به گزارش ایران اکونومیست؛ گسترش نفوذ حوثیها در بابالمندب و همزمانی آن با اختلال در تنگه هرمز، یک شوک مضاعف به مسیرهای انرژی و تجارت جهانی وارد میکند.
در این میان، اروپا و شرق آسیا بیشترین آسیب را از افزایش هزینه انرژی، حملونقل و زنجیره تأمین میبینند، در حالی که آمریکا میتواند از افزایش تقاضا برای انرژی، تسلیحات و سرمایهگذاری در خاک خود بهره ببرد.
مهمتر اینکه واشنگتن در برابر پیشروی حوثیها تاکنون از ورود مستقیم نظامی خودداری کرده و به حمایت اطلاعاتی و هدفگیری از عربستان بسنده کرده است.
یک گلوگاه، دو بحران
پیشروی حوثیها در ساحل دریای سرخ و رسیدن آنها به جزیره استراتژیک پریم در بابالمندب، امنیت یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان را با ابهام روبهرو کرده است.
به گزارش رویترز با وجود اینکه عربستان از آمریکا خواستار مداخله نظامی مستقیم شده، اما واشنگتن فعلاً از چنین اقدامی خودداری کرده و حمایت اطلاعاتی و هدفگیری را در اختیار ریاض گذاشته است.
این تصمیم در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تنگه هرمز نیز پیشتر دچار اختلال شده است. بنابراین جهان با وضعیتی روبهروست که دو مسیر مهم انتقال انرژی، یکی در ورودی دریای سرخ و دیگری در خلیج فارس، همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند.
هزینه اصلی بر دوش اروپا و آسیا
بسته شدن یا ناامن شدن بابالمندب، کشتیها را به سمت دماغه امید نیک سوق میدهد؛ مسیری که میتواند ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان حمل میان آسیا و اروپا اضافه کند و هزینه سوخت، بیمه و حمل را افزایش دهد.
اما اگر هرمز نیز همچنان مختل بماند، مسئله از حملونقل فراتر میرود.
چین، ژاپن، کره جنوبی و هند بخش بزرگی از انرژی خود را از منطقه خلیج فارس دریافت میکنند و در برابر اختلال هرمز آسیبپذیرترند.
پژوهشهای جدید نیز نشان میدهد کشورهای شرق آسیا از مهمترین قربانیان اختلال پایدار در جریان نفت و LNG از هرمز خواهند بود.
و اینجاست که آمریکا موقعیت متفاوتی دارد
آمریکا خود نیز از نفت گران، تورم و رکود جهانی مصون نیست. اما در طرف دیگر معادله، تولیدکننده بزرگ انرژی و صادرکننده LNG است و میتواند بخشی از کمبود انرژی اروپا و آسیا را جبران کند.
همزمان، هرچه حمل کالا از آسیا به اروپا دشوارتر و گرانتر شود، انگیزه برای کوتاه کردن زنجیرههای تأمین، افزایش ذخایر و انتقال بخشی از سرمایهگذاریها به آمریکای شمالی بیشتر میشود. بحران همچنین بازار تسلیحات و هزینههای دفاعی متحدان آمریکا را تقویت میکند.
بنابراین شاید مهمترین پرسش این نباشد که «آیا آمریکا از بحران سود میبرد؟» بلکه این باشد که چه کشوری هزینه اختلال دو گلوگاه انرژی را میپردازد و چه کشوری ظرفیت بیشتری برای فروش انرژی، امنیت و بازسازی زنجیرههای تأمین دارد؟
در این معادله، حوثیها با تهدید بابالمندب و بحران هرمز، ناخواسته فشار اقتصادی را بیشتر متوجه رقبای تجاری آمریکا، بهویژه اروپا و شرق آسیا، میکنند.
موضع محتاطانه واشنگتن نیز این پرسش را برجستهتر کرده است: آیا آمریکا حاضر است برای بازگرداندن نظم دریایی هزینه سنگین نظامی بپردازد، یا ترجیح میدهد تا زمانی که منافع حیاتیاش مستقیماً تهدید نشده، بخشی از هزینه بحران را متحدان و رقبایش تحمل کنند؟
این البته اثبات نمیکند که واشنگتن خواهان بسته ماندن بابالمندب یا هرمز است؛ اما از منظر توزیع هزینه و منفعت، بحرانی که برای اروپا و شرق آسیا شوک انرژی و تجاری ایجاد میکند، همزمان میتواند برای بخشهایی از اقتصاد آمریکا فرصت ایجاد کند./ بهرام حسن زاده