به گزارش ایران اکونومیست؛ شعر بهمنی، شعر زندگی است! اسماعیل امینی میگوید: شعر محمدعلی بهمنی شعر انتزاعی و اساطیری نیست؛ شعر زندگی و موضوعاتی است که به صورت روزمره با آنها سروکار داریم.
این شاعر و استاد دانشگاه به مناسبت سالروز درگذشت محمدعلی بهمنی، درباره جایگاه شعری این شاعر گفت: در دوران جوانیام محمدعلی بهمنی را از طریق شعرها و ترانههایش شناختم و در سالهای پس از انقلاب، از نزدیک ایشان را دیدم و سالها با آقای بهمنی دوستی داشتیم.
او سپس گفت: محمدعلی بهمنی زمانی وارد عرصه شعر شد که بحث و مجادلات زیادی درباره اینکه آیا همچنان ظرفیت شعر گفتن در شیوههای کهن را داریم یا اساساً دوره غزل و مثنوی و دیگر قالبهای کهن سر آمده است؟ وجود داشت. این بحثها در روزگار نوجوانیام بسیار گرم بود اما شخصیتهایی مانند محمدعلی بهمنی، حسین منزوی، هوشنگ ابتهاج و سیمین بهبهانی با کارشان نشان دادند که ظرفیتهای نامشکوفی به ویژه در غزل فارسی داریم؛ البته این ظرفیت در دیگر قالبها هم وجود دارد اما غزل، سرآمد این قالبهاست. این شاعران توانستند در شیوه سخن اصلی شعر فارسی نوآوری ایجاد کنند.
این شاعر و پژوهشگر با بیان اینکه بهمنی در حوزه ترانه نیز موفق بود، ادامه داد: آقای بهمنی هم در ترانههایش با زبان رسمی و نوشتاری و هم ترانههایی با زبان گفتاری توانست، قابلیتهای شعر را با صمیمیت زبان ترانه تلفیق کند و این توفیق بزرگی بود.
امینی در پاسخ به این پرسش که آیا محمدعلی بهمنی قدر دید؟ گفت: هیچکس قدر نمیبیند؛ نه آقای بهمنی و نه بسیاری از بزرگان گذشته ما. معمولاً اینطور بوده که هنر و علم خیلی در صف اول برای دیده شدن و تقدیر کردن نبودهاند. اما این نکته حائز اهمیت است که محمدعلی بهمنی، فرد پرتلاشی بود.
او یادآور شد: زندگی بهمنی بر مبنای شعر و ترانه نمیچرخید. شاید کسی خبر نداشته باشد، اما ایشان در صنعت چاپ فعالیت میکرد. از همان دوران نوجوانی، در بندرعباس شاگرد چاپخانه بود. زمانی که به تهران آمد همین مسیر را ادامه داد و از همین طریق با فریدون مشیری و دنیای شعر آشنا شد. تا اواخر عمرش نیز کار چاپ را ادامه داد. شعر و ترانه محل ارتزاق زندگی آقای بهمنی نبود.
این شاعر درباره اینکه چرا باید آثار محمدعلی بهمنی را به جوانان و مخاطبان توصیه کرد، گفت: به این دلیل که بازتاب زندگی روزمره خودمان و تجربههای چند نسل را در شعر این بزرگان میبینیم. شعر آقای بهمنی شعر ذهنی و انتزاعی یا اساطیری نیست، شعر زندگی است؛ همین چیزهایی است که روزمره با آنها سروکار داریم. مثلاً وقتی میگوید «از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب؟»، مانند حرف زدن خودمان است. یا «راستی در هوای شرجی هم دیدن دوستان تماشاییست / به غریبی قسم نمیدانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم». زبان شعر او بسیار صمیمی است و در عین حال استواری زبان شعر را دارد و توانسته این دو را با زبان گفتاری آشتی دهد. به همین دلیل شعرهای آقای بهمنی بسیار خواندنی است و غالبا در کلاسهای دانشگاه برای دانشجویان میخوانم./ ایسنا