✍️ علی گرجی ۱۸ مهر ۱۴۰۵
چندی است منطقه در تب و تاب است و تنش میان ایران از یکطرف و آمریکا و اسرائیل از طرف دیگر بالا گرفته است .
هر روز از آنطرف و بخصوص از جانب ترامپ و همکارانش ، خبرهایی میرسد که با گفتار ضدونقیض خود هم صحبت از حمله و تهاجم مجدد به ایران میکنند و درخیال خامشان تصور نابودی جامعه و تمدن ایران را دارند ، و هم اینکه صحبت از این میکنند که فعلا قصد حملهای در کار نیست و تا آن مرحله فاصله هست .
از طرف دیگر خبرهایی که از سران اسرائیل و مطبوعات آن منتشر میشود نیز همین تصویر را ارائه میدهد.
متقابلا سران سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی پاسخ های متناسب را هرچند نه با شدت طرف مقابل ، ولی به هرحال ناگفته نمیگذارند.
واقعا در پس پرده چه خبر است ؟
بعد از تهاجم ناموفق امریکا و اسرائیل در اسفندماه گذشته به ایران ، تا کنون حدود ۷ ماه است که شرایط نه جنگ - نه صلح به کشور تحمیل شده است . طی این مدت گرچه درگیری شدید و طولانی وجود نداشته ، اما هر از گاهی حملهای ، بمب اندازیای ، کشتی زنیای ، و .... میان طرفین جریان داشته . اما بخش عمده تضاد به عرصه درگیری های لفظی ، تبلیغاتی و سیاسی کشیده شده است .
حاصل این ۷ ماه تنش ، برای جمهوری اسلامی تورم شدید و بحران اقتصادی ناشی از محاصره دریایی کشور توسط آمریکا بوده است که تاثیرات و خبرهای آن جسته و گریخته از زبان برخی مسئولان اقتصادی و غیر اقتصادی و تحلیل های اشخاص مختلف ، گاه گاه منتشر میشود، و اگر هم نشود ، بالاخره برای ما ، کسانی که در همین کشور زندگی و سلوک میکنیم با گوشت و استخوان قابل لمس است . هرچند که ملت ایران به درستی و صبورانه آن را تحمل میکنند.
اما طرف مقابل بعد از شکست در جنگ ۴۰ روزه ( شکست به معنی عدم موفقیت در نیل به اهداف) علیرغم تخلف از مقررات بینالمللی در تهاجم به یک کشور و شاید برای سرپوش گذاشتن شکست اولیه شروع به جنجال تبلیغاتی در عرصه بینالمللی کرد . توئیت و پیام های مرتب و گاه روزی چند بار ترامپ ، این سوال را ایجاد میکرد که این آقای رئیس جمهور آیا کار دیگری ندارد که کلی از وقتش را ( گاه تا نیمه های شب) پای لپتاپش میگذراند!!
و جالب اینکه محتوی پیامها، مصاحبه ها و سخنرانی هایش ، گاه در تناقض با هم بودند .
اما علیرغم تناقض های فراوان ، از یک خط مشخص پیروی میکردند : ترغیب و تحمیل به ایران برای صلح با شرایط خود ایشان ، و ترساندن ایران از جنگ و درگیری و نابودی .
از ماهها قبل نگاه ها به دو انتخابات بود : انتخابات میان دورهای در آمریکا ( ۴۳۵ کرسی کنگره و ۳۵ کرسی سنا ) در سوم نوامبر ( ۱۲ آبان ) و انتخابات اسرائیل ( ۱۲۰ کرسی کنست ) در ۲۷ اکتبر ( ۵ آبان) . گویی این دو انتخابات نقطه عطفی در مناسبات خشونت آمیز میان آمریکا و اسرائیل با ایران است .
واقعیتش اینست که در هردو انتخابات ترامپ و حزبش احتمال باختن و از دست دادن اکثریت کنگره و سنا ، و نتانیاهو و حزبش احتمال باختن و ترک دفتر نخست وزیری اسرائیل را دارند . به همین دلیل هردو نیاز به یک پیروزی و اعلام آن برای بدست آوردن حمایت رای دهندگان بیشتری را دارند . اما مشکل اینجاست که هر روز به زمان انتخابات نزدیک تر میشویم و امکان اعلام پیروزی برای هیچکدام وجود ندارد . تنش های تشدید شده موجود هم ناشی از همین مساله است .
سوال این است که اگر ترامپ و نتانیاهو از امکان بدست آوردن پیروزی ناامید بشوند ( که تا کنون شده اند) آیا ممکن نیست دست به ماجراجویی برای تغییر صحنه فعلی بزنند ؟
پیامهای ضد ونقیض را میتوان نوعی جنگ روانی دید . اما میتواند هم به تحقق بپیوندد ، و حساسیت قضیه هم در همینجاست .
وقتی نتانیاهو میگوید به شما قول میدهم که ایران به ما حمله کند ، میتواند به این شکل ترجمه شود یا نفوذی های داخلی خودسرانه اقدامی کنند و یا حتی خودشان به نقطهای در داخل اسرائیل موشک بزنند و بگویند کار ایران بود ! نیاز نتانیاهو به حمله ای از جانب ایران در این جملهاش موج میزند. پس از آن میتواند خیلی کارها انجام دهد ، از جمله عقب انداختن انتخابات اسرائیل . همانگونه که بارها چنین کرده است . و حساسیت شرایط هم از همینجا برمیخیزد.
ما نمیتوانیم ذهن نتانیاهو و ترامپ را دقیقا بخوانیم و بدانیم واقعا چه نیت و برنامه ای دارند . اما با تحلیل ها و حدسهایی که میزنیم ، میتوانیم برنامه خودمان را به گونه ای تنظیم کنیم که آنها به تمام یا هیچکدام از اهدافشان نرسند .
تا این دو انتخابات دو سه هفته ای زمان بیش نیست . خیلی مهم است که دستگاه اداره کشوربه شکلی عمل نکند که یکوقت ببینیم تیری از جایی در رفته است ، و نتانیاهو و ترامپ را به آرزوی کوتاه مدتشان رسانده است !