بهدگزارش ایران اکونومیست؛ خارجی و کاهش هزینههای تجارت خارجی از جمله پیامدهای بالقوه این توافق خواهد بود.
همچنین آزادسازی داراییها و وجوه مسدود شده ایران میتواند منابع مالی قابل توجهی را در اختیار دولت قرار دهد و بخشی از فشارهای اقتصادی سالهای اخیر را کاهش دهد.
صندوق بازسازی؛ پذیرش هزینههای جنگ
یکی از کمسابقهترین مفاد این سند، پیشبینی تشکیل صندوق سرمایهگذاری برای جبران خسارات ناشی از جنگ تحمیلی است. گنجاندن چنین بندی در توافق، نشاندهنده پذیرش ضمنی ضرورت بازسازی خسارتهای اقتصادی و زیرساختی ناشی از جنگ است. این موضوع میتواند در آینده به یکی از مهمترین ابعاد اجرایی توافق تبدیل شود؛ زیرا نحوه تأمین منابع، میزان خسارات و سازوکار هزینهکرد این صندوق از جمله موضوعات تعیینکننده خواهد بود.
ضمانت اجرایی؛ حلقه مفقوده توافقهای گذشته
یکی از نقاط ضعف بسیاری از توافقهای پیشین میان ایران و غرب، فقدان ضمانت اجرایی کافی بوده است. به همین دلیل، اهمیت ویژهای دارد که در این یادداشت تفاهم، سازوکاری مشخص برای نظارت بر اجرای تعهدات طرفین پیشبینی شده و علاوه بر آن، توافق نهایی قرار است در قالب یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد تأیید شود.
این مسئله میتواند سطح تعهدات حقوقی طرفین را نسبت به توافقهای سیاسی گذشته افزایش داده و هزینه خروج یکجانبه از توافق را بالا ببرد.
مجموع مفاد یادداشت تفاهم تهران که در رسانه ها منتشر شده، نشان میدهد که طرفین تلاش کردهاند همزمان به سه پرونده اصلی امنیت، اقتصاد و سیاست خارجی پاسخ دهند. پایان عملیات نظامی، کاهش حضور نظامی آمریکا در پیرامون ایران، بازگشایی تنگه هرمز، آغاز روند رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده، تشکیل صندوق بازسازی و ایجاد ضمانتهای اجرایی بینالمللی، مجموعهای از امتیازات و تعهدات متقابل را شکل داده است.
اگر این سند در موعد مقرر به امضا برسد و مراحل اجرایی آن با موفقیت دنبال شود، میتوان آن را یکی از مهمترین توافقات ژئوپلیتیکی منطقه غرب آسیا در دهههای اخیر دانست؛ توافقی که نه تنها پایان یک جنگ، بلکه آغاز فصل جدیدی از بازآرایی موازنه قدرت در منطقه و روابط ایران با نظام بینالملل خواهد بود.اما تجربه توافق های گذشته نشان داده که فاصله میان امضای اسناد و اجرای واقعی تعهدات می تواند بسیار زیاد و مستلزم اراده سیاسی و تضمین های عملی باشد.