زندگی روزمره بسیاری از شهروندان شامل فعالیتهای سادهای مانند قدم زدن در خیابان، استفاده از اتوبوس، مراجعه به ادارات، بانکها و مراکز درمانی است؛ اما برای افرادی که از وسایل کمکی مانند ویلچر، واکر یا عصا استفاده میکنند، همین کارهای به ظاهر پیش پا افتاده میتواند به چالشی بزرگ و پر از موانع تبدیل شود. سالهاست که موضوع دسترسپذیر کردن فضاهای عمومی و مناسبسازی معابر در دستور کار قرار دارد و نهادهای مختلف نیز بارها از اجرای طرحها و پروژههای متعدد در این زمینه خبر دادهاند. با این حال، آنچه در حال حاضر در سطح شهر مشاهده میشود، همچنان فاصله زیادی با شهری کاملاً دسترسپذیر دارد. متأسفانه، بسیاری از اقدامات در حوزه مناسبسازی صرفاً به احداث یک رمپ یا هموار کردن بخش کوچکی از پیادهرو خلاصه شده است؛ در حالی که رمپهای غیراستاندارد، مسیرهای مسدود شده یا شیب نامناسب، عملاً هیچ تفاوتی با نبود این امکانات ندارند. یکی از افراد دارای معلولیت جسمی و حرکتی که نخواست نامش فاش شود، در این باره گفت: "بعضی از رمپهایی که در اماکن عمومی ساخته شدهاند، استاندارد نیستند و عملاً قابل استفاده نیستند. در مواردی هم دیده شده که رمپ صرفاً برای رفع تکلیف ساخته شده است." مشکلات زمانی بغرنجتر میشود که فرد دارای معلولیت قصد استفاده از وسایل حملونقل عمومی را داشته باشد. سوار شدن به اتوبوس در برخی موارد نیازمند کمک راننده است و حتی وجود رمپ نیز تضمینکننده استفاده آسان از آن نیست. نحوه توقف اتوبوس، اشغال ایستگاهها توسط خودروهای شخصی و فاصله بین محل توقف اتوبوس و مسیر ورود و خروج مسافران، همگی موانعی هستند که تردد را دشوار و گاهی خطرناک میکنند. در مترو نیز، دسترسپذیر بودن ایستگاهها، سکوها و مسیرهای ورودی و خروجی برای افراد دارای معلولیت امری حیاتی است؛ اما هرگونه نقص فنی در آسانسورها، پلهها، مسیرهای شیبدار یا تجهیزات مرتبط با دسترسپذیری میتواند استقلال این افراد را سلب کند. **معلولان پشت دیوار شهر؛ رمپهای ناکارآمد و حملونقل نامناسب** یکی از اصلیترین چالشها، وضعیت نامناسب پیادهروهاست. این مسیرها اغلب باریک، ناهموار و دارای اختلاف سطح هستند و موانعی نظیر تابلوهای راهنمایی، خودروهای پارک شده، تجهیزات شهری و حتی فعالیت واحدهای صنفی، عبور و مرور را مختل میکنند. علاوه بر این، وجود شیارهای هدایت آب در برخی معابر، مشکل دیگری را برای افراد دارای معلولیت ایجاد کرده است؛ این شیارها میتوانند باعث گیر کردن چرخ ویلچر شده و خطر سقوط یا آسیبدیدگی را افزایش دهند. سنگفرشهای نامناسب و لغزنده نیز در روزهای بارانی و برفی، خطرات مضاعفی را به همراه دارند. اگر پیادهروها برای افراد سالم نیز ناامن باشند، انتظار نمیرود که افراد با محدودیتهای حرکتی بتوانند با امنیت و استقلال در آنها تردد کنند. حتی موانعی که برای جلوگیری از ورود موتورسیکلتها تعبیه میشوند، اگر بدون رعایت استانداردهای دسترسپذیری طراحی شوند، خود به مانعی جدید برای افراد دارای معلولیت تبدیل میگردند. **بانک و ادارهای که ورود به آن دردسر است** مشکلات مربوط به مناسبسازی تنها به فضاهای بیرونی محدود نمیشود. در بسیاری از ادارات، بانکها و ساختمانهای عمومی، وجود پله در ورودی، رمپهای پرشیب و غیراستاندارد، نبود آسانسور مناسب و سرویسهای بهداشتی غیرقابل استفاده، دسترسی افراد دارای معلولیت را با محدودیتهای جدی مواجه کرده است. دستگاههای خودپرداز نیز در برخی موارد در ارتفاعی نصب شدهاند که استفاده از آنها برای فردی که روی ویلچر نشسته، دشوار است. این مسئله در مراکز درمانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. افراد دارای معلولیت هنگام مراجعه برای دریافت خدمات درمانی نباید برای عبور از ورودی، استفاده از آسانسور، دسترسی به بخشهای مختلف یا استفاده از سرویس بهداشتی با مانع روبرو شوند؛ اما متأسفانه، نبود استانداردهای کامل دسترسپذیری در برخی از این مراکز همچنان یک مشکل جدی باقی مانده است. **مناسبسازی؛ فقط روی کاغذ یا در واقعیت؟** مسئولان سازمان بهزیستی بر این باورند که مناسبسازی باید به یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی تبدیل شود. ورودی ساختمانها، پیادهروها، رمپها، پارکینگها، آسانسورها و سرویسهای بهداشتی، از جمله مواردی هستند که باید در ساختمانهای اداری مورد توجه قرار گیرند. همچنین، در بانکها، دستگاههای خودپرداز و پیشخوانها باید برای استفاده افراد دارای معلولیت مناسبسازی شوند. با وجود این الزامات قانونی، برخی از دستگاهها هنوز نتوانستهاند استانداردهای لازم را رعایت کنند، که این موضوع نشاندهنده فاصله موجود میان قانون و اجرای واقعی آن است. در سوی دیگر، مدیریت شهری نیز اجرای پروژههای مناسبسازی در پیادهروها، پارکها، معابر و ناوگان حملونقل عمومی را در برنامه خود دارد و بر ضرورت تدریجی مناسبسازی تمامی نقاط شهر تأکید میکند. با این حال، کمبود بودجه، مشکلات فنی و نیاز به همکاری دستگاههای مختلف، از جمله موانعی هستند که روند اجرای این طرحها را کند کردهاند. **مناسبسازی؛ یک حق شهروندی، نه یک امتیاز** مناسبسازی نباید به یک اقدام نمایشی یا پروژهای برای کسب امتیاز تبدیل شود. احداث رمپی که عملاً قابل استفاده نیست، ایجاد مسیری که توسط خودروها مسدود میشود، یا نصب تجهیزاتی که استانداردهای لازم را ندارند، هیچ مشکلی را از زندگی افراد دارای معلولیت حل نمیکند. خواسته اصلی افراد دارای معلولیت، امکان حضور مستقل در جامعه است؛ یعنی بتوانند به راحتی از خانه خارج شوند، در پیادهروها تردد کنند، از اتوبوس و مترو استفاده نمایند، به ادارات و بانکها مراجعه کنند و برای دریافت خدمات درمانی، نیازمند کمک دیگران نباشند. در این میان، فرهنگ عمومی به اندازه زیرساختها اهمیت دارد. پارک کردن خودرو در محلهای مخصوص معلولان، توقف در مسیر پیادهرو و اشغال ایستگاههای اتوبوس، حتی بهترین طرحهای مناسبسازی را نیز بیاثر میسازد. اگر قرار است شهر برای همه شهروندان باشد، مناسبسازی باید از مرحله شعار و پروژههای مقطعی فراتر رفته و به یک الزام دائمی در طراحی، ساخت و نگهداری فضاهای شهری تبدیل شود؛ چرا که شهری که افراد دارای معلولیت در آن حتی برای طی کردن یک مسیر کوتاه به کمک دیگران نیاز دارند، هنوز نتوانسته مفهوم «شهر برای همه» را محقق کند. منبع: خبرگزاری مهر