پنجشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 14 - ۲۶ ذی القعده ۱۴۴۷
۲۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۹

آتش‌بس دو هفته‌ای پایدار خواهد ماند یا جنگ از نو آغاز می‌شود؟

جنگ و یک بن بست پر هزینه
کد خبر: ۸۳۳۲۸۶

 

به گزارش ایران اکونومیست؛ در حالی که واشنگتن از «پیروزی» سخن می‌گوید، روایت فارن افرز نشان می‌دهد جنگ با ایران نه به فتح، بلکه به بن‌بستی پرهزینه ختم شده؛ جایی که نه آمریکا توان تحمیل اراده‌اش را داشت و نه ایران حاضر به عقب‌نشینی شد.

باشگاه خبرنگاران:  نشریه فارن افرز در یادداشتی به قلم گیدئون رز می‌نویسد: در پی توافق آتش‌بس دو هفته‌ای در ۷ آوریل، هم ایالات متحده و هم ایران مدعی پیروزی در این جنگ شده‌اند. هر دو طرف یک روایت مشترک را تکرار می‌کنند: «ما ایستادگی کردیم و طرف مقابل اول عقب نشست.»، اما در واقع، هر دو به نوعی به یک تساوی رضایت داده‌اند. به باور نویسنده، چنین نتیجه‌ای از ابتدا نیز محتمل بود، چراکه ساختار این تقابل، دامنه تصمیم‌گیری بازیگران را—حتی برای چهره‌هایی خاص و غیرقابل پیش‌بینی مانند دونالد ترامپ و رهبران جمهوری اسلامی—محدود کرده بود.

 

نویسنده توضیح می‌دهد که جنگ‌ها معمولاً سه مرحله دارند: آغاز، میانه و پایان‌بازی. همانند شطرنج، مرحله آغاز شامل استقرار نیرو‌ها و درگیری اولیه است. اگر این مرحله به پیروزی سریع منجر نشود، جنگ وارد مرحله میانی می‌شود که در آن دو طرف برای وادار کردن یکدیگر به تسلیم می‌جنگند. در نهایت، با روشن شدن روندها، شکل کلی نتیجه نمایان می‌شود و جنگ وارد مرحله پایانی می‌شود؛ جایی که جزئیات توافق نهایی مورد مذاکره قرار می‌گیرد.

 

به نوشته فارن افرز، در مورد ایران، مرحله پایانی زمانی آغاز شد که ترامپ تهدید کرد اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند، با تخریب گسترده مواجه خواهد شد، و این روند تا زمانی ادامه خواهد داشت که طرفین به یک توافق پایدار برسند. این نشریه می‌افزاید که آتش‌بس احتمالاً به همان دلیلی پابرجا می‌ماند که در وهله نخست پذیرفته شد: هر دو طرف تحت فشار بودند و در صورت تشدید جنگ، متحمل هزینه‌های بیشتری می‌شدند.

 

در ادامه، نویسنده تصریح می‌کند که دولت ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که این درگیری کوتاه و کم‌هزینه خواهد بود و ایران توان یا تمایل پاسخ‌گویی ندارد. اما هیچ‌یک از این فرض‌ها درست از آب درنیامد. با ادامه درگیری، جنگ به چیزی شبیه یک بازی مرگبار موسوم به «حراج دلار» تبدیل شد؛ مفهومی که بازیکنان را در چرخه‌ای از تشدید زیان‌بار گرفتار می‌کند.

 

نویسنده این مفهوم را چنین توضیح می‌دهد: دو نفر برای یک دلار رقابت می‌کنند، اما هر دو باید آخرین پیشنهاد خود را بپردازند. در ابتدا، هر دو امیدوارند سود کنند، اما با بالا رفتن قیمت، تله بسته می‌شود. اولین کسی که یک دلار پیشنهاد دهد، فقط سر به سر می‌شود، اما نفر دوم تقریباً کل مبلغ را از دست می‌دهد، بنابراین انگیزه دارد کمی بیشتر پیشنهاد دهد تا ضررش را کاهش دهد. همین منطق برای طرف مقابل نیز صدق می‌کند و از آن پس، بازی هیچ نقطه توقف طبیعی ندارد و هزینه‌ها پیوسته افزایش می‌یابد.

 

فارن افرز تأکید می‌کند که جنگ‌ها اغلب به چنین وضعیتی تبدیل می‌شوند، زیرا هزینه‌ها برای هر دو طرف به‌صورت مداوم افزایش می‌یابد و مجموع آنها از ارزش هدف اولیه فراتر می‌رود. به نوشته نویسنده، تا اواخر مارس، جنگ ایران به نقطه عطفی رسید که برای همه طرف‌ها زیان‌بار شد.

 

در ادامه آمده است که نتیجه این وضعیت تا حد زیادی به عوامل روانی و شرایط محیطی بستگی دارد. در این مورد خاص، عامل تعیین‌کننده، توان هر دو طرف برای وارد کردن خسارت گسترده به یکدیگر بود: آمریکا از طریق قدرت هوایی و ایران از طریق حمله به زیرساخت‌های اقتصادی منطقه خلیج فارس. این وضعیت نوعی بازدارندگی در دل جنگ ایجاد کرد، به‌طوری که هر دو طرف از به‌کارگیری سلاح‌های نهایی خود خودداری کردند، زیرا بیم داشتند طرف مقابل نیز واکنش مشابهی نشان دهد.

 

نویسنده همچنین می‌گوید تهدید ترامپ مبنی بر نابودی کامل یک تمدن، به‌احتمال زیاد یک بلوف بوده است، زیرا اجرای چنین تهدیدی هزینه‌های بسیار سنگینی برای آمریکا و متحدانش در خلیج فارس داشت. اما از آنجا که رفتار «دیوانه‌وار» ترامپ همیشه کاملاً قابل پیش‌بینی نیست، ایران نیز نمی‌توانست مطمئن باشد که او عقب‌نشینی خواهد کرد. در نتیجه، هیچ‌یک از طرفین مایل به تبدیل جنگ به یک درگیری تمام‌عیار نبودند و هر دو در نهایت از لبه پرتگاه عقب کشیدند؛ و در همین نقطه، مرحله پایانی جنگ به‌طور جدی آغاز شد.

 

فارن افرز در ادامه می‌نویسد که با پذیرش آتش‌بس، هر دو طرف به‌طور ضمنی پذیرفتند که نمی‌توانند به همه اهداف خود دست یابند. با این حال، «تساوی» می‌تواند طیفی از نتایج میان پیروزی و شکست را دربر بگیرد و بنابراین نحوه پیشبرد مرحله پایانی اهمیت زیادی دارد.

 

به گزارش این نشریه، در مذاکراتی که در پاکستان در جریان است، دو طرف باید برای مجموعه‌ای از مسائل پیچیده راه‌حل‌هایی بیابند، از جمله برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، تحریم‌های آمریکا، ترتیبات کشتیرانی در تنگه هرمز، نفوذ منطقه‌ای ایران و همچنین عملیات اسرائیل در لبنان. فاصله میان خواسته‌های طرفین آن‌قدر زیاد است که برخی معتقدند مذاکرات ممکن است شکست بخورد و آتش‌بس فروبپاشد. با این حال، هر دو طرف می‌دانند که بازگشت به جنگ آنها را دوباره وارد همان وضعیت جهنمی خواهد کرد که به‌تازگی از آن خارج شده‌اند؛ وضعیتی که در آن باید هزینه‌های فزاینده‌ای برای دستاورد‌های رو به کاهش بپردازند.

 

نویسنده اشاره می‌کند که دیپلماسی ماهرانه می‌تواند از این مذاکرات برای ایجاد یک ساختار امنیتی پایدار در منطقه استفاده کند؛ کاری که افرادی مانند هنری کیسینجر در آن مهارت داشتند. اما در شرایط فعلی، با کمبود چنین چهره‌هایی، بالا بردن بیش از حد انتظارات اشتباه است. به همین دلیل، محتمل‌ترین نتیجه، ترکیبی از مصالحه و تعویق خواهد بود؛ یعنی دستیابی به حداقلی از نتایج عملی برای ازسرگیری فعالیت‌های اقتصادی در خلیج فارس، در حالی که مسائل اصلی همچنان حل‌نشده باقی می‌ماند.

 

فارن افرز در ادامه می‌افزاید که در نهایت، ایران احتمالاً توانایی حفظ نوعی برنامه هسته‌ای را خواهد داشت، در حالی که آمریکا می‌تواند برخی محدودیت‌ها را بر آن اعمال کند؛ هرچند هنوز مشخص نیست این محدودیت‌ها نسبت به توافقی که آمریکا در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد، سخت‌گیرانه‌تر خواهند بود یا نه. همچنین، بخشی از تحریم‌ها لغو و بخشی دیگر ادامه خواهد یافت. عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز نیز احتمالاً از سر گرفته می‌شود، اما با شرایطی جدید که احتمالاً به نفع ایران خواهد بود.

 

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که نقش اسرائیل پیچیدگی‌های بیشتری ایجاد می‌کند، زیرا منافع آن با آمریکا کاملاً همسو نیست. ایران تلاش خواهد کرد اسرائیل را در چارچوب توافق محدود کند، در حالی که اسرائیل به دنبال حفظ آزادی عمل خود برای ادامه عملیات در لبنان و سایر مناطق است. آمریکا در این میان در موقعیتی دشوار قرار می‌گیرد و ناچار است هم با دشمن خود و هم با متحدش مذاکره کند؛ وضعیتی که در گذشته نیز در جنگ‌های کره و ویتنام تجربه شده بود.

 

در جمع‌بندی، نویسنده تأکید می‌کند که این جنگ ممکن است اهداف نظامی حداقلی آمریکا را محقق کرده باشد، اما در دستیابی به اهداف راهبردی بزرگ‌تر ناکام مانده است. مسائل اساسی همچنان حل‌نشده باقی مانده و همه طرف‌ها به پیگیری آنها از طریق ابزار‌هایی غیر از جنگ مستقیم، از جمله عملیات‌های پنهانی، ادامه خواهند داد.

 

فارن افرز در پایان می‌نویسد که حکومت ایران پابرجا خواهد ماند، هرچند لایه‌های رهبری آن تضعیف شده و توانمندی‌هایش آسیب دیده است. در عین حال، تنش‌های منطقه‌ای همچنان ادامه خواهد داشت، زیرا همه طرف‌ها در حال ارزیابی این هستند که آیا و چه زمانی درگیری‌های آینده شکل خواهد گرفت. در نهایت، به باور نویسنده، این پرسش برای آمریکایی‌ها مطرح خواهد شد که آیا چنین عملیاتی—که اسرائیلی‌ها از آن با عنوان «چمن‌زنی» یاد می‌کنند—ارزش هزینه‌هایش را داشته است یا نه؛ قضاوتی که به میزان تهدید ادراک‌شده و بهایی که برای مقابله با آن پرداخت می‌شود بستگی دارد.

آخرین اخبار