۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۷

کارنامه ۵ ساله پیمان جبلی زیر ذره‌بین

از بودجه‌های نجومی تا سقوطِ مرجعیت خبری در عصرِ خالص‌سازی
کد خبر: ۸۳۹۱۱۹

 

به گزارش ایران اکونومیست؛ با گذشت پنج سال از دوران «خالص‌سازی» در صداوسیما، کارنامه پیمان جبلی نشان می‌دهد که این نهاد با وجود برخورداری از بودجه‌های نجومی، نه تنها در بازسازی مرجعیت خبری شکست خورده، بلکه با غرق شدن در انحصار جناحی و گاف‌های پی‌درپی، عملا عنوان «رسانه ملی» را از دست داده است؛ سازمانی که امروز بیش از آنکه صدای ملت باشد، هزینه‌ای گزاف بر دوش منافع ملی است.

با فرارسیدن مهرماه و به پایان رسیدن دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما، کارنامه این نهاد حیاتی در مواجهه با پرالتهاب‌ترین بحران‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران، به کانون داغ‌ترین بحث‌ها در محافل رسانه‌ای، دانشگاهی و سیاسی کشور تبدیل شده است.

پنج سال پیش، مدیریت جدید با شعارهای دهان‌پر کنی چون «هویت‌محوری» و «عدالت‌گستری» کلید ساختمان شیشه‌ای را تحویل گرفت و انتظار می‌رفت با جراحی در ساختارهای فرسوده، فاصله عمیق میان تریبون رسمی و بطن جامعه را به حداقل برساند. با این حال، ارزیابی عملکرد این دوره نشان می‌دهد که تلویزیون در برهه‌های حساس تاریخی، به‌جای پناهگاه امن برای تضارب آرای عمومی و مفاهمه ملی، بیش از پیش به سمت یکدست‌سازی رویکردهای سیاسی و انحصار تریبون متمایل شد.

این گزارش با نگاهی به دیدگاه‌های برخی کارشناسان ارتباطات، سیاستمداران و منتقدان رسانه‌ای، ابعاد مختلف این دوراهی سرنوشت‌ساز میان «رسانه ملی» و «رسانه جناحی» را در آستانه تصمیم‌گیری برای بقا یا تغییر مدیریت سازمان زیر ذره‌بین می‌برد. یکی از نکاتی که شاید صدا و سیما را بیش از پیش زیر سوال برده «ملی» نبودن آن نزد افکار عمومی باشد. اما این رسانه همچنان بدون رعایت الزامات ملی بودن یک «رسانه ملی» به راه خود می‌رود و بر طبل تفرقه‌ می‌کوبد. در این گزارش سعی شده تا آنچه الزامات یک رسانه ملی است از زبان کارشناسان حوزه‌ رسانه و ارتباطات مرور شود تا مسئولان این رسانه خودشان کلاه‌شان را قاضی کنند و ببینند آیا این الزامات را رعایت می‌کنند و می‌توان برچسب ملی را بر خود بنهند.

مقدمه، تبیین شاخص‌های «رسانه ملی تراز»

در عصر حکمرانی الگوریتم‌ها و قدرت شبکه‌های اجتماعی، تعریف «رسانه ملی تراز» فراتر از یک سازمان تولید و پخش برنامه‌های سرگرمی و خبری است. براساس نظرات کارشناسان و محققان حوزه رسانه، یک رسانه فراگیر باید آینه‌ای تمام‌نما از سلایق، مطالبات و دغدغه‌های آحاد جامعه باشد. استانداردهای چنین رسانه‌ای بر پنج اصل کلیدی استوار است: مرجعیت خبری، جامعیت در انعکاس دیدگاه‌ها، مخاطب‌پذیری حداکثری، دوری از نگاه‌های تنگ‌نظرانه جناحی و تطبیق ساختار با فناوری‌های نوین.

پیمان جبلی در ابتدای راه با شعار «هویت‌محوری» و «عدالت‌گستری» وارد میدان شد. انتظار می‌رفت سازمان با بازنگری در ساختارها، گامی رو به جلو در جهت کاهش فاصله میان رسانه و بطن جامعه بردارد. با این حال، تحلیلگران معتقدند مدیریت او در میانه دو صخره گیر کرد: وفاداری به بدنه سنتی حاکمیت و نیاز به اقناع بدنه مدرن جامعه این شد که او حداقل به وضوح در عدالت‌گستری شکست خورد و این رسانه را به دست یک طیف خاص سپرد. 

یکی از الزامات ملی بودن یک رسانه این است که از رانتی شدن دسترسی جلوگیری کند و ایجاد کننده زمینه‌ای باشد که در آن همه افراد جامعه با تفکرات مختلف و همه جناح‌ها با عقاید مختلف حق صحبت بدون ایجاد مشکلات حقوقی و بدون مورد توهین قرار گرفتن در آنتن زنده داشته باشند.

 در این گزارش مشخص می‌شد در میان همه مهمانانی که در طول جنگ ۴۰ روزه و شرایط بحران در صدا و سیما حضور پیدا کردند، ۷۹٪  اصولگرا، ۱۵٪ نزدیک به جبهه پایداری و تنها ۶٪ غیرهمسو یا اصلاح‌طلب بوده‌اند.

هم درباره  این موضوع و یک طرفه شدن صدا و سیما می‌گوید: «رانت رسانه‌ای متعلق به عده‌ای است که رسانه‌های مهم را در اختیار دارند و در آن هر چه می‌خواهند می‌گویند و انجام می‌دهند، بدون اینکه کسی از آن‌ها بازخواست کند. در واقع افراد برخوردار از این رانت، افکار عمومی را به شکلی نامشروع در انحصار خود می‌گیرند تا از این طریق در سلسله‌مراتب قدرت بالا بروند.»

یکی دیگر از همین الزامات، داشتن برنامه مشخص برای عبور از بحران‌ها بدون خدشه وارد کردن به وحدت ملی است موضوعی که به تعبیر بسیاری از منتقدان، صدا و سیما در آن موفق نبود است. 

آخرین اخبار