سه‌شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 12 - ۲۴ ذی القعده ۱۴۴۷
۰۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۳

سناریو تصرف خارک با پیاده نظام جدی است؟

بررسی سناریو تصرف جزیره خارک از سوی دولت ترامپ
کد خبر: ۸۳۲۷۶۱

 

به گزارش ایران اکونومیست؛ همزمان با بررسی سناریوی تصرف جزیره خارک از سوی دولت دونالد ترامپ، هشدارها در داخل ارتش آمریکا شدت گرفته؛ اقدامی که می‌تواند آغازگر یک جنگ فرسایشی، پرهزینه و بدون چشم‌انداز خروج باشد.

باشگاه خبرنگاران جوان: وبگاه «رسپانسیبل استیت‌کرافت» در یادداشتی به عواقب اقدام نظامی آمریکا به منظور اشغال تظامی جزایر ایران برای واشنگتن پرداخته و می‌د: با بالا گرفتن بحث‌ها در واشنگتن درباره احتمال استقرار نیرو‌های زمینی در ایران، همزمان نگرانی‌ها در میان کهنه‌سربازان و تحلیلگران نظامی آمریکا نیز رو به افزایش است؛ نگرانی از اینکه این مسیر می‌تواند ایالات متحده را وارد یک جنگ طولانی، فرسایشی و پرهزینه کند—جنگی که نه پایان روشنی دارد و نه تضمینی برای موفقیت در آن دیده می‌شود.

 

نشانه‌های میدانی حاکی از آن است که دولت دونالد ترامپ خود را برای بدترین سناریو‌ها آماده کرده است. «ویرجینیا برگر»، کهنه‌سرباز تفنگداران دریایی و تحلیلگر ارشد سیاست دفاعی، می‌گوید دو یگان اعزامی تفنگداران دریایی (MEU)، هرکدام با بیش از دو هزار نیرو، در حال حرکت به سمت خاورمیانه هستند و قرار است یگان یازدهم به یگان سی‌ویکم ملحق شود.

 

در کنار این تحرکات، پنتاگون نیز در حال بررسی اعزام یک تیپ رزمی از لشکر ۸۲ هوابرد است؛ نیرویی که می‌تواند حدود سه هزار نظامی واکنش سریع دیگر را برای عملیات زمینی احتمالی به منطقه اضافه کند. چنین آرایشی از نیروها، بیش از آنکه نشان‌دهنده یک عملیات محدود باشد، از آمادگی برای یک درگیری گسترده‌تر حکایت دارد.

 

برخی از کهنه‌سربازان حتی سناریوی تصرف جزیره خارک را «ماموریتی نزدیک به خودکشی» توصیف کرده‌اند. برگر با صراحت می‌پرسد: «چرا باید وارد عملیاتی شویم که می‌تواند تا این حد طولانی و فرسایشی باشد؟ ایران در این معادله نقش تعیین‌کننده دارد؛ ما در خلأ عمل نمی‌کنیم. نیرو‌های آمریکایی قرار نیست بدون مقاومت وارد خارک شوند. این یعنی باید منتظر تلفات انسانی و از دست رفتن تجهیزات باشیم.»

 

«مایک پریسنر»، مدیر اجرایی مرکز «وجدان و جنگ»، نیز با استناد به ارتباط گسترده این نهاد با نیرو‌های نظامی و خانواده‌های آنها تأکید می‌کند که فضای داخل ارتش به‌وضوح نشان می‌دهد آمریکا در حال آماده شدن برای یک جنگ بزرگ است: «واقعیتی که بسیاری متوجه آن نیستند این است که ایالات متحده در حال آماده‌سازی برای یک درگیری گسترده است. همه در حال آماده شدن هستند.».

 

اما چالش اصلی، تنها ورود به جنگ نیست—بلکه ماندن در آن است. «جان برنز»، مدیر راهبردی سازمان «کهنه‌سربازان نگران آمریکا»، می‌گوید اگرچه آمریکا توان استقرار نیرو در خاک ایران را دارد، اما نگرانی اصلی درباره ادامه یک عملیات طولانی‌مدت است: «در هر مرحله از عملیات زمینی، احتمال تلفات وجود دارد. چیزی که ممکن است در ابتدا یک عملیات کوتاه‌مدت تصور شود، می‌تواند به‌سرعت به یک درگیری چندماهه تبدیل شود.»

 

از سوی دیگر، «جیمز وب»، که تجربه حضور در جنگ عراق را دارد، بر پیچیدگی‌های جغرافیایی ایران تأکید می‌کند. به گفته او، وسعت سرزمین، ناهمواری‌های گسترده و جمعیت حدود ۹۰ میلیونی ایران، هرگونه عملیات تهاجمی را به‌شدت دشوار می‌کند: «این سرزمین، میدان نبرد ایران است. هر نیرویی که در خاک یک کشور دیگر بجنگد، ذاتاً در موقعیت ضعف قرار دارد.»

 

او همچنین تأکید می‌کند که ایران از مدت‌ها قبل خود را برای چنین سناریویی آماده کرده و با دقت، ابعاد مختلف آن را سنجیده است. از نگاه او، این درگیری ممکن است بیشتر شبیه به تجربه تلخ نبرد کالیپولی در جنگ جهانی اول باشد؛ عملیاتی که با وجود برنامه‌ریزی گسترده، به تلفات سنگین و شکست انجامید.

 

در کنار چالش‌های میدانی، نشانه‌هایی از فشار بر توان نظامی آمریکا نیز دیده می‌شود. انتقال سامانه‌های دفاع موشکی از کره جنوبی به خاورمیانه، به گفته برگر، اقدامی بسیار مهم است که می‌تواند توان آمریکا را در سایر مناطق، به‌ویژه در آسیا، تضعیف کند. او هشدار می‌دهد که این جابه‌جایی‌ها نشان‌دهنده مصرف سریع ذخایر نظامی در جنگی است که اساساً انتخاب خود واشنگتن بوده است.

 

برگر می‌گوید: «فرماندهان نظامی به‌خوبی می‌بینند که ذخایر تسلیحاتی در حال کاهش است و این سؤال را مطرح می‌کنند که اگر در موقعیت دیگری مجبور به ورود به جنگ شویم، چه ظرفیتی برای پاسخ‌گویی باقی خواهد ماند. این وضعیت نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی راهبردی تا چه حد ضعیف بوده است.»

 

در کنار این مسائل، موضوع روحیه نیرو‌ها نیز به یک چالش جدی تبدیل شده است. بسیاری از نظامیان، دلیل روشنی برای این جنگ نمی‌بینند و همین مسئله می‌تواند به بحران در حفظ و جذب نیرو در آینده منجر شود.

 

برگر تأکید می‌کند: «هیچ توجیه قانع‌کننده‌ای از سوی کاخ سفید ارائه نشده است. این وضعیت باعث سرخوردگی نیرو‌ها می‌شود و در بلندمدت می‌تواند به مشکلات جدی در حفظ نیرو‌ها بینجامد.»

 

برنز نیز می‌گوید نیرو‌های باتجربه‌تر، که جنگ‌های گذشته را از نزدیک دیده‌اند، نسبت به این درگیری بدبین هستند و آن را تهدیدی برای روحیه بلندمدت ارتش می‌دانند. در مقابل، نیرو‌های جوان‌تر ممکن است ترکیبی از هیجان و تردید را تجربه کنند—اما خانواده‌های آنها فشار روانی سنگینی را تحمل خواهند کرد.

 

در این میان، برخی نظامیان حتی به دنبال دریافت وضعیت «مخالف وجدانی» هستند تا از مشارکت در جنگ خودداری کنند. به گفته پریسنر، یکی از دلایل اصلی این تصمیم، نارضایتی از سیاست‌های خارجی آمریکا و رویداد‌هایی مانند حمله به یک مدرسه در میناب عنوان شده است.

 

او توضیح می‌دهد: «بسیاری از نیرو‌ها این جنگ را در ادامه همان الگوی مداخلات گذشته می‌بینند. آنها وقایع غزه را دنبال کرده‌اند و اکنون احساس می‌کنند آمریکا وارد جنگی شده که از همان ابتدا با اقداماتی بحث‌برانگیز همراه بوده است.»

 

در نهایت، آنچه از مجموع این ارزیابی‌ها برمی‌آید، تصویری از یک جنگ پرهزینه و نامطمئن است که نه‌تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر انسانی و راهبردی نیز با چالش‌های جدی مواجه است. همان‌طور که وب تأکید می‌کند: «اگر نیرو‌ها از نظر ذهنی و روحی با جنگ همراه نباشند، رسیدن به اهداف حتی در صورت وجود توان نظامی بسیار دشوار خواهد بود.»

آخرین اخبار