به گزارش ایران اکونومیست؛ پژوهش جدیدی روی موشها نشان میدهد بخشی از واکنش ایمنی مرتبط با تخریب مغز در بیماری آلزایمر ممکن است خارج از مغز و در گرههای لنفاوی آغاز شود. کشفی که میتواند مسیر تازهای برای درمان این بیماری، بدون نیاز به عبور دارو از سد خونی و مغزی، باز کند.
آلزایمر تنها به تجمع پروتئینهای آسیبزا در مغز محدود نمیشود و سیستم ایمنی نیز در روند تخریب سلولهای عصبی نقش دارد. اکنون پژوهشگران دریافتهاند گروه کوچکی از سلولهای ایمنی در گرههای لنفاوی ممکن است در فعالکردن واکنش التهابی مؤثر بر تخریب مغز نقش داشته باشند.
سالها تمرکز پژوهشهای آلزایمر بیشتر روی حذف پروتئینهایی مانند آمیلوئید و تاو از مغز بوده است. با این حال، دانشمندان بهتدریج متوجه شدهاند که سیستم ایمنی نیز میتواند در تخریب سلولهای عصبی نقش داشته باشد.
در سال ۲۰۲۳، دیوید هولتزمن، متخصص مغز و اعصاب، و همکارانش نشان دادند که سلولهای T در اطراف تجمعات پروتئین تاو در مغز جمع میشوند. جلوگیری از ورود این سلولها به مغز نیز باعث کاهش التهاب و آسیب عصبی در موشها شد. اما یک سؤال مهم باقی مانده بود، اینکه سلولهای T چگونه و از کجا برای حمله به مغز فعال میشوند
در پژوهش جدید به گروهی دیگر از سلولهای ایمنی به نام سلولهای دندریتیک توجه شده است. این سلولها مانند یک مرکز فرماندهی عمل میکنند. آنها نشانههایی از تهدیدهای موجود در بدن را شناسایی کرده و این اطلاعات را به سلولهای T منتقل میکنند تا سلولهای T فعال و تکثیر شوند.
پژوهشگران برای بررسی این موضوع، دو گروه موش مبتلا به نوعی تخریب عصبی مرتبط با تاو را مقایسه کردند. یک گروه فاقد سلولهای دندریتیک بود. نتیجه جالب بود، با وجود اینکه مغز موشهای فاقد سلولهای دندریتیک همچنان مقدار زیادی پروتئین تاو داشت، این حیوانات آسیب عصبی کمتری نشان دادند و در آزمایشهایی مانند ساخت لانه نیز عملکرد بهتری داشتند.

موشهایی که سلولهای دندریتیک نداشتند، تعداد بسیار کمتری سلول T در مغزشان داشتند. این موضوع نشان میدهد تجمع پروتئین تاو ممکن است بهتنهایی عامل تمام آسیبهای عصبی نباشد. به گفته هولتزمن، بخشی از آسیبی که تاو ایجاد میکند ممکن است در واقع نتیجه واکنش التهابی سیستم ایمنی باشد که این پروتئین به راه میاندازد.
پژوهشگران همچنین دریافتند سلولهای دندریتیک در خود مغز تعداد زیادی ندارند. در مقابل، برخی پروتئینهای مغزی که میتوانند نشانهای از تهدید باشند، به سمت گرههای لنفاوی حرکت میکنند، یعنی همان جایی که سلولهای دندریتیک میتوانند از آنها برای فعالکردن سلولهای T استفاده کنند.
یکی از جذابترین بخشهای این یافته، امکان ایجاد مسیر جدیدی برای درمان است. سد خونی و مغزی یکی از بزرگترین موانع درمان بیماریهای مغزی محسوب میشود و بسیاری از داروها بهراحتی نمیتوانند از آن عبور کنند. اما اگر بتوان واکنش سلولهای دندریتیک را خارج از مغز و در گرههای لنفاوی کنترل کرد، شاید بتوان بخشی از روند بیماری را بدون رساندن مستقیم دارو به مغز هدف قرار داد.
پژوهشگران در حال بررسی اهداف سلولی هستند که بتوان با استفاده از آنها فعالیت این سلولها را در بزرگسالی مهار کرد. البته این به معنای آمادهبودن یک درمان جدید برای آلزایمر نیست. پژوهش فعلی روی موشها انجام شده و خود پژوهشگران نیز تأکید دارند که باید مشخص شود آیا همین سازوکار در مغز انسان نیز اتفاق میافتد یا خیر.
اگر این یافتهها در انسان نیز تأیید شوند، نگاه دانشمندان به التهاب مرتبط با آلزایمر میتواند تغییر کند. در این صورت، بخشی از فرایندی که در نهایت به آسیب مغزی منجر میشود ممکن است پیش از رسیدن سلولهای ایمنی به مغز و در خارج از آن آغاز شده باشد.
این پژوهش همچنین نشان میدهد برای مقابله با آلزایمر شاید همیشه لازم نباشد مستقیماً سراغ پروتئینهای تجمعیافته در مغز رفت بلکه کنترل واکنش سیستم ایمنی در بخشهای دیگر بدن نیز میتواند به یکی از مسیرهای احتمالی تحقیقات آینده تبدیل شود.