تسنیم، کریدورهای اقتصادی تنها از دل جاده و ریل بیرون نمیآیند. وقتی منطقهای قرار است به دروازه تجارت، ترانزیت و جذب سرمایه تبدیل شود باید مجموعهای هماهنگ از زیرساختهای دریایی، ریلی، جادهای و هوایی را با هم یکجا داشته باشد.
در سواحل مکران، بندر چابهار نقش کلیدی دریایی را ایفا میکند، اما زنجیره توسعه منطقه همچنان یک حلقه بلاتکلیف و زمین مانده دارد. صحبت از فرودگاه بینالمللی چابهار است.
چابهار درست در نقطهای ایستاده که میتواند ایران را از مسیر دریای عمان به اقیانوس هند و بازارهای پرجمعیت جنوب آسیا پیوند بزند. توسعه بندر شهید بهشتی طی سالهای اخیر گام مهمی در این راستا بود؛ اما وقتی از چابهار بهعنوان کانون اصلی توسعه مکران و گرهگاه کریدورهای منطقهای یاد میکنیم، نمیتوان این پرسش اساسی را نادیده گرفت: آیا ایفای چنین نقش فراملی و بزرگی، بدون زیرساخت هوایی مدرن و مستقل امکانپذیر است؟
در ذهن عموم کریدور حملونقل غالباً به خطوط ریلی یا راههای جادهای خلاصه میشود. حال آنکه یک کریدور اقتصادی موفق به واقع یک منظومهای پویاست که جریان همزمان کالا، مسافر، سرمایه و خدمات را میان مبدأ و مقصد تسهیل میکند.
در چابهار شریان اصلی کالا از مسیر دریا شکل گرفته، جادهها وظیفه انتقال بار به پسکرانه بندر و مرزهای شرقی را بر عهده دارند و راهآهن در دست احداث چابهار ـ زاهدان نیز قرار است این بندر را به شبکه ریلی سراسری وصل کند. از سوی دیگر فعالسازی مرز ریمدان نیز جهش مهمی در اتصال چابهار به پاکستان و بازار چندصد میلیونی آن ایجاد کرده است.
با این حال ضلع چهارم این مربع یعنی «حملونقل هوایی» همچنان غایب است. هواپیما جریانهایی را پوشش میدهد که ریل و جاده و دریا از پس سرعت آن برنمیآیند؛ از رفتوآمد سرمایهگذاران، مدیران ارشد و نیروهای متخصص گرفته تا رونق گردشگری و ترانزیت کالاهای گرانقیمت و زمانحساس. از این رو ساخت فرودگاه جدید چابهار شرط لازم برای پیوند زدن اقتصاد مکران به زنجیرههای ارزش ملی و بینالمللی است.
پروژهای که روی کاغذ ماند
در زمان حاضر بار پروازهای چابهار بر دوش فرودگاه نظامی کنارک قرار دارد. هرچند کنارک طی دهههای گذشته جور جابجایی هوایی منطقه را بر دوش کشیده، اما افق توسعه بلندمدت چابهار و حجم فعالیتهای اقتصادی پیشرو ظرفیتی بهمراتب فراتر از توان این فرودگاه میطلبد.
اما ماجرای احداث فرودگاه جدید چابهار داستان تازهای نیست. بارها خبر کلنگزنی، تأمین اعتبار و زمانبندی اجرای آن تیتر رسانهها شده و حتی بهعنوان یکی از ابرپروژههای سواحل مکران معرفی شده است. با این وجود، پروژه هنوز به نقطهای نرسیده که بتوان آن را یک شریان فعال در کریدور منطقه به حساب آورد. دقیقاً در همین نقطه است که آسیب عدم جامعنگری در کریدورها خودنمایی میکند، چراکه توسعه بندر بدون دسترسیهای هوایی و زمینی همپای آن، یعنی معطل ماندن بخشی از ظرفیت همان بندر.
بزرگترین مزیت چابهار قرارگیری در نقطه تلاقی مسیرهای دریایی با خطوط زمینی شرق کشور است. کالا از اقیانوس وارد بندر میشود از طریق ریل یا جاده پهنه کشور را طی میکند و از گذرگاههایی مانند ریمدان به قلب پاکستان و آسیای میانه میرسد. این ساختار، چابهار را از یک «بندر ساده» به یک «هاب لجستیکی» تبدیل میکند. اما واقعیت آن است که هاب لجستیکی فقط جای کانتینر نیست؛ تاجر، مدیر بینالمللی، گردشگر یا کالای فاسدشدنی نمیتوانند با سرعت دیزلهای باری حرکت کنند.
چنانچه هدف نهایی تبدیل چابهار به مرکز تجارت و ترانزیت منطقهای است، «زمان» و «کیفیت دسترسی» حرف اول را در برنامهریزیها میزند. بندر میلیونها تن کالا را جابهجا میکند، اما شریانهای اقتصادی برای چرخیدن به حضور انسانها، جلسات حضوری سرمایهگذاران و جابجایی سریع تکنسینها نیاز دارند. صنایع نوپای مکران نیز بدون دسترسی هوایی آسان به نیروی متخصص، همیشه با ناترازی سرمایه انسانی مواجه خواهند بود.
از این رو فرودگاه بینالمللی جدید چابهار جزئی از «زیرساخت سخت و نرم» کریدور مکران است؛ ساختاری که بههیچ عنوان رقیب بندر یا راهآهن نیست، بلکه مکمل و شتابدهنده آنهاست.
ریمدان فعال شد؛ فرودگاه چه زمانی به مدار میآید؟
توجه ویژه منطقه آزاد چابهار به مرز ریمدان و اولویت دادن به صادرات و ترانزیت از این نقطه، نشان میدهد که نگاه سیاستگذاران از «پروژههای تکبعدی» به سمت «شبکهسازی تجاری» تغییر یافته است. اما هرچه این شبکه وسیعتر شود، نبود فرودگاه بیشتر به چشم میآید.
سواحل مکران پر از پروژههای ریز و درشتی است که طی سالها تعریف شدهاند. اما تجارب جهانی یادآوری میکنند که «کریدور» زمانی متولد میشود که تمام حلقههای آن به یکدیگر قلاب شوند. چابهار به این شبکه نزدیک شده است؛ بندر آماده است، جادهها در حال تعریضاند، ریل در حال پیشرفت است و ریمدان نیز نفس میکشد. با این تفاسیر، فرودگاه بینالمللی چابهار چه زمانی از یک «وعده روی کاغذ» به «حلقه واقعی کریدور مکران» تبدیل خواهد شد؟
پاسخ به این پرسش نشان میدهد سواحل مکران در آینده ترکیبی ناهمگون از طرحهای جزیرهای و منفصل خواهد بود یا واقعاً به یک «کریدور اقتصادی چندوجهی» در تراز بینالمللی تبدیل میشود.