به گزارش آفتاب نیوز، گران کردن هزینه زندگی در تهران راهکاری است که پیروز حناچی، شهردار سابق پایتخت، برای کاهش جمعیت پیشنهاد داده است؛ ایدهای که بر اساس آن باید به قدری هزینههای سکونت در پایتخت را بالا برد تا شهروندان ناچار به ترک آن و مهاجرت به سایر شهرها شوند. پایتخت سالهاست با بحران اشباع جمعیت روبهروست، اما تمرکز انبوهی از امکانات و منابع اقتصادی در این محدوده، همچنان گروههای زیادی را به سوی خود میکشد. این سیاست قدیمی نهتنها ادامه دارد، بلکه بسیاری را برای نزدیک ماندن به تهران، ناگزیر به تن دادن به پدیده حاشیهنشینی کرده است. طرح پیشنهاد افزایش قیمتها از سوی یک مدیر سابق در شرایطی مطرح میشود که تورم سرسامآور مسکن، کالا و خدمات هماکنون نیز زندگی را برای بخش بزرگی از ساکنان اصلی پایتخت ناممکن ساخته است. منتقدان معتقدند مسئولانی که چنین رویکردی دارند، به جای ریشهیابی و حل بحران، تنها به پاک کردن صورتمساله مشغولند، در حالی که چارهاندیشی برای تمرکززدایی از تهران باید دههها پیش آغاز میشد. چنین سیاستی پایتخت را به محدوده انحصاری ثروتمندان تبدیل میکند و طبقات متوسط و ضعیف را که همین حالا هم در تأمین معاش درماندهاند، به اجارنشینی در حاشیهها و اخراج اجباری از شهر محکوم میسازد. گرانسازیِ صرف بدون آیندهنگری برای معیشت مردم و بررسی ظرفیت شهرهای مهاجرپذیر، نهتنها گرهی از مشکلات تهران باز نمیکند، بلکه بحرانهای تازهای را به کل کشور تحمیل خواهد کرد. تمرکز امکانات؛ ریشه اصلی حاشیهنشینی امانالله قراییمقدم، جامعهشناس، در گفتگو با جهانصنعت تاکید کرد که بسیار بعید است رشد هزینههای زندگی بتواند مردم را وادار به ترک تهران کند؛ چرا که جاذبههای کلانشهرها نظیر خدمات پیشرفته آموزشی، درمانی و دانشگاهی، مهمترین پیشران مهاجرت به این مناطق به شمار میروند. هماکنون حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیون حاشیهنشین در کشور وجود دارند که این معضل تا حد زیادی ناشی از انباشت امکانات در معدودی از شهرهای بزرگ است. با گذشتن از مناطق جنوبی تهران به سمت پرند، رباطکریم و دیگر سکونتگاههای اقماری، وسعت چشمگیر حاشیهنشینی مشهود است؛ وضعیتی که در کلانشهرهایی چون اصفهان و شیراز نیز به چشم میخورد. مرکزگرایی و یورش جمعیتی این جامعهشناس با اشاره به پیشینه تاریخی مرکزگرایی در کشور توضیح داد که موج مهاجرت روستاییان از پیش از انقلاب آغاز شده و استانهایی مانند سیستانوبلوچستان یا خطه شمال، سهم بالایی در این جابهجاییها داشتهاند. طبیعی است که شهروندان برای دستیابی به امکانات، به مناطقی که بیشترین سهم از منابع را دارند کوچ کنند. مسأله تمرکززدایی چندی پیش از سوی مسعود پزشکیان نیز با تأکید بر لزوم هزینه کرد درآمدهای هر استان در همان منطقه مطرح شد که میتواند گامی رو به جلو باشد. با این حال، مرکزگرایی معضلی ریشهدار است که اگرچه در بسیاری از کشورها وجود دارد، اما در ایران به دلیل تمرکز شدید خدمات در شهرهایی نظیر تهران، مشهد، اصفهان، تبریز و شیراز، با شدت بیشتری بروز یافته است. جای خالی آمایش سرزمین قراییمقدم با انتقاد از توزیع نامتوازن امکانات متناسب با ظرفیتهای بومی تصریح کرد که نظریه مهم «سازمان فضایی منطقه» مبنی بر توزیع منابع بر اساس پتانسیلهای کشاورزی، صنعتی و معدنی نادیده گرفته شده است. نمونه بارز این نقص، استقرار صنایع آببر در استان کویری و کمآبی چون اصفهان است، در حالی که چنین واحدهایی باید در جوار منابع آبی و دریا جانمایی شوند. بیتوجهی به آمایش سرزمین در استانهایی نظیر قزوین و سمنان نیز به چشم میخورد و ریشه تمام معضلات، غفلت از توزیع متوازن امکانات بر اساس شرایط اقلیمی و اقتصادی مناطق مختلف است. سرگردانی طبقه متوسط میان دو شهر این پژوهشگر مسائل اجتماعی درباره پیامدهای گرانی تهران بر طبقات متوسط و کمدرآمد هشدار داد و گفت پیش از بیرون راندن این افراد از پایتخت، باید دید آیا شهرهای مقصد ظرفیت اشتغال و پذیرش آنها را دارند یا خیر. انتقال اجباری جمعیت بدون فراهمسازی بستر اشتغال، صرفاً به بازگشت ناگزیر مهاجران به تهران منجر میشود و راهکار درست، توزیع عادلانه فرصتهاست. صادرات آسیبهای اجتماعی با انتقال فقر وی درباره تبعات فرهنگی و اجتماعی مهاجرت اجباری یادآور شد که ورود افراد با فرهنگهای متفاوت به شهرهای کوچکتر، خردهفرهنگها را دستخوش تغییر کرده و در غیاب برنامهریزی، بستر شکلگیری آسیبهای اجتماعی جدید را در مناطق مقصد فراهم میکند؛ بنابراین، گران کردن پایتخت مشکلات اقتصادی را حل نمیکند بلکه آن را به سایر نقاط کشور سرریز میسازد. پاک کردن صورتمساله به جای درمان قراییمقدم با تأکید بر لزوم بازنگری در مدیریت کلانشهرها از ابتدای انقلاب تاکنون، خاطرنشان ساخت که استقرار صنایع در مناطق جنگلی یا بحرانزده از نظر منابع آبی مانند یزد، کرمان و سیستانوبلوچستان اشتباهی راهبردی بوده و اصرار بر تداوم این روند خطای بزرگی است. بازگشت امکانات به مناطق کوچک؛ تنها راهکار واقعی این جامعهشناس در پایان، راهکار اصلی مهار جمعیت تهران را بازگرداندن امکانات به روستاها و شهرهای کوچک دانست تا زنجیره مهاجرت پلهبهپله از روستا آغاز نشود. پایتخت دیگر تحمل این حجم از بارگذاری جمعیتی را ندارد و تنها راه نجات کشور، توزیع متوازن فرصتها در سرتاسر ایران است. گرانی؛ راهکار یا فرار از مسوولیت؟ پایتخت مدتهاست زیر بار سنگین جمعیت، ترافیک و گرانی کمر خم کرده و هوای تنفسی و منابعش به اتمام رسیده است؛ اما انداختن بار این ناکارآمدی بر دوش مردم و تصور اینکه با گرانسازی میتوان شهر را خالی کرد، چیزی جز پاک کردن صورتمساله نیست. شهروندان تاواندهنده سیاستهای غلط دهههای گذشته در تمرکز امکانات بودهاند و انتظار رفتن آنها به مقصدی نامعلوم بدون ایجاد شغل و زیرساخت، چارهساز نخواهد بود. مدیران به جای این نسخهها باید فکری اساسی به حال توزیع عادلانه ثروت در سراسر کشور کنند. منبع: آفتاب نیوز