
چقدر از سرمایه خود را طلا کنیم؟ ۵ درصد؟ ۱۰ درصد؟ نصف سرمایه؟ یا در زمان تورم بهتر است همه دارایی را به طلا تبدیل کنیم؟ برای این سؤال یک جواب ثابت وجود ندارد. سهم مناسب طلا به میزان ریسکپذیری، ترکیب بقیه داراییها، افق سرمایهگذاری و حتی دلیل خرید طلا بستگی دارد.
کسی که طلا را برای کاهش ریسک سبد میخرد، نباید همان وزنی را انتخاب کند که یک سرمایهگذار با دید صعودی نسبت به طلا در نظر میگیرد. به همین دلیل، مفهوم تخصیص دارایی (Asset Allocation) از خودِ پیشبینی قیمت طلا مهمتر میشود.
یکی از اصول سرمایهگذاری این است که تمام داراییها به یک عامل اقتصادی وابسته نباشند. اگر تمام سرمایه فرد در سهام باشد، افت سنگین بازار سهام میتواند کل پرتفوی او را تحت فشار قرار دهد. اگر همه سرمایه در ملک قرار گرفته باشد، نقدشوندگی پایین به یک ریسک تبدیل میشود. نگهداری کامل دارایی بهصورت پول نقد نیز در اقتصاد تورمی ریسک کاهش قدرت خرید دارد.
یکی از دلایلی که طلا در بسیاری از پرتفویها استفاده میشود، رفتار متفاوت آن نسبت به داراییهای دیگر است. رابطه طلا با داراییهای پرریسک در دورههای تنش بازار ممکن است متفاوت شود و همین ویژگی به تنوعبخشی (Diversification) کمک میکند.
به زبان ساده، هدف همیشه این نیست که طلا بیشترین سود سبد را بسازد. گاهی وظیفه طلا این است که ریسک کل پرتفوی را متعادلتر کند.
فرض کنیم سرمایهگذار در سبد خود فقط دو دارایی دارد که همواره تقریباً همجهت حرکت میکنند. وقتی یکی سقوط کند، احتمال زیادی وجود دارد که دیگری هم کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی داشتن دو دارایی به معنی تنوع واقعی نیست. تنوع زمانی مؤثر میشود که عوامل مؤثر بر داراییها متفاوت باشند. قیمت طلا تحت تأثیر مجموعهای از متغیرها قرار دارد؛ مانند:
در ایران یک متغیر مهم دیگر یعنی نرخ ارز داخلی نیز اضافه میشود. به همین دلیل رفتار طلا الزاما شبیه سهام، اوراق درآمد ثابت یا ملک نیست.
هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید همه سرمایهگذاران باید ۵ درصد طلا داشته باشند. با این حال، پژوهشها میتوانند نقطهٔ شروع خوبی برای تحلیل باشند.
شورای جهانی طلا (World Gold Council) در تحلیلهای تاریخی خود بررسی کرده که اضافه کردن وزنهایی مانند ۲٫۵، ۵، ۷٫۵ و ۱۰ درصد طلا به یک پرتفوی فرضی چه اثری بر بازده تعدیلشده به ریسک داشته است. در مدل این نهاد، اضافه کردن طلا در این بازهها در بسیاری از سناریوهای تاریخی باعث بهبود بازده تعدیلشده به ریسک (Risk-adjusted Return) و کاهش حداکثر افت سرمایه (Maximum Drawdown) شده است. در نمونه پرتفوی با ۵ درصد طلا نیز نوسان و افت حداکثری نسبت به نسخه بدون طلا پایینتر بوده است. اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
این نتایج مربوط به یک پرتفوی فرضی دلاری و دادههای تاریخی است؛ نه نسخه سرمایهگذاری برای هر فرد ایرانی.
با یک مثال پاسخ میدهیم. فرض کنیم دو سرمایهگذار داریم:
فرد اول:
فرد دوم:
حتی اگر دید هر دو نسبت به آینده طلا یکسان باشد، وزن منطقی طلا در پرتفوی آنها یکسان نیست.
این تصمیم ریسک بزرگی دارد. طلا میتواند در بلندمدت نقش حفظ ارزش داشته باشد، اما قیمت آن در یک خط مستقیم صعودی نیست. ممکن است حتی در یک روند بلندمدت صعودی، بازار وارد اصلاحهای عمیق شود.
اگر ۱۰۰ درصد سرمایه در طلا قرار گرفته باشد، فرد هیچ دارایی دیگری برای جبران چنین دورهای ندارد. علاوه بر این، ممکن است سرمایهگذار در زمانی به نقدینگی نیاز پیدا کند که قیمت طلا پایینتر از نقطه خرید اوست.
تنوعبخشی برای کاهش چنین وابستگی استفاده میشود. تنوعبخشی (Diversification) یعنی قبول کنیم هیچ پیشبینیای صددرصد قطعی نیست.
اگر قرار است سرمایه طی چند ماه آینده خرج شود، تحمل نوسان اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ اما کسی که افق بلندمدت دارد میتواند از اصلاحهای کوتاهمدت عبور کند.
کسی که پرتفوی بسیار پرریسک دارد ممکن است طلا را بیشتر بهعنوان ابزار تنوعبخشی (Diversification) ببیند. اما فردی که بیشتر دارایی خود را در ابزارهای کمریسک نگه میدارد، شرایط متفاوتی دارد.
بخشی از سبد باید متناسب با نیازهای کوتاهمدت فرد نقد شونده باشد. حتی یک دارایی مناسب بلندمدت هم نباید جای پولی را بگیرد که احتمالاً ماه آینده به آن نیاز داریم.
آیا طلا را برای حفظ ارزش پول، تنوعبخشی، معامله کوتاهمدت یا پیشبینی رشد قیمت میخریم؟
پاسخ، مقدار مناسب سرمایه را تغییر میدهد. فرض کنیم تصمیم گرفتهایم ۱۰ درصد سبد در طلا باشد. اگر طلا طی یک سال رشد بسیار زیادی کند، ممکن است وزن آن بدون اینکه خرید جدیدی انجام داده باشیم به ۲۰ درصد برسد. حالا ریسک پرتفوی تغییر کرده است.
اینجاست که مفهوم متعادلسازی مجدد سبد (Rebalancing) مطرح میشود. سرمایهگذار باید بهصورت دورهای ترکیب دارایی خود را بررسی کند و در صورت فاصله گرفتن شدید از وزن هدف، بخشی از دارایی را جابهجا کند. اما در طلای فیزیکی ممکن است تقسیم دارایی همواره به همین سادگی نباشد.
کسی که قصد دارد طلا را بهعنوان بخشی از یک سبد متنوع نگهداری کند، میتواند سرمایهگذاری در جام طلای فارابی را نیز در کنار سایر روشها بررسی کند. جام یک ETF کالایی است و طبق دادههای اخیر، بخش عمده دارایی آن به گواهی سپرده شمش طلا اختصاص داشته است؛ البته ترکیب دارایی صندوق میتواند در طول زمان تغییر کند.
اضافه کردن یک دارایی با همبستگی پایین یا منفی میتواند ریسک کل سبد را کاهش دهد، اما اگر وزن همان دارایی بیشازحد بالا برود، سبد دوباره متمرکز میشود. فرض کنید ۸۰ درصد پرتفوی طلا باشد؛ حالا بخش عمده نتیجه سرمایهگذاری به یک بازار وابسته شده است؛ یعنی از یک ریسک تمرکز (Concentration Risk) به ریسک تمرکز دیگری منتقل شدهایم.
هدف تنوعبخشی این نیست که دارایی خوب را پیدا کنیم و همه سرمایه را روی آن بگذاریم. هدف این است که منابع ریسک را میان چند دارایی تقسیم کنیم.
نقش طلا در پرتفوی ایرانی کمی متفاوت است؛ سرمایهگذار ایرانی علاوه بر ریسکهای جهانی، با ریسک کاهش ارزش ریال نیز مواجه است. به همین دلیل عملکرد ریالی طلا میتواند حتی زمانی که قیمت جهانی (اونس) خنثی یا نزولی است، تحت تأثیر نرخ ارز قرار بگیرد.
این ویژگی باعث میشود نقش طلا در سبد یک سرمایهگذار ایرانی با مدل دلاری سرمایهگذاران خارجی یکسان نباشد.
برای تعیین میزان مناسب طلا در سبد سرمایهگذاری باید هدف، افق سرمایهگذاری، میزان ریسک، ترکیب سایر داراییها و نیاز به نقدینگی با هم بررسی شوند.
در نهایت شاید مهمتر از این سؤال که «طلا امسال چقدر رشد میکند؟» این باشد که «اگر پیشبینی ما اشتباه بود، آیا وزن طلا در سبد آنقدر مناسب هست که کل سرمایهگذاری را به خطر نیندازد؟»
رپورتاژ/