به گزارش ایران اکونومیست؛ همزمانی رشد دلار، طلا و بورس، از تشدید تقاضا برای داراییهای ضدتورمی در سایه افت ارزش ریال و افزایش نااطمینانیهای اقتصادی و ژئوپلیتیک حکایت دارد.
صدای بورس، دلار در مسیر صعودی قرار گرفته و کاهش ارزش پول ملی، بار دیگر مسئله حفظ قدرت خرید را به یکی از دغدغههای اصلی صاحبان سرمایه تبدیل کرده است. در چنین فضایی، بازارهای دارایی یکی پس از دیگری در حال قیمتگذاری این نااطمینانی هستند؛ دلار در معاملات امروز به ۲۵۳ هزار و ۵۰۰ تومان رسیده، تتر ۲۵۲ هزار و ۷۰۰ تومان معامله میشود، طلای ۱۸ عیار در محدوده ۲۵ میلیون و ۱۷۴ هزار تومان قرار دارد و شاخص کل بورس نیز با رشد ۲.۱۷ درصدی به ۷ میلیون و ۷۵۹ هزار و ۹۷۹ واحد رسیده است.
وقتی ریال ضعیف میشود، سرمایه دنبال سپر میگردد
روند صعودی دلار در کنار کاهش ارزش پول ملی، یک پیام روشن برای بازار دارایی دارد؛ بخشی از سرمایه به دنبال راهی برای حفظ ارزش خود در برابر تورم و افت قدرت خرید ریال است.
در چنین شرایطی، دلار و طلا بهطور سنتی یکی از نخستین مقاصد سرمایه برای پوشش ریسک کاهش ارزش پول هستند. اما این بار بورس نیز در چند روز اخیر در مدار سبز قرار گرفته و شاخص کل با عبور از سطوح قبلی، خود را به محدوده ۷.۸ میلیون واحد رسانده است.
به این ترتیب، رشد بازارهای دارایی را نمیتوان صرفاً به جابهجایی پول از یک بازار به بازار دیگر نسبت داد. وقتی نااطمینانی نسبت به ارزش پول افزایش پیدا میکند، ممکن است همزمان تقاضا برای چندین دارایی افزایش یابد؛ هر کدام با منطق متفاوت، اما با یک هدف مشترک: فرار از کاهش ارزش دارایی ریالی.
طلا خلاف اونس حرکت کرد
رفتار طلای داخلی در معاملات روز گذشته نمونه روشنی از قدرت دلار در تعیین قیمت داراییهای داخلی بود.
در حالی که طلای جهانی در مسیر نزولی قرار داشت، طلای ۱۸ عیار در بازار ایران برخلاف جهت اونس حرکت کرد و افزایش یافت. گزارشهای بازار نیز نشان میدهد جهش نرخ دلار در معاملات روز دوشنبه توانست فشار ناشی از افت اونس جهانی را در بازار داخلی خنثی کند.
این روند نشان میدهد برای بازار طلای ایران، تنها قیمت جهانی طلا تعیینکننده نیست؛ نرخ دلار میتواند آنقدر اثرگذار باشد که حتی کاهش اونس نیز نتواند قیمت طلای داخلی را پایین بکشد.
امروز نیز طلای ۱۸ عیار در محدوده ۲۵ میلیون و ۱۷۴ هزار تومان معامله میشود. بنابراین رشد طلای داخلی در روزهای اخیر را باید در کنار روند ارز دید؛ بازاری که در آن کاهش ارزش ریال میتواند قیمت داراییهایی مانند طلا را حتی در شرایط ضعف بازار جهانی بالا نگه دارد.
دلار بالا میرود، اما صادراتیها دیگر مثل گذشته برنده نیستند
در ظاهر، افزایش نرخ دلار باید خبر خوبی برای شرکتهای صادراتمحور بورس باشد. درآمد دلاری وقتی به ریال تبدیل میشود، در نرخهای بالاتر ارز ارزش ریالی بیشتری پیدا میکند و میتواند سودآوری شرکت را تقویت کند.
اما شرایط فعلی با دورههای عادی تفاوت دارد.
افزایش نرخ دلار زمانی برای صادرکننده مزیت کامل ایجاد میکند که شرکت بتواند محصول خود را تولید، صادر و ارز حاصل از صادرات را با کمترین هزینه و محدودیت به چرخه مالی شرکت بازگرداند. در شرایطی که ریسکهای ژئوپلیتیک و محدودیتهای دریایی افزایش یافته، این زنجیره دیگر بدون اصطکاک نیست.
تنگه هرمز و مشکلات حملونقل و تجارت دریایی، ریسک جدیدی را به معادله شرکتهای صادراتمحور اضافه کرده است. گزارشهای اخیر از اختلال در تجارت دریایی و فشار بر صادرات ایران حکایت دارد و حتی هزینه حملونقل صادراتی نیز افزایش قابل توجهی داشته است.
در نتیجه، نمیتوان با همان منطق سالهای قبل گفت «دلار بالا رفت، پس صادراتیها حتماً منتفع میشوند». اگر افزایش نرخ ارز همزمان با کاهش حجم صادرات، افزایش هزینه حمل، دشواری دسترسی به بازارهای خارجی یا اختلال در بازگشت ارز باشد، بخشی از منفعت اسمی رشد دلار میتواند پیش از رسیدن به سود نهایی شرکت از بین برود.
این مسئله برای بورس اهمیت زیادی دارد؛ چرا که بخش قابل توجهی از ارزش بازار سرمایه به شرکتهایی وابسته است که درآمدشان به نرخ ارز و تجارت خارجی گره خورده است.
بورس؛ سبز، اما زیر سایه نااطمینانی
با وجود این ریسکها، بورس در چند روز اخیر مسیر صعودی داشته و امروز نیز شاخص کل با رشد ۱۶۵ هزار واحدی، معادل ۲.۱۷ درصد، به ۷ میلیون و ۷۵۹ هزار و ۹۷۹ واحد رسیده است.
این رشد را میتوان بخشی از واکنش بازار سهام به افزایش ارزش جایگزینی داراییها، رشد نرخ ارز و تغییر انتظارات نسبت به سودآوری شرکتها دانست. اما یک تفاوت مهم وجود دارد: افزایش شاخص بورس الزاماً به معنای بهبود شرایط عملیاتی شرکتها نیست.
اگر نرخ ارز بالا برود اما صادرات محدود شود، هزینه حمل افزایش پیدا کند، فروش خارجی دشوارتر شود یا حاشیه سود شرکتها تحت فشار قرار گیرد، اثر رشد دلار بر سودآوری میتواند بسیار کمتر از چیزی باشد که صرفاً با نگاه به نرخ ارز تصور میشود.
به همین دلیل، در شرایط فعلی باید میان رشد اسمی قیمت داراییها و بهبود واقعی وضعیت شرکتها فاصله گذاشت.
بازارها در حال قیمتگذاری یک اقتصاد پرریسکاند
دلار صعودی، طلایی که حتی در برابر افت اونس جهانی مقاومت میکند و بورسی که چند روزی است سبزپوش مانده، سه تصویر جدا از یک واقعیت مشترک هستند: افزایش نااطمینانی نسبت به ارزش پول و آینده اقتصاد، تقاضا برای دارایی را افزایش داده است.
اما مسیر آینده به سادگی قابل ترسیم نیست. نااطمینانیهای سیاسی و ژئوپلیتیک، وضعیت تنگه هرمز، محدودیتهای تجارت خارجی، نرخ ارز، تورم و واکنش سیاستگذار، همگی میتوانند معادله بازارها را تغییر دهند.
در چنین شرایطی حتی نمیتوان با اطمینان حدس زد موج صعودی دلار، طلا و بورس تا کجا ادامه پیدا میکند یا کدام بازار زودتر با تغییر مسیر مواجه خواهد شد. آنچه فعلاً مشخص است این است که سرمایه در حال جستوجوی سپری در برابر افت ارزش پول ملی است؛ اما در اقتصادی که ریسک سیاسی و محدودیتهای تجاری همزمان افزایش یافته، حتی پناهگاههای سنتی سرمایه نیز دیگر بدون ریسک نیستند.