم شدم.
پس اين همه موفقيت را مديون پدرتان هستيد!
خب شايد به نوعي بتوان گفت بله! چون اولين كسي كه مرا در اين زمينه تشويق كرد پدرم بود. او با خريدن گيتار، راه را به من نشان داد و بعد هم كه علاقه بيشتر من را ديد، برايم معلم گرفت. من با تلاش و پشتكاري كه داشتم، سعي كردم در اين زمينه موفقيتهاي بسياري نائل شوم كه در اين راستا به نتيجه رسيدم.
نزد استاد خاصي هم آموزش ديديد؟
بله، من نزد يكي از بهترين اساتيد دنيا يعني اندرس سگويا آموزش ديدهام. او يكي از بهترينهاي اين عرصه است. او يكي از كساني است كه به گفته خودش من را كشف كرد و از بين چندين نفر از گيتاريستهاي بينالمللي براي مستر كلاسهايش انتخاب كرد. همان زمان بود كه به من گفت كه آينده درخشاني خواهم داشت.
به همين حرف او اكتفا كرديد؟
خب نميشود به چنين حرفي اكتفا كرد، مگر اينكه خود آدم تلاش كند و زحمت بكشد. من براي رسيدن به چنين جايگاهي زحمت زيادي كشيدهام.
براي تحصيل در زمينه موسيقي، ايران را ترك كرديد؟
اين تنها آرزو و تنها هدف من بود. ميخواستم با نوازندههاي حرفهاي دنيا در اين زمينه رقابت مثبت داشته باشم. تحصيلاتم را در اين زمينه كامل كردم. تصميم داشتم در اين مقوله به جايگاه خوب و مناسبي برسم، البته تحصيلاتم در زمينه موسيقي كلاسيك غربي بود و چون در سال 56 يعني زماني كه 18 ساله بودم، از ايران رفتم، خيلي با موسيقي ايراني آشنايي نداشتم.
يعني اصلا موسيقي ايراني را دنبال نميكرديد؟
چرا در آمريكا كه بودم، موسيقي ايراني به گوشم ميرسيد، چون ايرانيهاي بسياري آنجا بودند كه اين نوع موسيقي را گوش ميكردند و من ناخواسته هم كه شده اين موسيقي را ميشنيدم. گوشم از اين طريق با موسيقي ايران نيز آشنا ميشد. از اين موسيقي خوشم ميآيد و سعي كردم آن را دنبال كنم. طي چند سال اخير با سه تار دارم تمرين ميكنم. اميدوارم روزي بتوانم در اين زمينه نيز حرفهاي شوم.
معمولا كساني كه در حوزه موسيقي غربي كار ميكنند، با موسيقي ايراني هم تا حدودي آشنا هستند. چگونه شما به يكباره سر از موسيقي غربي در آورديد؟
خب به اين دليل كه من خارج از ايران درس خواندم و با موسيقي غربي زودتر از موسيقي ايراني آشنا شدم. تمام هدفم نيز اين بود كه در حد و اندازه بينالمللي ساز بزنم، ضمن اينكه دوست نداشتم از اين شاخه به آن شاخه بپرم و از هر چيز در حد كم بدانم. ميخواستم اگر قرار است در نوازندگي گيتار كلاسيك فعاليت ميكنم، همين شاخه را ادامه بدهم و به هدفم كه جهاني شدن است برسم. دوست داشتم همه انرژي و تمركزم را روي نوازندگي گيتار كلاسيك بگذارم. ناگفته نماند كه دوست داشتم با موسيقي ايراني نيز خو بگيرم.
مردم ايران شما را با گيتار كلاسيك ميشناسند. فكر ميكنيد پرداختن به موسيقي ايراني با توجه به جايگاهي كه داريد، لازم است؟
بله، حتما همينطور است، چرا كه بسياري از مخاطبان من در ايران بوده و ايراني هستند. احساس ميكنم داشتن لهجه ايراني براي موسيقي من مورد نياز است. من سعي كردم موسيقي ايراني را با گيتار اجرا كنم تا به سليقه مخاطبان ايراني و فارسيزبانم نزديك شوم، اما هرچه بيشتر ميگشتم، كمتر به نتيجه رسيدم، چرا كه براي گيتار اصلا نت ايراني وجود نداشت و من مجبور شدم خودم قطعات ايراني را براي گيتار تنظيم كنم.
در اين ميان يك سري از قطعات محلي ايران را براي گيتار تنظيم كردم و همچنين سعي دارم از موسيقي سنتي نيز براي چنين هدفي استفاده كنم و اين موسيقي را براي گيتار تنظيم كنم. هميشه احساس ميكردم من قبل از هر چيز يك ايراني هستم، اما با اين حال از همه فرهنگهاي دنيا در كارهايم استفاده ميكردم، اما هيچ وقت از موسيقي ايران استفاده نكرده بودم. آشنايي من با يكي از آهنگسازان ايران موجب شد تا به اين آرزويم نيز برسم. ايشان نيز مانند من در آمريكا زندگي ميكردند. ايشان يك قطعه براي من نوشتند كه در دستگاه نوا بود. اين آهنگ را با گيتار اجرا كردم.
اجراي قطعات ايراني با گيتار سختيهايي دارد، چرا كه به لحاظ ساختار فيزيكي اين ساز يك ساز غربي است.
بله، گيتار ربع پرده ندارد و من براي اينكه بتوانم قطعات ايراني را با آن اجرا كنم، دو پرده به اين ساز اضافه كردم تا حس و حال لازم را به مخاطبم برسانم.
فكر ميكنيد موفق شديد اين حس و حال را به خوبي منتقل كنيد؟
اين را بگويم كه هرچقدر من سعي كنم اين قطعات رنگ و لعاب ايراني داشته باشد، اين اتفاق به صورت كامل نخواهد افتاد، چرا كه كاملا ايراني نيستند و ملوديهاي غربي دارند. به هر حال اين قطعات براي ساز گيتار نوشته شدهاند و به همين دليل است كه حتي اگر با يك ساز ايراني هم اجرا شوند بازهم تم غربي دارند.
چرا قطعات ايراني براي اين ساز نمينويسيد؟
اين كار، كار من نيست. پيشنهاد ميكنم آهنگسازان ما براي اين ساز موسيقي ايراني بنويسند، اما توصيهاي كه دارم اين است كه اين قطعات رنگ و بوي موسيقي سنتي داشته باشند.
گيتار امتحان خود را پس داده و نشان داده كه در كنار موسيقي ايراني و در همكاري با سازهاي آن ميتواند همنشيني خوبي داشته باشد.
از اين ساز استفاده ميشود ولي همانگونه كه گفتم نميتوان با اين ساز قطعاتي را كه مثلا براي ساز تار و يا سه تار نوشته شده است اجرا كرد، به همين دليل لازم ميبينم كه قطعاتي صرفا براي اين ساز نوشته شود، چون با توجه به ربع پردههايي كه گيتار ندارد، قطعات بايد با اين ساز همخواني داشته باشند.
مگر شما بر روي دسته اين ساز دو پرده اضافه نكرديد؟
چرا، ولي صرف انجام دادن اين كار كافي نيست، بلكه قطعاتي هم كه براي اين ساز نوشته ميشود، بايد مختص همان باشد تا بتوان به خوبي از پس اجراي آنها بر آمد، مثلا الان ميشود با اين ساز قطعاتي در دستگاه نوا اجرا كنم، اما براي قطعات ديگر لازم است ربع پردههاي بيشتري تعبيه شود. آقاي رضا والي تنها آهنگسازي است كه براي اين ساز موسيقي نوشته است و اين كافي نيست. براي كار كردن در اين زمينه نياز به قطعات بيشتري هست. من از هر آهنگسازي كه براي گيتار موسيقي بنويسد كماكان استقبال ميكنم.
در ايران مردم از موسيقي شما استقبال ميكنند؟
بله و خيلي زياد استقبال ميكنند. من كنسرتهاي بسياري در ايران اجرا كردهام و در اين كنسرتها شاهد بودهام كه مخاطبان ايراني مخاطباني هستند كه كارها را به خوبي گوش كرده و تجزيه و تحليل ميكنند. من چنين تماشاگراني را در هيچ كجاي دنيا نديدهام.
براي شناساندن موسيقي ايراني به ديگر جهانيان كاري انجام دادهايد؟
بله و روي سن تلاش ميكنم چنين اتفاقي بيافتد. سعي ميكنم كاري كنم كه موسيقي ايران را بشناسند، مثلا وقتي فهميدم كه ساز سه تار را با سي تار هندي اشتباه ميگيرند، خيلي سعي ميكنم كه به آنها بفهمانم اينطور نيست و اين دوساز به هم متفاوتند و سه تار يك ساز كاملا ايراني است.
خارج از ايران هم در تدريس به چنين چيزهاي توجه داريد؟
بله! و خيلي هم سعي ميكنم تمامي جزييات را نيز موبه مو برايشان توضيح بدهم. در ايران هم همين طور است. در كلاسهايي كه برگزار ميكنم، به شاگردانم اين چيزها را ياد ميدهم و خيلي تخصصي به آنها آموزش ميدهم.
وقتي در ايران نيستيد، چگونه به برگزاري كلاس در ايران اقدام ميكنيد؟
من گاهي به ايران ميآيم و طبق برنامهريزيهايي كه ميكنم، در هر دوره تعداد زيادي را آموزش ميدهم. تا كنون نيز شاگردان بسياري داشتهام. همينطور قصد دارم كارهاي فرهنگي ديگري نيز انجام دهم كه به زودي درخصوص آنها صحبت خواهم كرد.
در صحبتهايتان مدام از گيتار كلاسيك حرف ميزنيد. تفاوتهاي اجرايي اين گيتار با گيتار پاپ در چست؟
با يادگيري گيتار كلاسيك ديگر نيازي به اين نيست كه سبكهاي ديگر را دوره ببينيم. اين ساز خيلي سخت است و هر كس نواختن آن را بياموزد، بهراحتي ميتواند انواع مختلف گيتار را بنوازد. صداي اين دوساز در اجرا بسيار متفاوتند. صداي گيتار كلاسيك بسيار زيبا است و من خيلي آن را دوست دارم. گيتار کلاسيک را بايد از دوره رنسانس تا حال، آموخت و اين شامل فراگيري سبکهاي هر دوره ميباشد.
الگوپذيري نيز داشتهايد؟
نميتوان گفت كسي الگوي من بوده يا نه ولي نوازندگي اندرس سگويا و جان ويليامز بسيار مورد توجهم بودهاند.
در ايران نوازندگي اين ساز با چه مشكلاتي مواجه است؟
اين رشته از نوازندگي نيازمند رسيدگي بسياري است. در ايران متاسفانه به صورت تخصصي جشنوارهاي براي اين ساز وجود ندارد. اگر اين اتفاق بيافتد و نوازندگان نوپا امكان آشنايي با شيوه نوازندگي گيتاريستهاي خارج را داشتند، ميتوانستند بسيار موفقتر شوند.
با توجه به اينكه در ممفيس تدريس ميكنيد، تا كنون در اين زمينه كمكهاي قابل توجهي كردهايد. ميتوانيد در اين زمينه حرف بزنيد؟
بله، من هر ساله هنرمندان را براي تدريس و كنسرت دعوت ميكنم و هنرجويانم ميتوانند از حضور بهترين استادان بهره مند شوند و از نزديك با نظرات و انتقادات آنها آشنا شوند. در خارج از ايران مسابقات بسياري در اين زمينه برگزار ميشود و اين كمك قابل توجهي به اين ساز و هنرجويانش ميتواند بكند. حضور در کلاسهاي من در ايران باعث ميشود هنرجويان در اين کلاس ها چيزهاي جديد بشنوند و مطالب تازه ياد بگيرند و به آنان کمک ميشود.
وضعيت نوازندكي گيتار كلاسيك را در ايران چگونه ارزيابي ميكنيد؟
هنرآموزان و معلمان زیادی در رشته گیتار کلاسیک دارند فعاليت ميكنند. ايران در اين زمينه رشد قابل توجهي كرده و همچنان رو به رشد است. مطمئنم كه به جايگاه قابل توجهي نيز دست خواهيم يافت.