۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۰ ربیع الثانی ۱۴۴۸
۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۱

اسرائیل توافق ایران و آمریکا را نمی‌خواهد؛  آمریکا ایران یکپارچه می‌خواهد ۱

شواهد موجود نشان می‌دهد اختلاف منافع واشنگتن و تل‌آویو درباره آینده ایران، از اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای فراتر رفته است. 
اسرائیل توافق ایران و آمریکا را نمی‌خواهد؛
آمریکا ایران یکپارچه می‌خواهد
کد خبر: ۸۴۰۴۹۳

 

به گزارش ایران اکونومیست؛ شواهد موجود نشان می‌دهد اختلاف منافع واشنگتن و تل‌آویو درباره آینده ایران، از اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای فراتر رفته است. 

آمریکا از یک ایران یکپارچه، باثبات و همسو با منافع غرب می‌تواند سود اقتصادی و امنیتی ببرد؛ در مقابل، اسرائیل از تضعیف ساختار قدرت مرکزی و حتی سناریوی تغییر رژیم در ایران زیان چندانی نمی‌بیند. 

از همین زاویه، حذف چهره‌هایی مانند علی لاریجانی و کمال خرازی، که هر دو در مسیرهای دیپلماتیک ایران با غرب نقش داشتند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

تفاهم ۱۴ ماده‌ای اسلام‌آباد که در ژوئن ۲۰۲۶ میان ایران و آمریکا شکل گرفت، تصویری روشن از منافع احتمالی واشنگتن ارائه می‌داد: توقف عملیات نظامی، احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، کاهش تحریم‌ها، بازگشت صادرات نفت و آغاز مذاکرات برای توافق نهایی در یک دوره ۶۰ روزه. در این چارچوب حتی یک بسته بازسازی اقتصادی ۳۰۰ میلیارد دلاری مطرح شد؛ هرچند دونالد ترامپ بعداً تأکید کرد آمریکا قرار نیست مستقیماً چنین مبلغی را تأمین کند.

برای آمریکا، ایران تجزیه‌شده الزاماً گزینه مطلوبی نیست. 

ایران واحد، با جمعیتی نزدیک به ۹۰ میلیون نفر، منابع عظیم انرژی، موقعیت ژئوپلیتیکی میان خلیج فارس، آسیای مرکزی و قفقاز و بازار بزرگی برای سرمایه‌گذاری غرب، ارزش اقتصادی و راهبردی بسیار بیشتری دارد. 

واشنگتن می‌تواند خواهان تغییر رفتار حکومت ایران، محدود شدن توان هسته‌ای و موشکی و کاهش نفوذ منطقه‌ای تهران باشد، بدون آنکه لزوماً خواهان فروپاشی تمامیت ارضی کشور باشد.

این نقطه، تفاوت بالقوه آمریکا و اسرائیل را برجسته می‌کند. گزارش واشنگتن‌پست در ژوئن، با استناد به ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا، هشدار داده بود که نتانیاهو ممکن است با ادامه عملیات نظامی در لبنان، تلاش دولت ترامپ برای دستیابی به یک توافق پایدار با ایران را تضعیف کند. 

این گزارش، مهم است زیرا بحث درباره اختلاف واشنگتن و تل‌آویو را از سطح تحلیل سیاسی به سطح ارزیابی دستگاه اطلاعاتی آمریکا می‌برد.

در سوی دیگر، گزارش لوموند درباره جنگ ۲۰۲۶ از تلاش اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران و استفاده احتمالی از ظرفیت گروه‌های کردی و مخالفان داخلی سخن می‌گوید. 

این تلاش، بنا بر همان گزارش، به نتیجه نرسید. 

اگر این ارزیابی درست باشد، هدف اسرائیل فقط محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران نبوده، بلکه شکل حکومت آینده ایران نیز برای تل‌آویو اهمیت داشته است.

در این چارچوب، نقش علی لاریجانی و کمال خرازی قابل توجه می‌شود. 

لاریجانی، که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، پیش از کشته‌شدن در حمله اسرائیل، از طریق عمان در تماس‌های دیپلماتیک با غرب نقش داشت. وال‌استریت ژورنال نیز گزارش کرد که او پس از توقف مذاکرات، برای ازسرگیری گفت‌وگوهای هسته‌ای با واشنگتن تلاش کرده بود.

کمال خرازی نیز سال‌ها یکی از چهره‌های مهم سیاست خارجی و کانال‌های غیرعلنی ایران با غرب بود. 

درباره نقش دقیق او در مذاکرات محرمانه اخیر و اینکه هدف قرار گرفتنش مستقیماً با این مذاکرات ارتباط داشته، هنوز سند مستقلی منتشر نشده است.

اما هم‌زمانی حذف یا هدف قرار گرفتن دو چهره‌ای که امکان گفت‌وگو با غرب را نمایندگی می‌کردند، از منظر تحلیلی قابل توجه است.

این مسئله را نمی‌توان از رفتار جریان‌های تندرو در ایران نیز جدا کرد. نمونه تاریخی روشن، محمود احمدی‌نژاد است. 

اظهارات او درباره هولوکاست، فارغ از انگیزه سیاسی داخلی، عملاً برای اسرائیل ابزار تبلیغاتی قدرتمندی فراهم کرد. 

حتی افرایم هالوی، رئیس پیشین موساد، احمدی‌نژاد را «بزرگ‌ترین هدیه» اسرائیل توصیف کرده بود، زیرا به گفته او سخنان رئیس‌جمهور ایران افکار عمومی جهان را علیه تهران بسیج می‌کرد.

همین نکته درباره برخی مواضع افراطی داخلی نیز قابل بررسی است: الزاماً لازم نیست یک جریان سیاسی آگاهانه برای اسرائیل کار کند تا نتیجه عملکردش به سود اسرائیل تمام شود. مخالفت مطلق با مذاکره، تهدیدهای حداکثری و ایجاد فضای دائمی جنگ می‌تواند همان نتیجه‌ای را ایجاد کند که اسرائیل از آن سود می‌برد: ایران منزوی‌تر، تحریم‌شده‌تر، ضعیف‌تر و دورتر از اقتصاد غرب.

بنابراین مسئله اصلی را شاید باید فراتر از «هسته‌ای یا غیرهسته‌ای بودن ایران» دید. پرسش بزرگ‌تر این است که ایران پس از جنگ چه شکلی خواهد داشت؟ واشنگتن می‌تواند یک ایران واحد، باثبات و تغییرکرده را بخواهد که از دشمن آمریکا به شریک اقتصادی و امنیتی آن تبدیل شود؛ اسرائیل ممکن است ایران بسیار ضعیف‌تر و فاقد توان بازگشت به جایگاه قدرت منطقه‌ای را ترجیح دهد./ علیرضا رجائی

ادامه دارد

آخرین اخبار