به گزارش ایران اکونومیست؛ تابهحال برایتان پیشآمده وارد اتاقی شوید تا کاری انجام دهید یا چیزی بردارید، اما همین که قدم داخل اتاق میگذارید، ناگهان بایستید و با خودتان بگویید: «من اصلاً برای چه آمدم اینجا؟»
گروه نوجوان: چند ثانیه به سقف نگاه میکنید، به اطراف چشم میدوزید، شاید حتی یک دور هم در اتاق میچرخید. از همان راهی که وارد اتاق شده بودید، برمیگردید سر جای اول و امیدوار میشوید حافظهتان در مسیر برگشت دوباره به شما ملحق شود.
اگر این اتفاق برایتان آشناست، لزوماً نشانه حواسپرتی عجیب یا «پیرشدن» حافظه نیست. روانشناسان سالهاست پدیدهای را بررسی میکنند که به آن «اثر درگاه» (Doorway Effect) میگویند؛ پدیدهای که نشان میدهد عبور از یک مرز مکانی، مانند درِ اتاق، میتواند در بعضی شرایط بر یادآوری اطلاعاتی که همین چند لحظه قبل در ذهن داشتهایم اثر بگذارد.
مگر یک «در» چقدر میتواند تأثیر گذار باشد؟
مغز ما تجربههای پیوسته را تا حدی به بخشها و «رویدادها» تقسیم میکند. وقتی از یک محیط به محیط دیگری میرویم، این تغییر مکان میتواند برای مغز نشانهای باشد که یک بخش از تجربه تمام شده و بخش تازهای آغاز شده است.
به زبان سادهتر، مغز دائماً در حال مرتبکردن اطلاعات است؛ تقریباً شبیه کسی که بعد از یک روز شلوغ میخواهد اتاقی پر از وسایل را جمع کند و هر چیزی را در جای مناسب خودش بگذارد. وقتی وارد فضای تازهای میشویم، ممکن است مغز بخشی از اطلاعات مربوط به موقعیت قبلی را از حافظه فعال کنار بزند تا برای اطلاعات جدید جا باز کند.
این ایده در پژوهشهای مربوط به «مرزهای رویداد» و حافظه مطرح شده است؛ یعنی تغییرات محیطی میتوانند نحوه سازماندهی اطلاعات در ذهن را تحت تأثیر قرار دهند.
حواسپرتی وارد ماجرا میشود
در سال ۲۰۲۱، پژوهشگران در مطالعهای با عنوان «درگاهها همیشه باعث فراموشی نمیشوند» چند آزمایش را در محیطهای مجازی و واقعی انجام دادند. نتیجه جالب بود؛ در بسیاری از شرایط، عبور از در بهتنهایی باعث فراموشی معنادار نشد. اما وقتی بار ذهنی افراد بیشتر شد، اثر درگاه بیشتر خودش را نشان داد.
در یکی از آزمایشها، شرکتکنندگان علاوه بر بهخاطر سپردن اشیا، باید یک کار ذهنی دیگر را نیز انجام میدادند. در این شرایط، پس از عبور از در، احتمال اشتباه در تشخیص اطلاعات بیشتر شد. پژوهشگران نتیجه گرفتند که وقتی حافظه فعال از قبل درگیر چند موضوع است، تغییر محیط میتواند احتمال تداخل اطلاعات را افزایش دهد.
پس اگر وسط درسخواندن، همزمان به امتحان فردا، پیام دوستتان، ویدئویی که دیشب دیدید و اینکه شام چه داریم فکر کنید و بعد وارد اتاق شوید و یادتان برود برای چه آمدهاید، شاید مشکل از در اتاق نیست؛ مغزتان از شدت شلوغی، یکلحظه اعلام کرده باشد: «لطفاً یکییکی!»
درهای مجازی هم حساباند
ماجرا حتی فقط به درهای واقعی محدود نمیشود. پژوهشها نشان دادهاند که «مرز» میتواند معنای گستردهتری داشته باشد و تغییر محیط یا زمینه ذهنی نیز در سازماندهی حافظه نقش داشته باشد. در پژوهشهای مربوط به اثر درگاه، حتی جابهجایی میان پنجرههای رایانه نیز بهعنوان نمونهای از یک مرز بررسی شده است.
این موضوع برای زندگی امروز جالبتر میشود؛ چون بخش زیادی از زندگی بین محیطهای مختلف دیجیتال میگذرد. از پیامرسان به شبکه اجتماعی، از صفحه درس به ویدئو و از ویدئو دوباره به تکلیف.
حافظه حسابکتاب دارد
مغز اطلاعات را انتخاب، سازماندهی و به موقعیتها و تجربههای مختلف مرتبط میکند. به همین دلیل، گاهی یک بو، یکصدا، یک مکان یا حتی دیدن یک وسیله میتواند ناگهان خاطرهای را که مدتها به آن فکر نکردهایم، به ذهنمان برگرداند.
برای همین است که ممکن است وارد اتاق شوید و یادتان برود چرا آمدهاید، اما وقتی دوباره به آشپزخانه برمیگردید ناگهان فریاد بزنید: «آها! شارژر!»
مغز شما در آن لحظه بیشتر از آنکه چیزی را فراموش کرده باشد، در حال پیداکردن مسیر درست برای دسترسی دوباره به آن اطلاعات بوده است.
البته پژوهشها نمیگویند هر بار که از دری عبور میکنیم، مغزمان پرونده قبلی را میبندد و وارد پرونده جدید میشود. پژوهشهای جدید حتی نشان دادهاند که این اثر در همه شرایط تکرار نمیشود و شدت آن به شرایط آزمایش و میزان درگیری ذهنی افراد وابسته است.
راهکار چیست؟
برای اینکه دفعه بعد وسط اتاق نایستیم و با خودمان نگوییم «من اینجا چهکار داشتم؟»، چند راهکار ساده داریم:
هدف را تکرار کنید: قبل از عبور از درگاه، کاری را که میخواهید انجام دهید در ذهنتان مرور کنید یا با صدای بلند بگویید.
چند کار را با هم انجام ندهید: وقتی ذهن همزمان درگیر چند موضوع است، احتمال فراموشی بیشتر میشود.
بهجای قبلیتان برگردید: گر یادتان رفت برای چه آمدهاید، برگشتن به محیط قبلی میتواند زمینه ذهنی قبلی را دوباره فعال کند.