چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 04 - ۱۵ شعبان ۱۴۴۷
۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۲

رقص سوگ رقص بدون ساز

پا کوبیدن بر زمین برای آهنگ دادخواهی
کد خبر: ۸۳۰۹۵۰

رقص سوگ رقص بدون ساز

به گزارش ایران اکونومیست؛  هفت‌طبقه‌ بودن زمین، هفت خط روی زمین چمرگاه می‌کشند تا عزاداران در صفوف منظم دست در دست هم با نوای ساز و دهل رقص چمری را اجرا کنند. شرکت‌کنندگان این مراسم کهن از طاق بزرگی که برای خوشامدگویی تزیین شده‌ است، عبور می‌کنند. طاقی که در نزد اهالی به‌نام طاق کسری موسوم است. در این رسم، زن و مرد شانه‌به‌شانه یکدیگر و برخلاف عقربه‌های ساعت همراه با شاعرانی از شهر ملکشاهی چمری را شروع می‌کنند. رقص چمری در زاگرس جنوبی و شهرهایی چون کرمانشاه، ایلام و لرستان اجرا می‌شود.

 

«سعید عبدی‌زاده»، پژوهشگر ایلامی رقص‌های فولکلوریک، در گفت‌وگو با «پیام‌ ما» از ماهیت رقص چمری می‌گوید: «چمر در لغت به‌معنی چشم‌به‌راه است. رقصی که هم‌زمان، بیانگر سوگ همراه با آرزو برای فرد متوفی است. در چمری اهالی طایفه از زن و مرد دست یکدیگر را می‌گیرند و در آیینی جمعی از خدا حیات مجدد روح متوفی را طلب می‌کنند.»

 

چمری برای زنان و البته هر مردی هم اجرا نمی‌شود. عبدی‌زاده دراین‌باره می‌گوید: «چمری مختص مردان بزرگ، پهلوانان و جنگاوران هر طایفه‌ای است و اجرای این رسم برای افراد معمولی، غیرمتعارف و نکوهیده است.»

 

عبدی‌زاده هماهنگی میان ساز، آواز و حرکات رقص چمری را چنین توضیح می‌دهد: «شرکت‌کنندگان چمری که عمدتاً میانسالان و افراد جاافتاده طایفه هستند با کوبیدن پا بر زمین، آهنگ دادخواهی و انتقام می‌کنند.»

 

ترتیب قرارگیری افراد در دسته‌های چمری و ریتم همراهی‌کننده ساز و دهل متناسب با شخصیت و سن متوفی است. به‌گونه‌ای‌که عبدی‌زاده بیان می‌کند: «عمدتاً نزدیکترین فرد به متوفی، سردسته یا سرچوپی چمری است. اگر فرد متوفی جوان مجرد و جنگاوری باشد، در پایان مراسم ریتم دهل تندتر می‌شود و به یاد ناکامی متوفی چمر چوپی را با ریتمی تندتر اجرا می‌کنند.»

 

 

یزله، رقص بدون ساز

 

اگرچه اجرای رقص غم را عمدتاً در مناطق لک، لر و کرد زبان زاگرس به‌ یاد داریم، اما در خوزستان نیز از نوع خاصی رقص به‌نام «یزله» برای بیان غم و شادی استفاده می‌کنند. رسم و آیینی که خاصه عرب‌های خوزستان است و با شعری چهارمصراعی به‌نام «هوسه» به بیان موزون و آهنگین غم می‌پردازد. «عدنان طاهری»، پژوهشگر و مستندساز خوزستانی، در گفت‌وگو با «پیام‌ ما» یزله را چنین توضیح می‌دهد: «یزله، اجرای شعری حماسی است. این اجرا با کوبیدن پا بر زمین همراه است و در گذشته پیش از شروع جنگ برای روحیه‌دهی و تشویق جنگجویان و سپاهیان اجرا می‌شد.»

 

طاهری از اجرای یزله برای مراسم شادی و عزا در خوزستان می‌گوید: «به‌مرور زمان و متناسب با شرایط زندگی مردم، یزله را در مراسم‌‌‌های غم و شادی می‌بینیم.» رقص یزله برخلاف رقص چمری که همراه با ساز و آواز است، مبتنی‌بر شعر و بدون همراهی ساز است. به‌گفته طاهری بخش مهمی از اجرای یزله منوط بر اشعار به‌کاررفته در این مراسم است. به‌طوری‌که افرادی به‌عنوان سراینده یزله متناسب با ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری فرد متوفی، یزله می‌سرایند. طبقه اجتماعی و شخصیت متوفی عامل تعیین‌کننده برگزاری یزله است و اجرای یزله برای عموم مردم رایج نیست. نکته قابل‌توجه اجرای یزله برای زنان شهیر عرب نظیر «شیخه علیا»، دختر شیخ سلمان کعبی و «شیخه آسیه نبهانی»، دختر شیخ نبهان دوم عرب است.

 

 

جوشش بدن در غم

 

در کنار رقص‌های تاریخی و فولکلوری که بررسی شد، این روزها شاهد رقص فارسی و بزمی در گورستان‌ها هستیم؛ شیوه متفاوت و امروزی از بیان غم. «امین حق‌ره»، نویسنده و پژوهشگر، رقصیدن بر مزار جان‌باختگان با ترانه‌های امروزی را نه نمادی از مبارزه یا کین‌خواهی که شکلی از جنون می‌داند؛ جنونی که به‌واسطه عمق و شدت حادثه بر بازماندگان عارض شده و منجر به برگزاری مراسم‌ سوگواری متفاوتی شده است. اما «احسان نوروزی»، سرپرست گروه «هه‌ له پرکی شاماران» و پژوهشگر رقص‌های فولکلور، نگاه متفاوتی به اجرای رقص غم در این روزها دارد. نوروزی رقص‌ این ایام را جوشش بدن در غم می‌داند: «رقص فراگیرترین شکل هنر است. هنری که فقط با خواست و بدن فرد به اجرا درمی‌آید و همین سهولت در اجرا سبب فراگیری و عمومیت این هنر در جای‌جای ایران می‌شود. در شرایطی که رنج و غم فراتر از توان آدمی باشد، یکی از راه‌های بروز احساسات به‌شکل رقص خواهد بود.»

 

نوروزی اجرای رقص‌های فارسی و معمول را در مراسم عزاداری نشئت‌گرفته از کهن‌الگوی سوگواری در ایران می‌داند: «رقص غم در پهنه گسترده زاگرس، فرم و محتوای مشخص دارد. اما در جای‌جای ایران، این روزها رقص غمی را می‌بینیم که همان رقص‌های متعارف مراسم عروسی و شادی است. اجرای این رقص در سوگواری گویی بازتعریف یک ناخوداگاه جمعی است. رقصی که انگار در حافظه بدنی ایرانیان وجود داشته و در کوران غمی بی‌سابقه این‌چنین بروز یافته است.»

 

نوروزی تداوم و تبدیل رقص برای عزاداری را منوط به شرایط متعددی می‌داند: «رقص آینه تمام‌نمای زیست روزمره مردم است. واقعیتی حذف‌ناشدنی و بی‌بدیل که سبب تداوم رقص طی شش هزار سال شده است. حال باید دید این شکل رقص محدود به این دوره است یا در آینده هم تکرار و با پذیرش و همراهی آحاد مردم روبه‌رو می‌شود یا نه. اما فراگیری یک رقص در بزنگاهی تاریخی نمی‌تواند منجر به ادغام رقص غم به شیوه این‌روزها در فرهنگ شود.»/زهراکرد

آخرین اخبار