علیرضا رجائی؛ نشست محرمانه و اعلامنشده مقامهای ارشد امنیتی دولت دونالد ترامپ در کمپدیوید، در دوم اکتبر ۲۰۲۶، در شرایطی برگزار شد که مذاکرات با ایران شکننده و بحران یمن در آستانه مرحلهای تازه قرار داشت. حضور جیدی ونس، مارکو روبیو، پیت هگست، استیو ویتکاف، جان راتکلیف و ژنرال دن کین نشان میدهد واشنگتن همزمان گزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی را بررسی میکند. آکسیوس گزارش داده است که محور نشست، «گامهای بعدی» درباره ایران و یمن و نگرانی از بنبست مذاکرات بوده است.
همزمان، سپاه پاسداران در بیانیه سالگرد عملیات وعده صادق ۲ اعلام کرد که «دوران تهدید بیهزینه به پایان رسیده» و ایران برای پاسخ به هر تهدید یا تعرض آماده است.
این دو رخداد را باید در یک چارچوب دید: واشنگتن در حال سنجش هزینه اعمال قدرت است و تهران در حال افزایش هزینه محاسبه آمریکا.
مسئله اصلی فقط احتمال حمله نیست؛ بلکه جنگی است که پیش از میدان، در میز محاسبات قدرت جریان دارد.
۱. کمپدیوید؛ مذاکره در سایه قدرت
در سیاست خارجی ترامپ، مذاکره، فشار اقتصادی، تهدید نظامی، عملیات نظامی و میانجیگری میتوانند همزمان ابزارهای یک راهبرد باشند. بنابراین پرسش اصلی برای تهران این نیست که «ترامپ مذاکره میکند یا جنگ؟»؛ بلکه این است که:
مذاکره چه نسبتی با فشار و تهدید نظامی دارد؟
مذاکره زمانی به حل اختلاف منجر میشود که بر توافقی متقابل، قابل راستیآزمایی و قابل اجرا استوار باشد؛ اما اگر صرفاً برای تغییر محاسبه طرف مقابل به کار رود، ماهیتی متفاوت خواهد داشت.
۲. مسئله ترامپ؛ قابلیت اتکای تعهدات
مسئله اصلی، شخصیت ترامپ نیست؛ بلکه فاصله میان گفتار و رفتار و قابلیت اتکای تعهدات است.
تهران باید بداند:
- تعهد آمریکا دقیقاً چیست؟
- چه چیزی قابل راستیآزمایی است؟
- نقض توافق چه هزینهای دارد؟
- چه تضمینی وجود دارد که توافق به سکوی فشار بعدی تبدیل نشود؟
- در صورت تغییر مسیر واشنگتن، پاسخ حقوقی، اقتصادی و سیاسی ایران چیست؟
اینها معیارهای مذاکره حرفهایاند. همچنین باید میان مذاکره تاکتیکی، برای خرید زمان و کاهش موقت فشار، و مذاکره راهبردی، برای حلوفصل پایدار، تفاوت گذاشت.
۳. جنگ محاسبهها
در محیط بیاعتمادی، هیچ دولتی نمیتواند امنیت خود را صرفاً بر حسن نیت رقیب بنا کند. هر طرف میپرسد: اگر طرف مقابل تصمیم به اعمال قدرت بگیرد، چه چیزی مانع او خواهد شد؟
پاسخ، در نهایت، قدرت و هزینه است.
آمریکا میخواهد ایران هزینه مقاومت را محاسبه کند؛ ایران میخواهد آمریکا هزینه حمله را بسنجد. این همان جنگ محاسبهها است؛ جنگی که پیش از شلیک نخستین موشک، در ذهن تصمیمگیران آغاز میشود.
۴. بیانیه سپاه؛ بازتعریف هزینه تعرض
پیام «پایان دوران تهدید بیهزینه» یعنی هر تهدید علیه ایران باید با هزینه احتمالی پاسخ ایران همراه شود.
با این حال، باید میان سه مرحله تفاوت گذاشت:
توان پاسخ ≠ اراده پاسخ ≠ تصمیم به اجرای پاسخ
بیانیه سپاه بهخودیخود اعلام آغاز عملیات نیست؛ بلکه سندی از آمادگی و بازدارندگی است. گزارش رویترز نیز از آمادهسازی ایران برای پاسخ شدیدتر در صورت ازسرگیری حملات آمریکا خبر داده است.
۵. مقاومت؛ بخشی از عمق راهبردی
مقاومت را نباید صرفاً نیرویی نیابتی یا عامل جنگ دانست. از منظر ایران، مقاومت بخشی از عمق راهبردی و هزینه احتمالی جنگ است.
گزارشها از آمادگی گروههای همسو با ایران در لبنان، یمن و عراق سخن گفتهاند؛ اما این امر به معنای اثبات فرماندهی واحد یا تصمیم قطعی برای ورود همزمان همه جبههها نیست.
نکته اصلی این است که واشنگتن ناچار است پیامدهای منطقهای حمله به ایران را نیز محاسبه کند. مقاومت، در این معنا، عامل آغاز جنگ نیست؛ بلکه عاملی برای دشوارتر و پرهزینهتر کردن تصمیم به آغاز آن است.
۶. یمن؛ حلقه اتصال بحرانها
یمن پروندهای مستقل، اما مرتبط با بحران ایران است. هرگونه افزایش حضور نظامی آمریکا یا عملیات گسترده علیه حوثیها میتواند بر محاسبات تهران درباره محیط امنیتی منطقه اثر بگذارد.
هنوز نمیتوان با قطعیت گفت یمن بخشی از معماری فشار علیه ایران است؛ اما همین احتمال کافی است تا تهران آن را در محاسبات منطقهای خود نادیده نگیرد.
۷. کانال ارتباطی؛ حلقه مفقوده بازدارندگی
هرچه توان نظامی بیشتر شود، نیاز به ارتباط نیز افزایش مییابد؛ زیرا قدرت بدون ارتباط میتواند به خطای محاسباتی منجر شود.
کانالهای غیرمستقیم از طریق عمان، قطر و سوئیس میتوانند در انتقال پیام، کاهش سوءبرداشت و باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی نقش داشته باشند.
کانال ارتباطی ضعف بازدارندگی نیست؛ بخشی از آن است.
پیام ایران باید همزمان دو بخش داشته باشد:
«ما توان پاسخ داریم.»
و:
«اگر پیام ما درست دریافت شود، هنوز راه خروج از بحران وجود دارد.»
۸. بازدارندگی دفاعی؛ نه تسلیم، نه ماجراجویی
ایران میتواند همزمان مذاکره کند، میانجیگری را بپذیرد، از حقوق خود دفاع کند، آمادگی نظامی داشته باشد و برای پاسخ به تعرض آماده باشد.
بازدارندگی دفاعی یعنی تحمیل هزینه به متجاوز پس از تعرض و جلوگیری از تصور حمله آسان؛ نه آغاز جنگ.
بنابراین، ایران مذاکره را نفی نمیکند، اما آن را جایگزین امنیت، حقوق و بازدارندگی خود نمیداند.
۹. فشار چندلایه و سناریوی بحران
در کنار حمله مستقیم، باید احتمال ترکیب فشار سیاسی، جنگ روانی، عملیات اطلاعاتی، تحریمهای هدفمند، تحریک شکافهای داخلی و فعالسازی جبهههای منطقهای را نیز در نظر گرفت.
با این حال، نسبت دادن همه تحولات به یک «توطئه واحد» نیز خطاست. معیار درست، بررسی همزمانی رخدادها، منافع بازیگران، مسیر انتقال پیامها و تغییر سطح فشار است.
پاسخ ایران باید شامل سه محور باشد:
- هوشیاری اطلاعاتی و امنیتی؛
- پرهیز از واکنش شتابزده؛
- تقویت کانالهای ارتباطی و تفکیک حادثه واقعی از عملیات فریب.
پاسخ مؤثر نه انکار تهدید است و نه بزرگنمایی آن؛ بلکه شناخت الگو، حفظ انسجام، مدیریت پیام و تحمیل هزینه متناسب است.
۱۰. سنجش نهایی
واشنگتن: مذاکره، فشار، تهدید و آمادگی نظامی.
تهران: مذاکره مشروط، آمادگی دفاعی، بازدارندگی و ظرفیت پاسخ منطقهای.
مقاومت: بخشی از عمق راهبردی و هزینه احتمالی جنگ.
یمن: میدان مستقل اما مؤثر بر محاسبات منطقهای.
میانجیها: کانال انتقال پیام و کاهش خطای محاسباتی.
کمپدیوید: نشانه افزایش سطح تصمیمگیری امنیتی آمریکا، نه سند قطعی آغاز جنگ.
بیانیه سپاه: اعلام آمادگی و افزایش هزینه تعرض، نه اعلام خودکار عملیات.
در نهایت، مسئله جنگ یا صلح بهصورت انتزاعی نیست؛ مسئله، نسبت قدرت و مذاکره است.
جمعبندی
راه واقعگرایانه ایران نه تسلیم در برابر فشار است و نه ماجراجویی نظامی؛ بلکه ترکیب سه مؤلفه است:
قدرت برای بازدارندگی؛
دیپلماسی برای حلوفصل؛
و مقاومت برای افزایش هزینه تحمیل.
قدرت ایران باید هزینه تجاوز را روشن کند، دیپلماسی راه خروج را باز نگه دارد و مقاومت بهعنوان بخشی از عمق راهبردی کشور در محاسبات هر تصمیم نظامی لحاظ شود.
مذاکره نشانه ضعف نیست و مقاومت مترادف جنگ نیست.
ضعف، مذاکره بدون پشتوانه است؛
ماجراجویی، قدرت بدون محاسبه است؛
و اقتدار، ترکیب قدرت، صبر راهبردی، دیپلماسی و توان تحمیل هزینه است.
پیام کمپدیوید برای تهران روشن است: نه باید فریب واژه مذاکره را خورد و فشار را نادیده گرفت، و نه هر حرکت نظامی را آغاز جنگ قطعی دانست.
باید رفتار را سنجید، ظرفیت را شناخت، پیام را منتقل کرد، راه ارتباط را باز گذاشت و هزینه تجاوز را برای طرف مقابل غیرقابل اغماض کرد.
زیرا بازدارندگی موفق آن نیست که جنگ را به راه اندازد؛
بازدارندگی موفق آن است که طرف مقابل را به این نتیجه برساند که جنگ، معامله آسانی نیست.
علیرضا رجائی ـ کارشناس امور بین الملل