او معتقد است هر چیزی در اطراف ما، داستانی نهفته دارد که آن را درون خود مخفی نگاه داشته است. اشیای پیرامون ما میتوانند در مورد زندگی ما نغمه سرایی کنند.
این که چه کسی آنها را در دست گرفته، چه احساسی در موردشان داشته و حتی چه بلاهایی بر سرشان آورده است. حتی ممکن است ما ناخواسته این همراهان خاموش زندگی خود را شکسته و یا شاید حتی با عشق تعمیرشان کرده باشیم.
در واقع دینا باور دارد در هر شی و ابزار پیرامون ما، حسی از زندگی نهفته
شده که شاید دیده نشود، ولی جایی آن دورها پنهان شده است. او در این
مجموعه، داستان میزکار خود را بازگو میکند. فعالیتهایی که هر روزه انجام
داده و لحظات شاد، رویایی و شیرینی که پشت سر نهاده است.
زمانی برای نوشیدن قهوه :
رویای خلبان شدن :
جعبهی جواهر :
شیر و بسکوئیت
:
در کهکشانی شیرین
:
وزن خیال :