در حالی که قیمت اقلام اساسی در بازار روند صعودی خود را ادامه میدهد، اکنون نان، که برای بسیاری از خانوادههای کمدرآمد و گروههای ضعیفترین اقشار، اصلیترین قوت است، با افزایش قیمت مواجه شده است. این مساله نه تنها بر قدرت خرید مردم اثر گذاشته، بلکه زنگ خطری جدی برای امنیت غذایی دهکهای پایین به شمار میرود. افزایش هزینههای نان، ادامه روند کاهش سفرههای خانوار و کاهش سبد مصرفی مناطق فقیر را نشان میدهد. در سالهای قبل، کاهش منابع پروتئینی و حبوبات، اکنون نان تنها منبع اصلی تامین کالری بسیاری از خانوادهها است. با رشد قیمتها، آنچه در یک زنجیره زودبازده دیده میشود، بحران معیشتی است که زندگی میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار داده است. آمارهای رسمی نشان میدهد که هزینههای نان در طول یک سال گذشته تا ۱۴۰ درصد افزایش یافته، در حالی که خودِ بازار گواهی میدهد قیمتها در برخی مناطق حتی تا دو برابر شده است. این گرانیها، علاوه بر نان، سبد خوراکی خانوار را با فشار اضافهتری روبرو کرده؛ از قیمت فستفود و غذاهای آماده گرفته تا سایر اقلام موثر بر میزان هزینهها. در کنار این موضوع، فاصله میان درآمدها و هزینههای واقعی، بحرانی بیسابقه است. در حالی که حداقل حقوق کارگران حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان تصویب شده، هزینههای تامین معیشت خانوارهای کارگری بر اساس محاسبات دقیق، حدود ۴۵ میلیون تومان برآورد میشود؛ یعنی حمایت مالی دولت تنها ۳۷ درصد از نیازهای واقعی را پوشش میدهد و بخش بزرگی از جامعه برای تامین نیازهای اولیه خود ناچار به کاهش چندین اقلام مهم شده است. کارشناسان اقتصادی این فاصله عمیق را عمدتاً از ناکارآمدی نظام یارانهای و تداوم سیاستهای ناپایدار میدانند. آنها میگویند: سیاستهایی که هدف حمایت از اقشار آسیبپذیر را دارند، در عمل ناکام ماندهاند و این آسیبها، همچنان در حال رشد است. بخشهایی مانند توزیع آرد و کنترل قاچاق، دیگر نمیتوانند به عنوان دلایل اصلی گرانیها مطرح شوند؛ چرا که سامانههای هوشمند و پایشهای دقیق، بیش از پیش امکان نظارت را فراهم کرده است. شرایط اقتصادی، این روزها نشان میدهد که برخلاف شعارهای حمایت از معیشت و عدالت، سیاستهای غالب در جهت آزادسازی بازار و واردات کالاهای لوکس است، که این خود شکافی عمیقتر میان درآمد و هزینهها را رقم زده است. در نتیجه، طبقات پایین و زحمتکش، بیش از پیش در معرض فقر قرار گرفتهاند، و کمبود منابع ارزی در واردات مواد اولیه و نهادههای اساسی، بحرانی بر بحرانها افزوده است. در این میان، راهکارهای پیشنهادی، عمدتاً بر اصلاح ساختارهای مالی و مالیاتی تمرکز دارند. کارشناسان بر اهمیت کاهش وابستگی به سیاستهای مبتنی بر تورم و افزایش درآمدهای پایدار و عادلانه تأکید دارند. اصلاح نظام مالیاتی، اخذ مالیات از ثروتمندان و املاک لوکس، و جلوگیری از بهرهبرداری ناعادلانه از منابع، از جمله راهکارهای کلیدی برای کاهش فشارهای اقتصادی بر اقشار کمدرآمد است. در پایان، کارشناسان بر اهمیت توجه جدی به وضعیت کارگران روزمزد و فصلی، بازنگری در سیاستهای حمایتی و جلوگیری از ساختاری شدن شکافهای طبقاتی تأکید دارند. اگر چه تمرکز بر کاهش قیمت نان و کنترل تورم ضروری است، اما اصلاحات ساختاری در نظام درآمد و هزینهها، راهی است که میتواند توازن و عدالت را بار دیگر به جامعه بازگرداند و از کوچکتر کردن سفرههای خانوارهای ضعیف جلوگیری کند.