۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰

تغییر الگوی اجاره‌نشینی؛ خانه‌های اشتراکی، چهره جدید گرانی مسکن!

کد خبر: ۸۴۱۵۹۴

گزارش‌ها از بازار مسکن نشان می‌دهد که وعده‌های حمایتی وزارت راه‌وشهرسازی، هرچند ممکن است در ظاهر نویدبخش باشند، اما واقعیت زندگی مستاجران و شهروندان عادی چیز دیگری را نمایان می‌کند. گرانی مسکن نه تنها هزینه‌ها را بالا برده، بلکه سبک زندگی مردم را نیز دستخوش تغییر کرده است. ایرانیان که پیش از این داشتن خانه مستقل را نمادی از ثبات زندگی می‌دانستند، اکنون مجبورند برای باقی ماندن در شهرهایشان، از متراژ، محل سکونت، حریم خصوصی و حتی استقلال خود بگذرند. رواج آگهی‌های مربوط به اتاق‌های کوچک، واحدهای زیر ۱۵ متر، پانسیون‌ها و خانه‌های اشتراکی، گواه این تغییر است که مستاجران دیگر به دنبال اجاره یک خانه کامل نیستند، بلکه صرفاً به دنبال فضایی برای سکونت می‌گردند. در تهران، اتاق‌هایی با متراژ ۴ تا ۱۵ مترمربع با ودیعه و اجاره ماهانه عرضه می‌شوند که در برخی موارد، اجاره ماهانه آنها تا ۱۶ میلیون تومان نیز می‌رسد. این وضعیت تنها جوانان و دانشجویان را شامل نمی‌شود، بلکه کارمندان، مهاجران شهرستانی و حتی بخشی از طبقه متوسط شهری نیز در میان متقاضیان این نوع واحدها دیده می‌شوند؛ دلیل اصلی این انتخاب، ناتوانی در تامین هزینه یک واحد مستقل است. پدیده‌ی خانه‌های اشتراکی در تهران تازگی ندارد و سال‌هاست که دانشجویان و جوانان برای کاهش هزینه‌های زندگی، خانه‌هایی را به صورت مشترک اجاره می‌کنند. اما آنچه امروز مشاهده می‌شود، گستردگی این پدیده است؛ راهکاری که زمانی برای گروهی محدود بود، اکنون به گزینه‌ای برای طیف وسیع‌تری از متقاضیان تبدیل شده است. افزایش آگهی‌های اتاق و خانه‌های اشتراکی در ماه‌های اخیر مشهود است. در این مدل‌ها، افراد بخشی از یک واحد یا یک اتاق را اجاره کرده و آشپزخانه، سرویس بهداشتی و فضای نشیمن را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. گاهی نیز مالک در همان خانه حضور دارد و بخشی از فضای خود را اجاره می‌دهد. در چنین شرایطی، مفهوم خانه تغییر کرده و دیگر الزاما به معنای یک واحد مستقل با اتاق خواب، آشپزخانه، پذیرایی و فضای خصوصی نیست. برای برخی مستاجران، خانه به اتاقی چندمتری تقلیل یافته که تنها برای خواب و نگهداری وسایل شخصی کافی است و سایر امکانات باید بین چندین نفر تقسیم شود. این وضعیت را نمی‌توان صرفاً یک تحول فرهنگی یا سبک جدید زندگی دانست؛ بلکه بخش عمده‌ای از این انتخاب، تحت تاثیر ناتوانی مالی افراد قرار دارد. این بحران زمانی جدی‌تر می‌شود که موضوع به خانواده‌های دارای فرزند نیز سرایت کرده است. افزایش هزینه مسکن نه تنها سهم بیشتری از درآمد خانوار را به خود اختصاص می‌دهد، بلکه کیفیت زندگی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. مستاجرانی که توان پرداخت ودیعه و اجاره یک واحد مستقل را ندارند، مجبورند از متراژ خانه بکاهند. در صورت کافی نبودن این اقدام، اتاق را جایگزین خانه می‌کنند و در نهایت، حریم خصوصی خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. آگهی‌های اجاره اتاق‌های ۴ تا ۱۵ متری، گواه این وضعیت هستند. این فضاها گاهی با ودیعه‌هایی تا حدود ۱۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه چند میلیون تا بیش از ۱۰ میلیون تومان عرضه می‌شوند. نکته قابل توجه این است که کاهش متراژ لزوماً به معنای کاهش متناسب هزینه نیست و مستاجر ممکن است برای فضایی بسیار کوچک، همچنان مبلغ قابل توجهی بپردازد. این نشان می‌دهد که بحران تنها کمبود واحد مسکونی نیست، بلکه فاصله میان درآمد خانوار و هزینه تامین مسکن، مسئله اصلی است. مبلغ بالای ودیعه، یکی از موانعی است که مستاجران را به سمت هم‌خانه‌شدن سوق می‌دهد. تامین صدها میلیون تومان پول پیش برای بسیاری از خانوارها دشوار است و تقسیم این مبلغ میان چند نفر، امکان ورود به بازار اجاره را فراهم می‌کند. در حال حاضر، هزینه ودیعه از مرز یک میلیارد تومان نیز عبور کرده است. اما این تقسیم هزینه، لزوماً به معنای تقسیم برابر کیفیت زندگی نیست. فردی که وارد خانه اشتراکی می‌شود، باید قواعد جدیدی را بپذیرد؛ از نحوه استفاده از آشپزخانه و سرویس بهداشتی گرفته تا رفت‌وآمد، مهمان، ساعت خواب، نظافت و حتی استفاده از فضاهای مشترک. در برخی آگهی‌های هم‌خانه‌یابی، شرایطی درباره جنسیت مستاجر، رفت‌وآمد مهمان، استعمال دخانیات، حیوان خانگی و نحوه استفاده از فضای خانه تعیین می‌شود. بنابراین، مستاجر در ازای کاهش هزینه، بخشی از استقلال خود را نیز واگذار می‌کند. این تغییرات، مفهوم اجاره‌نشینی را دگرگون کرده است؛ مستاجر امروز به جایی رسیده که صرفاً برای چند متر فضا، یک تخت یا یک اتاق پول پرداخت می‌کند. پانسیون‌نشینی، که زمانی گزینه‌ای اقتصادی برای دانشجویان و کارمندان غیربومی بود، تحت تاثیر افزایش هزینه‌های مسکن دستخوش تغییر شده است. در مهرماه ۱۴۰۵، اتاق‌های یک‌نفره پانسیون در برخی مناطق تهران با اجاره‌های ماهانه بالا عرضه می‌شد؛ در برخی نمونه‌ها، هزینه اجاره اتاق به بیش از ۲۰ میلیون تومان در ماه رسیده بود. این روند نشان می‌دهد که حتی راهکارهایی که در ابتدا برای کاهش هزینه مسکن طراحی نشده بودند و عملاً نقش "مسکن اقتصادی" را ایفا می‌کردند، از افزایش قیمت‌ها در امان نمانده‌اند. در نتیجه، زنجیره‌ای از گزینه‌ها شکل گرفته است: واحد مستقل، واحد کوچک‌تر، اتاق، پانسیون و در نهایت هم‌خانه‌شدن. هرچه قدرت پرداخت مستاجر کاهش می‌یابد، یک پله در این زنجیره پایین‌تر می‌رود. ممکن است تصور شود که خانه‌های اشتراکی و اتاق‌های کوچک تنها به گروه‌های کم‌درآمد اختصاص دارند، اما واقعیت جامعه پیچیده‌تر است. بخشی از جوانان شاغل و افراد دارای درآمد ثابت نیز به دلیل فاصله میان درآمد و هزینه مسکن، امکان اجاره واحد مستقل را از دست داده‌اند. فشار هزینه‌های مسکن بر طبقه متوسط به حدی است که جوان‌ترهایی که هنوز سرمایه‌ای در حوزه مسکن ندارند، با دشواری بیشتری امکان ادامه زندگی در مناطق مختلف تهران را پیدا می‌کنند. گسترش پلتفرم‌های اینترنتی نیز یکی از عواملی است که امکان یافتن هم‌خانه و شکل‌گیری این مدل سکونت را بیشتر کرده است. فناوری، پدیده هم‌خانه‌شدن را ایجاد نکرده، اما یافتن هم‌خانه را تسهیل کرده است؛ امری که در گذشته از طریق دوستان و آشنایان صورت می‌گرفت، اکنون به یک بازار قابل مشاهده از طریق آگهی‌های آنلاین تبدیل شده است. تغییر شکل بازار اجاره تنها به مستاجران محدود نشده است. در شرایط فعلی، مالکیت یک واحد مسکونی لزوماً به معنای برخورداری از رفاه اقتصادی نیست. هزینه‌های زندگی، درمان، آموزش، نگهداری ملک و سایر مخارج می‌تواند درآمد مالک را تحت فشار قرار دهد. در چنین شرایطی، بخشی از مالکان ممکن است برای تامین هزینه‌های جاری، بخشی از خانه خود را به فرد دیگری اجاره دهند؛ بنابراین شکل دیگری از خانه اشتراکی ایجاد می‌شود که در آن مالک و مستاجر در یک واحد زندگی می‌کنند. این پدیده، مرز میان "مالک" و "مستاجر" را پیچیده‌تر می‌کند. در اقتصاد مسکن، مالکیت معمولاً به عنوان نقطه مقابل اجاره‌نشینی شناخته می‌شود، اما افزایش هزینه‌های زندگی می‌تواند این دو وضعیت را در کنار یکدیگر قرار دهد. به این ترتیب، فردی ممکن است صاحبخانه باشد، اما برای کاهش هزینه‌های خود، بخشی از خانه را اجاره دهد، یا فردی در حاشیه شهر صاحب ملک باشد، اما به دلیل محل کار، تحصیل فرزندان یا دسترسی به خدمات، در تهران مستاجر شود. در این حالت، مالکیت و اجاره‌نشینی دیگر دو وضعیت کاملاً متضاد نیستند. برای همه مستاجران، هم‌خانه‌شدن یا اجاره اتاق راه‌حل نهایی نیست. گروهی که حتی از عهده این هزینه‌ها نیز برنمی‌آیند، ناچار به تغییر جغرافیای زندگی خود هستند. حاشیه تهران در سال‌های گذشته نیز مقصد بخشی از خانواده‌هایی بوده که توان پرداخت هزینه‌های سکونت در مناطق مرکزی را نداشته‌اند، اما افزایش هزینه مسکن می‌تواند این روند را تشدید کند. گزارش‌های میدانی اخیر از انتقال برخی خانوارها از مرکز تهران به مناطق جنوبی و سپس شهرها و مناطق پیرامونی خبر می‌دهند. در چنین شرایطی، خانوار برای حفظ یک واحد مستقل، از مزیت سکونت در محدوده شهری چشم‌پوشی می‌کند. اما ارزان‌تر بودن مسکن در حاشیه، لزوماً به معنای ارزان‌تر شدن زندگی نیست. افزایش هزینه رفت‌وآمد، زمان طولانی مسیر خانه تا محل کار، دسترسی متفاوت به آموزش و درمان و وابستگی بیشتر به حمل‌ونقل، بخشی از هزینه پنهان این جابه‌جایی است. به همین دلیل، حاشیه‌نشینی را نمی‌توان صرفاً نتیجه انتخاب خانوار برای زندگی در منطقه‌ای ارزان‌تر دانست. در مواردی، این جابه‌جایی حاصل فشاری است که از بازار مسکن آغاز می‌شود و سپس خود را در محل سکونت، مسیر رفت‌وآمد و کیفیت دسترسی خانوار به خدمات شهری نشان می‌دهد. کارشناسان، هزینه مسکن را یکی از عوامل اصلی سوق دادن مستاجران به مناطق پیرامونی تهران دانسته‌اند. اگر روند کاهش قدرت خرید مسکن ادامه یابد، پرسش مهم‌تری مطرح می‌شود: چه گروه‌هایی در نهایت توان ماندن در تهران را خواهند داشت؟ تهران محل تمرکز بخش بزرگی از فرصت‌های شغلی، دانشگاه‌ها، مراکز درمانی و خدمات تخصصی است. بنابراین، خروج خانوار از تهران به دلیل هزینه مسکن، می‌تواند به معنای افزایش فاصله میان محل زندگی و محل کار یا تحصیل باشد. در چنین شرایطی، ممکن است خانوار برای کاهش اجاره، خانه‌ای ارزان‌تر در حاشیه انتخاب کند، اما در مقابل، زمان و هزینه بیشتری را برای دسترسی به فرصت‌های اقتصادی شهر بپردازد. از سوی دیگر، فردی که توان پرداخت ودیعه یک واحد مستقل را ندارد، ممکن است به خانه اشتراکی روی بیاورد و بخشی از حریم خصوصی خود را از دست بدهد. در هر دو حالت، مساله اصلی یکسان است؛ مسکن از یک کالای مصرفی ضروری به مسئله‌ای تبدیل شده که سایر تصمیم‌های زندگی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. دولت طی سال‌های اخیر برای حمایت از مستاجران و افزایش عرضه مسکن استیجاری، سیاست‌ها و طرح‌های مختلفی را مطرح کرده است؛ از تسهیلات ودیعه مسکن گرفته تا طرح مسکن استیجاری زوج‌های جوان. برای مثال، وزارت راه‌وشهرسازی در خرداد ۱۴۰۵ ثبت‌نام طرح «آشیان» برای مسکن استیجاری زوج‌های جوان را در بیش از ۵۰ شهر اعلام کرد. در سال ۱۴۰۴ نیز، بسته‌هایی برای حمایت از گروه‌های کم‌درآمد و پرداخت تسهیلات ودیعه مسکن مطرح شد که در یکی از این بسته‌ها، سقف فردی تسهیلات ودیعه برای گروه‌های مشخصی از خانوارها ۴۰۰ میلیون تومان اعلام شده بود. با این حال، اثربخشی چنین سیاست‌هایی را نمی‌توان صرفاً با تعداد طرح‌ها یا حجم تسهیلات سنجید. معیار مهم‌تر این است که این حمایت‌ها تا چه اندازه می‌توانند فاصله میان درآمد خانوار و هزینه واقعی اجاره را کاهش دهند. اگر مستاجر برای اجاره یک واحد مستقل ناچار به پرداخت ودیعه‌ای سنگین و اجاره‌ای فراتر از توان درآمدی خود باشد، حتی دریافت تسهیلات نیز ممکن است تنها بخشی از مساله را حل کند. به همین دلیل، تغییر الگوی سکونت را باید در کنار متغیرهایی مانند درآمد خانوار، قیمت مسکن، عرضه واحدهای استیجاری و هزینه رفت‌وآمد بررسی کرد. آنچه امروز در بازار اجاره تهران دیده می‌شود، صرفاً کوچک شدن خانه‌ها نیست، بلکه کوچک شدن انتخاب‌های مستاجران است. یک مستاجر ممکن است ابتدا محله خود را تغییر دهد. اگر این راهکار کافی نباشد، به منطقه‌ای دورتر می‌رود. سپس متراژ خانه را کاهش می‌دهد. اگر باز هم هزینه‌ها با درآمدش سازگار نباشد، اتاق اجاره می‌کند یا با فرد دیگری هم‌خانه می‌شود. در مرحله بعد، ممکن است حتی از تهران خارج شود و به حاشیه شهر برود. در این مسیر، هر بار بخشی از کیفیت زندگی معامله می‌شود تا امکان سکونت حفظ شود. رونق آگهی‌های اتاق‌های چندمتری، پانسیون‌ها و خانه‌های اشتراکی را نمی‌توان صرفاً نشانه تنوع در بازار اجاره دانست. افزایش این گزینه‌ها همزمان با فشار هزینه مسکن، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر رفتار خانوارها در مواجهه با هزینه‌های فزاینده سکونت باشد. بررسی‌های میدانی درخصوص آگهی‌های منتشرشده در سال ۱۴۰۵ نیز افزایش فایل‌های اتاق‌های بسیار کوچک و خانه‌های اشتراکی در تهران را نشان می‌دهد. خانه اشتراکی در ذات خود مسئله‌ای منفی نیست و برای برخی افراد می‌تواند انتخابی آگاهانه و حتی مطلوب باشد. مسئله زمانی شکل دیگری پیدا می‌کند که هم‌خانه‌شدن از انتخاب به اجبار اقتصادی تبدیل شود. آن زمان، مسئله این نیست که چند نفر حاضرند یک خانه را با یکدیگر شریک شوند؛ پرسش این است که چند نفر دیگر توان پرداخت هزینه یک زندگی مستقل را ندارند. شاید مهم‌ترین تغییر بازار اجاره همین باشد؛ مستاجر امروز بیش از آنکه درباره اینکه کدام خانه را اجاره کند، تصمیم بگیرد، باید درباره اینکه کدام بخش از زندگی خود را می‌تواند حذف یا اشتراکی کند، تصمیم بگیرد. منبع: آفتاب نیوز