سه‌شنبه ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - 2026 February 24 - ۶ رمضان ۱۴۴۷
۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۷

این نسخه دیگر شفا نمی‌دهد

در چنین شرایطی تئوری‌های اقتصاددانان قابل اجراست؟
کد خبر: ۸۳۱۸۴۴

 

به گزارش ایران اکونومیست؛  علی فروزانفر؛ پرونده مبهم و پیچیده «تراستی‌ها» یا واسطه‌های ارزی، به یکی از بزرگ‌ترین گره‌های اقتصاد سیاسی ایران بدل شده است. در بخش نخست گفت‌وگوی تفصیلی با فرشاد پرویزیان، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با عنوان «بحران تراستی‌ها؛ غولی که از چراغ بیرون آمد و به فرمان دولت نیست» به واکاوی ابعاد پنهان این شبکه‌های نوظهور پرداختیم؛ نهادهایی که در ابتدا با هدف تسهیل بازگشت ارز در دوران تحریم شکل گرفتند، اما به تعبیر این کارشناس، امروز به «رستمی» دست‌ساز تبدیل شده‌اند که خالق آن‌ها، یعنی دولت، نه تنها از رویارویی بلکه از آوردن نام آن‌ها هراس دارد. در آن مصاحبه به روشنی تبیین شد که چگونه این واسطه‌ها شریان‌های مالی را در دست گرفته و با نافرمانی از دستورات حاکمیتی، دستگاه اجرایی کشور را در موضع استیصال قرار داده‌اند.

آنچه در بخش اول این گفت‌وگو به عنوان هشداری بنیادین مطرح شد، خروج پدیده تراستی‌ها از دایره تحلیل‌های صرفاً «اقتصادی» بود. پرویزیان با بررسی سناریوهای مختلف از دریچه «نظریه بازی‌ها»، تاکید کرد که مهار این شبکه‌ها نیازمند اراده‌ای فراتر از دولت و ورود قاطع دستگاه‌های امنیتی و قضایی است. حتی این فرضیه تکان‌دهنده نیز مورد واکاوی قرار گرفت که شاید در پس این هیاهو، پدیده «خالی‌فروشی» پنهان شده باشد و اساساً منابع ارزی دندان‌گیری در کار نباشد؛ سناریویی که نشان می‌دهد ریشه بحران را باید در تاریک‌خانه‌های سیاست و امنیت جست‌وجو کرد، نه در فرمول‌های متعارف اقتصاد.

اکنون و در بخش دوم این مصاحبه که امروز پیش روی شماست، زاویه دید این اقتصاددان از کالبدشکافی ساختار واسطه‌ها، به سوی لایه‌های پنهان مافیای ثروت و تقاطع منافع در بازار کلان ارز چرخش پیدا می‌کند.

پرویزیان در این بخش، پرده از هیاهوی پوپولیستی برای «دلار ارزان» برمی‌دارد و نشان می‌دهد که چگونه جریانات وارداتی با پنهان شدن پشت شعارهای عوام‌پسند، در حال هدایت افکار عمومی به نفع جیب خود هستند. وی با طرح تئوری «مکانیسم اره» در اقتصاد ایران، تشریح می‌کند که نوسانات ارزی چگونه در هر دو جهت صعود و نزول، منافع گروه‌هایی خاص را تامین کرده و تنه نحیف اقتصاد ملی را می‌تراشد.

اوج تحلیل‌های این استاد دانشگاه در بخش پایانی، عبور از متغیرهای روزمره اقتصادی و رسیدن به دغدغه «بقا و موجودیت» ایران است.

او با هشداری صریح نسبت به خطر فروپاشی ساختارها که می‌تواند به جنگ‌های قومیتی و تجزیه کشور بینجامد، تنها راه نجات را در بستر ثبات و اصلاحِ وضع موجود می‌داند. واکاوی نقش مخرب شبکه‌های نفوذ در مهندسی بحران‌های اقتصادی و همچنین غفلت ممتد نزدیک به ۴۰ ساله از راهبرد کلیدی «تولید»، از دیگر مباحث خواندنی این بخش است که نشان می‌دهد تجویز نسخه‌های اقتصادی، پیش از برقراری امنیت و پاکسازی جبهه‌های غیراقتصادی، توهمی بیش نیست.

در ادامه، مشروح بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو را می‌خوانید که پرتو تازه‌ای بر ریشه‌های غیراقتصادی بحران‌های امروز ایران می‌تاباند و مخاطب را با واقعیت‌های عریان اقتصاد سیاسی کشور روبه‌رو می‌کند./ گزارش کامل از مهر