به گزارش ایران اکونومیست؛ تورم به عنوان «مالیات پنهان»، اکنون نه تنها از دیدگاه عمومی بلکه در نگاه سیاستگذاران به اولویت اول تبدیل شده است. ترس از تبدیل شدن تورم مزمن به ابرتورم (Hyperinflation)، این روزها به بخشی از تحلیلهای بازار تبدیل شده است.
تعریف دقیق چیست؟
در ادبیات اقتصادی، «ابرتورم» شرایطی است که در آن نرخ تورم به سرعت و به صورت افسارگسیخته افزایش مییابد. اگرچه توافق جهانی دقیقی وجود ندارد، اما معیار کلاسیک «فیلیپ کاگان» این است که اگر تورم ماهانه از مرز ۵۰ درصد عبور کند، اقتصاد وارد فاز ابرتورم شده است. در تورم مزمن، قیمتها سالانه رشد میکنند و اقتصاد با وجود فشار، تا حدی قابل پیشبینی است؛ اما در ابرتورم، پول ملی کارکرد «ذخیره ارزش» خود را به سرعت از دست میدهد و معاملات به سمت ارزهای خارجی یا کالامحوری سوق مییابند.
شاخصهای هشداردهنده (زنگ خطرها):
کارشناسان اقتصادی معتقدند برای تشخیص ورود به مسیر ابرتورم، باید به سه شاخص کلیدی توجه کرد:
۱. کسری بودجه ساختاری و پولیسازی آن: زمانی که دولت برای جبران کسری بودجه، به استقراض مستقیم یا غیرمستقیم از بانک مرکزی روی میآورد، پایه پولی به شکلی انفجاری رشد میکند.
۲. سرعت گردش پول: وقتی اعتماد به پول ملی فرو میریزد، مردم و بنگاهها سعی میکنند نقدینگی خود را سریعاً به کالا تبدیل کنند. افزایش سرعت گردش پول، حتی با وجود کنترل نرخ رشد نقدینگی، تورم را به شدت تشدید میکند.
۳. تخریب نرخ ارز: سقوط پیدرپی ارزش پول ملی و گسترش شکاف میان نرخ ارز رسمی و بازار، از اولین نشانههای فروپاشی اعتماد عمومی است که راه را برای ابرتورم هموار میکند.
نتیجهگیری:
تفاوت میان «تورم مزمن» که در آن اقتصاد با مسکنهای موقت به حیات خود ادامه میدهد، و «ابرتورم» که ساختار مبادلاتی جامعه را از هم میپاشد، در «اعتماد عمومی» و «انضباط مالی دولت» نهفته است. سیاستگذاران هشدار میدهند که اگر سیاستهای اصلاحی در حوزه کسری بودجه و نرخ بهره به موقع اجرا نشود، اقتصاد ممکن است از فاز تورم مزمن به سمت یک نقطه بیبازگشت حرکت کند؛ نقطهای که در آن دیگر ابزارهای پولی متعارف قادر به کنترل قیمتها نیستند.