پدیده کودکان کار فراتر از چهرههایی است که در گذرگاههای شهر به چشم میخورند؛ چرا که گروهی از این کودکان در کارخانهها، واحدهای تولیدی، بنگاههای اقتصادی و حتی معادن مشغول به کار هستند. ریشه اصلی این معضل غالباً به چالشهای اقتصادی و معیشتی خانوادهها برمیگردد و همین امر، ضرورت بازنگری در شیوه برخورد با این کودکان را دوچندان کرده است. سازمان بهزیستی طی سالهای اخیر کوشسته است تا به جای جمعآوری و نگهداری صرف، سیاستهای خود را بر پایه حمایتهای خانوادهمحور، بازگرداندن کودکان به سنگر تحصیل، مداخلات اجتماعی و توانمندسازی بنا نهد. بر اساس این دیدگاه، بیرون آوردن کودک از سطح خیابان بدون در نظر گرفتن وضعیت خانوادگیشان، نمیتواند به چرخه اشتغال زودهنگام آنها پایان دهد. سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، با تشریح وضعیت این کودکان بیان کرد که در حال حاضر حدود ۷ هزار کودک کار و خیابان از خدمات این سازمان بهرهمند هستند و امور مربوط به آنها در نزدیک به ۹۰ مرکز مدیریت میشود. به گفته وی، ۳۴ باب از این مجموعهها به شکل شبانهروزی و مابقی به صورت روزانه خدمات ارائه میدهند. حسینی همچنین با اشاره به اقدامات صورتگرفته در پایتخت یادآور شد که طی سالهای گذشته نزدیک به ۴ هزار کودک در تهران ساماندهی شدهاند. با این وجود، او هشدار داد که این مسئله همچنان پابرجا است و تشدید فقر و فشارهای مالی میتواند زمینهساز بازگشت دوباره این کودکان به بازار کار باشد. رئیس سازمان بهزیستی کشور تأکید میکند که مشکل کودکان کار صرفاً با جمعآوری آنها از معابر حلوفصل نمیشود؛ زیرا تا زمانی که وضعیت معیشتی و اجتماعی خانوادهها بهبود نیابد، احتمال تکرار این چرخه وجود خواهد داشت. به همین دلیل، این سازمان گسترش مراکز روزانه، اجرای مداخلات اجتماعی و پیادهسازی الگوهای خانوادهمحور را در دستور کار قرار داده است. در همین راستا، سیاستگذاریها بر توسعه مراکز روزانه متمرکز شده است؛ مکانهایی که کودک در طول روز خدمات آموزشی، مراقبتی و حمایتی دریافت میکند اما شبهنگام به کانون خانواده بازمیگردد. این شیوه ضمن ارائه پشتیبانیهای لازم، پیوند عاطفی کودک با خانواده را حفظ کرده و با رویکرد کلی سازمان همراستا است. بخش بزرگی از راهبردهای نوین بهزیستی بر محوریت خانواده شکل گرفته است. بررسی مراکز شبهخانواده گویای آن است که بسیاری از این کودکان با وجود داشتن خانواده، به دلیل تنگناهای مالی یا آسیبهای اجتماعی از مراقبت مطلوب محروم هستند. از سوی دیگر، رئیس سازمان بهزیستی اعلام کرده که حدود ۸۷ درصد از کودکان مقیم در مراکز شبهخانواده دارای سرپرستانی نامناسب یا اصطلاحاً بدسرپرست هستند که این امر ضرورت مداخله در بنیان خانواده را برجستهتر میکند. یکی از موانع اصلی پیش روی کودکان در معرض آسیب، مسئله بازماندگی از تحصیل است. رئیس سازمان بهزیستی کشور از شناسایی ۲ هزار و ۸۰۸ کودک بازمانده از تحصیل در میان جامعه هدف خبر داده و هدفگذاری امسال را بازگرداندن تمامی آنها به محیط مدرسه اعلام کرده است. افزون بر این، برای هر یک از کودکان تحت پوشش کمکهزینه تحصیلی در نظر گرفته شده و بهزیستی پیگیری ثبتنام کودکانی را که با وجود داشتن مجوز، از سوی مدارس پذیرفته نمیشوند، عهدهدار شده است. در کنار مقوله آموزش، توانمندسازی نیز پیگیری میشود و برنامههای غربالگری، کشف استعدادها و مهارتآموزی به اجرا درمیآید تا مسیر آینده تحصیلی و شغلی کودکان بر اساس توانمندیهایشان ترسیم شود. در این میان، فعالان مدنی و نمایندگان سازمانهای مردمنهاد نیز بر لزوم دگرگونی در شیوه برخورد با کودکان کار تأکید ورزیدهاند. یکی از نمایندگان این انجمنها ضمن انتقاد از برخوردهای فیزیکی و جمعآوری سلبی کودکان، خواستار تغییر تمرکز از «کودک کار» به «کار کودک» شد؛ رویکردی که در آن علاوه بر خود کودک، معضلات اقتصادی و اجتماعی خانواده نیز دیده میشود. افزون بر این، مجتمع شوق زندگی بعثت در تهران با هدف تسریع در روند شناسایی، پشتیبانی و تعیین تکلیف این کودکان گشایش یافته است. در این چارچوب، نهادهای مختلفی همچون قوه قضائیه، شهرداری و نیروی انتظامی در کنار سازمان بهزیستی مشارکت دارند تا وضعیت هر کودک در کوتاهترین زمان ممکن روشن شود. با وجود تمامی اقدامات انجامشده و زیر پوشش قرار گرفتن حدود ۷ هزار کودک کار و خیابان، آمارهای موجود نشان میدهند که حل ریشهای این معضل اجتماعی تنها با خدماترسانی مقطعی به کودک میسر نیست و صیانت از خانواده، ممانعت از ترک تحصیل و فراهم کردن بستر توانمندسازی، اضلاع اصلی راه حل این چالش به شمار میروند. منبع: خبرگزاری مهر