به گزارش ایران اکونومیست؛ در شرایطی که فشار تحریمها، تبعات جنگ، نااطمینانی در مناسبات خارجی، تورم و فشار معیشتی، مجموعهای از مسائل بههمپیوسته را پیش روی دولت قرار داده، مجلس بار دیگر به سمت استیضاح چند وزیر رفته است. پرسش اصلی اما فراتر از سرنوشت هر یک از این طرحهاست:
آیا تغییر وزیر میتواند به تغییر در بحرانهایی که ریشه در مسائل ساختاری، اقتصادی و ژئوپلیتیک دارند کمک کند، یا صرفاً ابزاری برای تخلیه فشار سیاسی و مدیریت بحرانهای گذرا است؟
بحرانهای فعلی کشور، برخلاف مشکلات مدیریتیِ ساده، از نوع «بحرانهای سیستمیک» هستند؛ یعنی مشکلاتی که از پیوند پیچیده سیاست خارجی، سیاستهای پولی و چالشهای زیرساختی نشأت میگیرند. در چنین شرایطی، جایگزین کردن یک چهره با چهرهای دیگر، اگر با تغییر در رویکردهای کلان و بازنگری در استراتژیهای ملی همراه نباشد، تنها به معنای جابهجایی مسئولان در اتاق فرمانِ بحران خواهد بود، نه پایان دادن به خودِ بحران.
بنابراین، بحث استیضاحها در این میان میان دو دیدگاه تقسیم میشود: گروهی آن را فرصتی برای اصلاح مسیر و پاسخگویی دولت میدانند، و گروهی دیگر معتقدند تا زمانی که جهتگیریهای اصلی در مواجهه با تحریمها و مدیریت اقتصاد کلان تغییر نکند، تغییر وزرا تنها نوعی «مسکن» برای دردهای عمیق و ساختاری خواهد بود.