شاخص فلاکت در کشور به عدد ۷۹ رسیده است، در این میان لرستان با ثبت عدد ۹۵ بالاترین میزان را به خود اختصاص داده و تهران به دلیل افت قابلتوجه اشتغال در انتهای جدول جای گرفته است. همچنین آمارها نشان میدهند تورم دهکهای کمدرآمد جامعه بیش از ۱۰ واحد درصد از ثروتمندترین اقشار پیشی گرفته است. فشار بحرانها برای همه اقشار و مناطق به یک اندازه نیست. خانواری که نیمی از درآمد اندک خود را صرف تأمین مواد غذایی میکند، هزینهای بسیار متفاوت با خانواری میپردازد که تنها یکپنجم مخارجش به خوراک اختصاص دارد. استانی که پیش از این با مشکلاتی همچون بیکاری، کمبود سرمایهگذاری و درآمدهای پایین دستوپنجه نرم میکرد، قطعا توان مقابله با شوکهای جدید را به اندازه کلانشهری مثل تهران ندارد. موج گرانیها سرانجام به سفرههایی میرسد که از قبل نیز کوچکتر شده بودند. با در نظر گرفتن تورم سالانه مرداد ماه و نرخ بیکاری فصل بهار، میانگین شاخص فلاکت کشور روی عدد ۷۹ ایستاده است؛ اما این میانگین، شکاف عمیق ۲۶.۲ واحدی میان لرستان و تهران را پنهان میکند. در حالی که لرستان با شاخص ۹۵ در صدر و تهران با شاخص ۶۸.۸ در قعر این ردهبندی قرار دارند، تورم دهک دوم به ۷۸.۳ درصد رسیده و این رقم برای دهک دهم ۶۷.۶ درصد ثبت شده است که نشان میدهد صورتحساب بحران به هیچ وجه عادلانه توزیع نشده است. از مجموع ۷۹ واحد شاخص فلاکت، نزدیک به ۷۰ واحد آن ناشی از گرانی و تورم است. نرخ تورم سالانه در مرداد ماه به ۶۹.۹ درصد و نرخ بیکاری بهار به ۹.۱ درصد رسیده است. این ترکیب نشان میدهد که چهره اصلی فلاکت در ایران امروز، نه صفهای طویل بیکاران، بلکه سقوط سریع قدرت خرید افرادی است که حتی با داشتن شغل نیز دیگر قادر نیستند سطح رفاه گذشته خود را حفظ کنند. اگر تورم نقطهبهنقطه یا تورم مواد غذایی ملاک قرار گیرد، این فشارها به مراتب خشنتر و عمیقتر خود را نشان خواهند داد. در شرایط کنونی، داشتن شغل به معنای مصونیت از فقر نیست و درآمدها با سرعتی بسیار کمتر از قیمتها حرکت میکنند. در بخش استانی، لرستان با تورم ۸۴.۶ درصدی و بیکاری ۱۰.۴ درصدی و شاخص فلاکت ۹۵، صدرنشین جدول است و استانهای ایلام، کردستان و کرمانشاه در رتبههای بعدی قرار دارند که همگی از ضعفهای ساختاری دیرینه رنج میبرند. در سوی دیگر، تهران با شاخص ۶۸.۸ پایینترین رقم را ثبت کرده است، هرچند این میانگین کشوری نمیتواند واقعیتهای زندگی روزمره مردم در استانهای مختلف را به درستی تبیین کند. هشت استان کشور همزمان زیر ضرب سنگین تورم و بیکاری قرار دارند و استانهایی مانند لرستان، ایلام و کرمانشاه بالاترین فشارهای معیشتی را متحمل میشوند. تهران اگرچه روی کاغذ پایینترین شاخص فلاکت را دارد، اما در زمینه سقوط بازار کار و اشتغال در صدر جدول منفی قرار گرفته است. افزایش نرخ بیکاری، کاهش نرخ مشارکت اقتصادی و افت نسبت اشتغال نشان میدهند که بازار کار پایتخت یکی از سنگینترین عقبگردها را تجربه کرده است. از سوی دیگر، بررسی آمارهای سیستانوبلوچستان و ایلام حاکی از آن است که کاهش نرخ بیکاری در برخی مناطق لزوماً به معنای رونق اقتصادی نیست، بلکه گاهی ناشی از ناامیدی کارجویان و خروج آنها از بازار کار است. بررسی تورم بر اساس دهکهای درآمدی نشان میدهد که فشار گرانی بیش از همه بر دوش اقشار فرودست است. تورم دهک دوم به ۷۸.۳ درصد رسیده، در حالی که دهک دهم تورم ۶۷.۶ درصدی را تجربه کرده است. علت اصلی این شکاف، سهم بالای هزینههای خوراکی در سبد معیشت خانوارهای کمدرآمد است؛ چرا که دهکهای پایینتر نزدیک به ۴۲ درصد از بودجه خود را صرف خوراک میکنند و جهش سهرقمی قیمت مواد غذایی، ضربه جبرانناپذیری به سفره آنها وارد کرده و مستقیماً به سمت سوءتغذیه و بازتولید فقر پیش میرود. در نهایت، پیام این دادهها این است که بحران اقتصادی اخیر تأثیری یکسان بر جای نگرفته است. ایران با یک شاخص کلی ۷۹ روبروست، اما درون آن اقتصادهای متفاوتی جریان دارد؛ از استانهای غربی که زیر بار تورم و بیکاری خم شدهاند تا تهران که مشکلات بازار کارش پشت تورم پایینتر پنهان شده است. پایان درگیریها ممکن است صدای انفجار را قطع کند، اما صورتحساب سنگین اقتصادی آن همچنان در قالب کوچکتر شدن سفرهها، فرصتهای ازدسترفته و افت رفاه خانوارها باقی خواهد ماند. منبع: آفتاب نیوز