شش ماه پس از آغاز کارزار نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، ادعاهای دونالد ترامپ مبنی بر دستیابی سریع به «صلح جهانی» با واقعیتهای تلخ میدانی جایگزین شده است. اکنون خاورمیانه نه تنها به آرامش نرسیده، بلکه با مسدود شدن حیاتیترین شریانهای انرژی جهان، اقتصاد جهانی را به لبه یک بحران شدید سوق داده است.
وعده صلح یا باتلاق جنگ؟
در ابتدای تهاجم، دونالد ترامپ بمبارانها را مسیری کوتاه برای رسیدن به صلح در خاورمیانه توصیف کرد، اما امروز، واقعیتها نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا در «باتلاقی» گیر افتاده که راه خروجی ندارد. آشوبهای منطقهای به جای فروکش کردن، شدت یافته و استراتژی نظامی واشنگتن نه تنها به ثبات نرسیده، بلکه باعث بیثباتی هرچه بیشتر در منطقه شده است.
فلج شدن شریانهای انرژی؛ بنبست در هرمز و بابالمندب
گزارش واشنگتن پست از وضعیت وخیم انتقال انرژی خبر میدهد. دو کریدور حیاتی جهان، یعنی «تنگه هرمز» و «تنگه بابالمندب»، اکنون عملاً مسدود شده و تحت کنترل ایران و متحدانش قرار دارند. حتی تلاشهای عربستان سعودی برای دور زدن این بنبست از طریق خط لوله «شرق-غرب» نیز با شکست مواجه شد و این خط لوله در حملاتی از مبدأ عراق هدف قرار گرفت. این وضعیت به معنای آن است که ایالات متحده و متحدانش هیچ مسیر جایگزینی برای تامین امنیت نفت در منطقه ندارند.
ضایعه اقتصادی؛ وقتی قیمت بنزین در آمریکا جهش کرد
پیامدهای این جنگ را میتوان در اعداد و ارقام اقتصادی دید. قیمت نفت که در آستانه جنگ (۲۷ فوریه) حدود ۷۰ دلار بود، در اثر این بیثباتی تا ۱۱۰ دلار صعود کرد. این تورم انرژی، مستقیماً به جیب شهروندان آمریکایی ضربه زده است؛ به طوری که قیمت هر گالن بنزین در ایالات متحده از ۲.۹۸ دلار در زمان آغاز جنگ، به میانگین ۴.۳۰ دلار رسید.
نتیجهگیری: شکست هزینه-بر
در مجموع، کارزار نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی با یک تضاد بنیادین روبروست: در حالی که هدف، تغییر وضعیت منطقه بود، نتیجه فعلاً مسدود شدن مسیرهای تجاری، افزایش قیمت انرژی در سطح جهانی و فشار اقتصادی شدید بر خود دولت ترامپ است. این وضعیت نشان میدهد که قدرت نظامی به تنهایی نتوانسته است معادلات ژئوپلیتیک منطقه را به نفع واشنگتن تغییر دهد.