شنبه ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - 2026 February 21 - ۳ رمضان ۱۴۴۷
۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۴

معامله با ترس؛ چرا فروش هیجانی طلا و ارز به زیان ماست؟

در زمان تنش‌های سیاسی، بسیاری از افراد به‌دلیل ترس از کاهش قیمت‌ها، طلا و ارز خود را می‌فروشند. اما این تصمیم‌ها اغلب هیجانی و مبتنی بر شایعه است، نه تحلیل اقتصادی. تجربه بازارها نشان می‌دهد که در بحران‌ها، قیمت‌ها لزوماً سقوط نمی‌کنند و فروش شتاب‌زده می‌تواند به معنای خروج در پایین‌ترین سطح قیمت باشد. راهکار منطقی، داشتن استراتژی بلندمدت، تنوع‌بخشی دارایی‌ها و پرهیز از واکنش فوری به اخبار است. در شرایط پرنوسان، آرامش و دانش مالی مهم‌ترین سرمایه هر فرد است.
کد خبر: ۸۳۱۶۸۸

معامله با ترس؛ چرا فروش هیجانی طلا و ارز به زیان ماست؟

یادداشتی از سورنا جلیلی، مدیر ارشد شرکت‌های بین المللی و بنیان‌گذار موسسه  Juris Trade Hub

در هفته‌هایی که فضای سیاسی منطقه ملتهب می‌شود و رسانه‌ها از احتمال تشدید تنش میان ایران و برخی کشورها سخن می‌گویند، الگوی آشنایی در رفتار اقتصادی مردم شکل می‌گیرد: صف‌های خرید یا فروش طلا، هجوم به صرافی‌ها، تماس‌های پیاپی برای تبدیل دارایی‌ها و نگرانی عمیق نسبت به «سقوط قریب‌الوقوع» قیمت‌ها. بسیاری می‌پرسند: آیا باید پیش از آنکه دیر شود، طلا و ارز خود را بفروشیم؟

به‌عنوان فردی که سال‌ها در حوزه حقوق تجارت بین‌الملل، سیاست‌گذاری اقتصادی و آموزش تصمیم‌گیری مالی فعالیت کرده‌ام و امروز در جایگاه بنیان‌گذار Juris Trade Hub  یک نهاد مشاوره‌ای و آموزشی در حوزه کسب‌وکار و حقوق بین‌الملل، با مدیران، کارآفرینان و خانواده‌ها در ارتباط هستم، مایلم صریح بگویم: در اغلب موارد، فروش هیجانی دارایی‌های شخصی در شرایط پرنوسان، نه‌تنها تصمیمی حرفه‌ای نیست، بلکه می‌تواند امنیت مالی بلندمدت افراد را به خطر اندازد.

اقتصاد، فقط عدد نیست؛ روان‌شناسی هم هست

بازارهای مالی صرفاً تابع داده‌های اقتصادی نیستند؛ انتظارات و احساسات نقش تعیین‌کننده دارند. در شرایط بدون اطمینان ژئوپلیتیک، سه پدیده رفتاری به‌طور هم‌زمان فعال می‌شود: نخست «ترس از زیان» که باعث می‌شود افراد کاهش احتمالی ارزش دارایی را بزرگ‌تر از منافع احتمالی آینده ببینند؛ دوم «سوگیری در دسترس بودن» که اخبار پررنگ رسانه‌ای را به‌عنوان واقعیت قطعی تلقی می‌کند؛ و سوم «رفتار گروهی» که ما را به پیروی از تصمیم جمع سوق می‌دهد.

پژوهش‌های اقتصاد رفتاری بارها نشان داده‌اند که در دوره‌های شوک و نوسان، بازده تصمیم‌های مبتنی بر هیجان به‌طور معناداری پایین‌تر از تصمیم‌های مبتنی بر برنامه‌ریزی است. در تجربه حرفه‌ای خود نیز بارها شاهد بوده‌ام افرادی که در اوج نگرانی دارایی خود را فروخته‌اند، چند ماه بعد با حسرت بازگشت قیمت‌ها را تماشا کرده‌اند.

آیا تنش سیاسی الزاماً به سقوط قیمت طلا و ارز منجر می‌شود؟

پاسخ کوتاه این است: نه لزوماً. در سطح جهانی، طلا معمولاً به‌عنوان «دارایی امن» شناخته می‌شود و در بسیاری از بحران‌ها با افزایش تقاضا مواجه شده است.

 

 

 

 

در اقتصاد ایران نیز قیمت طلا و ارز علاوه بر متغیرهای سیاسی، تحت تأثیر تورم ساختاری، انتظارات عمومی، سیاست‌های پولی، محدودیت‌های تجاری و حتی روان بازار قرار دارد. پیش‌بینی یک «سقوط قطعی قیمت» بر اساس یک خبر یا تحلیل کوتاه‌مدت، ساده‌سازی مفرط واقعیت پیچیده اقتصاد است. در مورد ارز خارجی نیز همین منطق صادق است.

 

 

در اقتصادی با نرخ تورم بالا، ارز خارجی اغلب نقش پوشش ریسک را برای خانوارها ایفا می‌کند. ممکن است در کوتاه‌مدت نوسان‌هایی رخ دهد، اما تصمیم‌گیری صرفاً بر اساس یک سناریوی بدبینانه، بدون تحلیل ساختاری، می‌تواند زیان‌آور باشد.

خطر فروش در اوج ترس

یکی از خطاهای کلاسیک در بازارها «فروش در کف» است؛ یعنی خروج از بازار زمانی که ترس در بالاترین سطح قرار دارد. تجربه تاریخی بازارهای مالی از بحران‌های منطقه‌ای تا شوک‌های جهانی نشان می‌دهد که پس از دوره‌های تنش، بازارها اغلب بخشی از افت را جبران می‌کنند. افرادی که در لحظه اضطراب دارایی خود را نقد کرده‌اند، نه‌تنها هزینه کارمزد و اختلاف قیمت خرید و فروش را متحمل شده‌اند، بلکه فرصت بازگشت احتمالی بازار را نیز از دست داده‌اند.

در جلسات آموزشی مرکز تجارتی حقوقی (juristradehub.de) همواره تأکید می‌کنیم که میان «مدیریت ریسک» و «واکنش احساسی» تفاوت اساسی وجود دارد. مدیریت ریسک به معنای داشتن استراتژی پیشینی است؛ واکنش احساسی یعنی تصمیم‌گیری پس از شنیدن یک خبر نگران‌کننده.

سرمایه‌گذاری یعنی برنامه، نه پیش‌بینی لحظه‌ای

یکی از آموزه‌های پایه در مدیریت مالی شخصی این است که هر دارایی باید با افق زمانی مشخص خریداری شود. اگر فردی طلا یا ارز را به‌عنوان پوشش تورم چندساله تهیه کرده است، تصمیم‌گیری بر اساس نوسان چندروزه با هدف اولیه او ناسازگار است. سرمایه‌گذاری موفق نیازمند سه عنصر است: افق زمانی روشن، تنوع‌بخشی و انضباط رفتاری.

تنوع‌بخشی به این معناست که کل پس‌انداز در یک دارایی متمرکز نشود. ترکیبی متعادل از دارایی‌های نقدی، دارایی‌های سرمایه‌ای و ابزارهای کم‌ریسک‌تر می‌تواند تاب‌آوری مالی خانوار را افزایش دهد. افزون بر آن، داشتن «صندوق اضطراری» برای هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده، مانع از آن می‌شود که افراد در زمان بحران مجبور به فروش دارایی‌های سرمایه‌ای خود شوند.

در سال‌های فعالیت حرفه‌ای‌ام، چه در حوزه مشاوره کسب‌وکار و چه در تحلیل حقوقی و اقتصادی تحولات بین‌المللی، همواره دیده‌ام کسانی که پیش از وقوع بحران برای سناریوهای مختلف برنامه داشته‌اند، آرام‌تر و منطقی‌تر عمل کرده‌اند. برنامه‌ریزی پیشینی، مهم‌ترین سپر در برابر هیجان است.

تفاوت سرمایه‌گذار و فرد هیجانی

سرمایه‌گذار می‌پرسد: هدف من از نگهداری این دارایی چیست؟
فرد هیجانی می‌پرسد: فردا چه اتفاقی می‌افتد؟

اولی بر ساختار تمرکز دارد، دومی بر شایعه. اولی ریسک را توزیع می‌کند، دومی آن را تشدید می‌نماید. در فضای پرالتهاب ژئوپلیتیک، افراد عادی که دسترسی به داده‌های تخصصی و ابزارهای حرفه‌ای تحلیل ندارند، معمولاً در رقابت با بازیگران بزرگ بازار در موقعیت ضعیف‌تری قرار می‌گیرند. معامله کوتاه‌مدت بر اساس اخبار، بیش از آنکه مهارت باشد، قمار بر سر عدم‌قطعیت است.

آرامش، بخشی از سرمایه است

تنش‌های سیاسی بخشی از واقعیت اقتصاد ایران و جهان است. اما واکنش ما به این تنش‌ها، تعیین‌کننده‌تر از خود رویدادهاست. فروش هیجانی طلا یا ارز تنها به دلیل شنیدن احتمال تشدید بحران، در بسیاری موارد بیشتر ناشی از ترس است تا تحلیل.

به‌عنوان بنیان‌گذار Juris Trade Hub، باور دارم مهم‌ترین سرمایه هر فرد نه صرفاً طلا و ارز، بلکه دانش تصمیم‌گیری اقتصادی است. آموزش مالی، درک مفاهیم ریسک و بازده، و داشتن استراتژی شخصی، می‌تواند ما را از دام تصمیم‌های شتاب‌زده نجات دهد.

بحران‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما آثار تصمیم‌های هیجانی ممکن است سال‌ها باقی بماند. در دنیای پرنوسان امروز، شاید بزرگ‌ترین مزیت رقابتی افراد عادی، نه دسترسی به خبر سریع‌تر، بلکه توانایی صبر و تحلیل عمیق‌تر باشد.

 

 

آخرین اخبار