۲۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۰

"رقابت قدرت ها، تضاد های منطقه ای و راه های همکاری در جنوب آسیا"

کد خبر: ۸۴۲۱۵۷

علیرضا رجائی کارشناس بین الملل ،

" رقابت قدرت ها، تضاد های منطقه ای و راه های همکاری در جنوب آسیا"

درآمد: منطقه‌ای با چند کانون تنش

جنوب آسیا و پیرامون آن را باید یک منطقهٔ به‌هم‌پیوسته دانست، نه یک جبههٔ یکپارچه. در این یادداشت، جنوب آسیا شامل شبه‌قاره و افغانستان است؛ ایران و آسیای مرکزی نیز به‌سبب مرزها، پیوندهای اقتصادی و مسیرهای ترانزیتی در پیرامون این منطقه بررسی می‌شوند. تنگهٔ هرمز در غرب آسیا و تنگهٔ مالاکا در جنوب‌شرق آسیا قرار دارند؛ بنابراین، عبارت «از هرمز تا مالاکا» به پهنه‌ای گسترده‌تر از جنوب آسیا اشاره می‌کند.

 

در منطقه چند رقابت هم‌زمان جریان دارد: رقابت آمریکا و چین، اختلاف هند و پاکستان، تنش‌های ایران و عربستان و اختلاف رو به افزایش میان حکومت طالبان و پاکستان. این رقابت‌ها بر هم اثر می‌گذارند، اما شواهد موجود برای توصیف همهٔ آن‌ها به‌عنوان یک جنگ نیابتی واحد کافی نیست.

 

۱. رقابت قدرت‌ها و هم‌پیمانی‌های سیال

 

رقابت آمریکا و چین بر تجارت، فناوری، نفوذ سیاسی و امنیت مسیرهای دریایی متمرکز است. در جنوب آسیا، سرمایه‌گذاری چین در پاکستان و همکاری هند با آمریکا از نمودهای این رقابت‌اند. بااین‌حال، هر کشور فقط در یک جبهه جای نمی‌گیرد: پاکستان روابط نزدیک با چین دارد و با آمریکا نیز همکاری‌هایی داشته است؛ ترکیه عضو پیمان آتلانتیک شمالی است، اما در برخی مسائل سیاست مستقلی دنبال می‌کند.

 

در اوت ۲۰۲۶، عربستان، پاکستان و ترکیه توافق دفاعی مشترکی امضا کردند. پاکستان آن را توافقی دفاعی توصیف کرد. تا زمانی که شواهد روشن‌تری در دست نباشد، نباید این توافق را پیمانی علیه ایران یا چین دانست.

 

رقابت هند و پاکستان نیز بر کشمیر، امنیت مرزی و نفوذ منطقه‌ای متمرکز است. افغانستان در محاسبات هر دو کشور اهمیت دارد، اما سیاست کابل را نمی‌توان صرفاً بازتاب رقابت آن‌ها دانست. حکومت طالبان هم منافع و تصمیم‌های داخلی خود را دنبال می‌کند و هم می‌کوشد با کشورهای بیشتری رابطه داشته باشد.

 

۲. افغانستان و تنش با پاکستان

 

مهم‌ترین کانون امنیتیِ مستقیم در این یادداشت، اختلاف پاکستان و حکومت طالبان است. اسلام‌آباد می‌گوید گروه‌های مسلح، به‌ویژه تحریک طالبان پاکستان، از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان استفاده می‌کنند. حکومت طالبان این اتهام را رد می‌کند. گزارش گروه نظارت شورای امنیت سازمان ملل در سال ۲۰۲۵ از پشتیبانی لجستیکی و عملیاتی طالبان از این گروه سخن گفته است؛ این گزارش شواهد مهمی به بحث می‌افزاید، اما باید روشن بماند که کابل این اتهام‌ها را نمی‌پذیرد.

 

در مهر ۱۴۰۵، مقام‌های پاکستان بار دیگر از حکومت طالبان خواستند جلوی حمله‌های فرامرزی را بگیرد. طالبان این اتهام‌ها را رد کرد. بنابراین، وجود تنش و اختلاف روشن است، اما همهٔ جزئیات و مسئولیت هر رویداد را نمی‌توان تنها بر پایهٔ گفته‌های یکی از طرفین قطعی دانست.

 

تکرار حمله، اتهام، انکار و فشار مرزی اعتماد میان کابل و اسلام‌آباد را کاهش می‌دهد و می‌تواند تجارت و رفت‌وآمد را مختل کند. تنوع‌بخشی افغانستان به روابطش با ایران، هند و چین ممکن است وابستگی به پاکستان را کم کند؛ اما میزان این تغییر به توان اقتصادی و امنیتی افغانستان بستگی دارد.

 

۳. آمریکا پس از خروج و ادعاهای نیازمند مدرک

 

نیروهای آمریکا در سال ۲۰۲۱ از افغانستان خارج شدند و پس از آن، واشنگتن سیاست مقابله با تروریسم از خارج افغانستان را دنبال کرد. این حضور غیرمستقیم را نباید به‌تنهایی نشانهٔ پشتیبانی آمریکا از گروه‌های مخالف طالبان یا داعش خراسان دانست.

 

در یادداشت‌های سیاسی گاه گفته می‌شود آمریکا از داعش خراسان پشتیبانی می‌کند؛ اما برای چنین ادعای مهمی باید مدرک مستقل ارائه شود. بدون شواهد مشخص دربارهٔ تأمین مالی، تسلیح، آموزش یا پشتیبانی عملیاتی، این ادعا را نباید واقعیت قطعی نوشت. بهتر است آن را حذف کرد یا، در صورت وجود مدرک، دقیقاً به منبع آن نسبت داد.

 

۴. مسیرهای ترانزیتی؛ فرصت‌هایی با محدودیت

 

چابهار برای ایران، هند و افغانستان اهمیت اقتصادی دارد. هند و ایران در سال ۲۰۲۴ قراردادی ده‌ساله برای توسعه و بهره‌برداری از پایانهٔ شهید بهشتی چابهار امضا کردند. این مسیر می‌تواند دسترسی هند و افغانستان به بازارهای منطقه را آسان‌تر کند، اما امنیت راه‌ها، سرمایه‌گذاری و شرایط تحریمی بر کارآمدی آن اثر می‌گذارند.

 

در مهر ۱۴۰۵، محسن زنگنه از اختصاص زمینی در چابهار برای سرمایه‌گذاری افغانستان سخن گفت و سپس توضیح داد که موضوع، واگذاری خاک یا حاکمیت ایران نیست. بنابراین، دقیق‌تر است گفته شود که دربارهٔ اختصاص زمین برای سرمایه‌گذاری و زیرساخت ترانزیتی صحبت شده و جزئیات اجرایی و حقوقی آن باید روشن شود.

 

در همان ماه، افغانستان جادهٔ واخان تا مرز چین را گشود. این مسیر می‌تواند گزینهٔ تازه‌ای برای دسترسی افغانستان به چین باشد؛ ولی ارزش عملی آن به وضعیت گذرگاه مرزی، آب‌وهوا، راه‌های ارتباطی و امکان عبور منظم کالا بستگی دارد.

 

گوادر، چابهار و واخان را نباید فقط مهره‌های متعلق به بلوک‌های رقیب دانست. این مسیرها ممکن است در برخی زمینه‌ها با هم رقابت کنند و در برخی دیگر گزینه‌های مکملی برای تجارت منطقه‌ای باشند.

جمع‌بندی

جنوب آسیا و پیرامون آن با رقابت قدرت‌ها، اختلاف‌های مرزی و چالش‌های امنیتی روبه‌روست. در کنار این تنش‌ها، بندرها و مسیرهای زمینی می‌توانند امکان تازه‌ای برای تجارت و کاهش وابستگی فراهم کنند. نتیجه به این بستگی دارد که آیا دولت‌ها می‌توانند امنیت رفت‌وآمد را حفظ کنند و اختلاف‌هایشان را مهار کنند یا نه.

 

خلاصهٔ کلام: رقابت در منطقه واقعی است، اما این به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همهٔ بحران‌ها بخشی از یک جنگ نیابتی واحدند. باید میان رخداد تأییدشده، ادعای طرف‌های درگیر و برداشت تحلیلی فرق گذاشت. مرزهای امن، گفت‌وگوی پایدار و راه‌های تجاریِ قابل استفاده، برای مردم و اقتصاد منطقه سودمندتر از رقابت بی‌پایان‌اند.

آخرین اخبار