
شکست خوردن بخشی جداییناپذیر از زندگی و رهبری است. اما آیا هر شکست الزاماً نشانه ضعف است؟ چگونه میتوان این شکستها را به فرصتی برای رشد و پیشرفت تبدیل کرد؟
ما شکست را بد فهمیدهایم! این پیام اصلی کتاب اشتباه درست است، پیامی که نشان دهنده نگاه متفاوت امی ادموندسون نویسنده آن است. این کتاب که موفق به دریافت جایزه فایننشالتایمز شده، نشان میدهد چرا درک رایج ما از شکست ناقص و حتی گمراهکننده است. به باور نویسنده، ما معمولاً شکست را نشانۀ ناتوانی میدانیم، در حالی که بخشی از شکستها، اگر درست مدیریت شوند، میتوانند فرصتی برای یادگیری، نوآوری، رشد فردی و سازمانی و حرکتی رو به جلو باشند.
این کتاب، با هوشمندی و لحنی گرم و آمیخته به طنز، شما را به سرزمین شکستها خواهد برد؛ شکستهایی سودمند که از دل آنها میآموزیم، شکستهای ناپخته و احمقانهای که کاش میتوانستیم از آنها پیشگیری کنیم و شکستهای سهمگین و فاجعهباری که تنها از راه همکاری و آگاهی جمعی میتوان از وقوعشان جلوگیری کرد. کتاب اشتباه درست از جمله بهترین کتابهای مدیریت و رهبری است و سرشار از روایتها و نمونههایی است که اندیشههایی ژرف و ارزشمند دربارۀ چگونگی پرورش آگاهی و یادگیری از شکست بهشیوهای سازنده پیش رویتان میگذارد.
شاید در نگاه اول تصور کنید منظور از «اشتباهِ درست» کوچکترین شکست ممکن است، اینکه شکستهای بزرگ بد و شکستهای کوچک خوبند. اما در این کتاب خواهید، نمیتوان شکستها را تنها با معیار اندازهشان سنجید یا ارزش آنها را تعیین کرد. شکستهای خوب آنهایی هستند که اطلاعات ارزشمندی به ما میدهند، اطلاعاتی که از مسیرهای دیگر نمیتوان به دست آورد.
هر نوعی از شکست فرصتی برای یادگیری و پیشرفت فراهم میکند. برایآنکه این فرصتها از دست نروند، ما به مجموعهای از مهارتهای هیجانی، تحلیلی و میانفردی نیاز داریم. شما میتوانید با مراجعه به سایت و اپلیکیشنهای کتابراه اقدام به خرید کتاب «اشتباه درست» کرده و این مهارتها را بهگونهای ساده یاد بگیرید.

با خرید کتاب اشتباه درست امی ادموندسون و مطالعۀ دقیق آن، متوجه میشویم که امنیت روانی یک ویژگی شخصی نیست، بلکه یک دارایی گروهی است؛ چیزی که رهبران باید آن را بسازند. او توضیح میدهد که رهبران با پذیرش خطاپذیری خود، با دعوت فعالانه از دیگران برای مشارکت، با استفاده از زبان خنثی و با ایجاد سیستمهای گزارشدهی بدون سرزنش، میتوانند فضایی ایجاد کنند که در آن شکست نه تهدید، بلکه بخشی طبیعی از مسیر یادگیری باشد.
دانلود کتاب اشتباه درست، میتواند دریچهای تازه به شیوۀ مواجهه با خطاها باز کند. امی ادموندسون در فصلهای پایانی نشان میدهد که امنیت روانی تنها نقطۀ شروع است؛ آنچه اهمیت دارد، ترکیب این فضا با استانداردهای بالای عملکرد است. تیمی موفق است که هم بتواند آزادانه دربارۀ خطاها صحبت کند و هم در مسیر رسیدن به کیفیت بهتر، از یکدیگر انتظار تلاش و دقت داشته باشد. در چنین فضایی، شکست نه نشانۀ ضعف، بلکه بخشی طبیعی از فرایند یادگیری و رشد است.
اگر به دنبال بهترین ترجمه کتاب اشتباه درست امی ادموندسون هستید، ترجمۀ بهار رحمتی گزینهای قابل اعتماد و روان است که به همت انتشارات کتابراه در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب اشتباه درست چارچوبی در اختیار شما میگذارد که امیدوارم بتواند در اتخاذ رویکردی جدید به مفهوم شکست و سخن گفتن دربارۀ آن یاریتان کند و با به کار بردنش از کار و زندگیتان لذت بیشتری ببرید.
بخش اول به معرفی چارچوبی برای درک انواع شکست اختصاص دارد. در فصل نخست، مفاهیم بنیادینِ «دانش شکست» بیان میشود و در ادامه، در سه فصل متوالی، سه کهنالگوی شکست توضیح داده میشوند: شکستِ هوشمند، ساده و پیچیده. آشنایی با این طبقهبندی درکی ژرفتر از سازوکارهای شکست و معنای واقعیِ «شکست خوب» ارائه میدهد. این شناخت به شما کمک خواهد کرد تجربۀ شخصیتان از شکست را بازآفرینی کنید و از سد محدودیتهای خودساخته یا چالشهای بیرونی عبور کنید. در هر فصل، تمرینها و روشهایی برای یادگیری از هر نوع شکست و نیز راههایی برای پیشگیری از تکرار آنها معرفی خواهد شد. این مرور کلی بر جهان شکست، فرصتی برای آشتی با شکستهای سازنده و شناخت بهتر آنهاست.
شکستهای هوشمندانه که موضوع فصل دومند شکستهایی هستند که برای پیشرفت ضروریاند. کشفهایی کوچک و بزرگ که به رشد دانش، فناوری و زندگیمان کمک میکنند. کسانی که در مسیرهای نو قدم میگذارند ناگزیر با موانع و مسائل پیشبینینشده روبهرو میشوند. راهحل، نه انکار مشکل یا سرزنش خویش، بلکه یادگیری از آن و ادامۀ راه است، بدون آنکه از مسیر باز بمانیم یا تظاهر کنیم اشتباهی رخ نداده است.
فصل سوم به شکستهای ساده میپردازد؛ سادهترین و درعینحال اجتنابپذیرترین نوع شکست. این دسته از شکستها معمولاً نتیجۀ اشتباهات و لغزشهایی هستند که با کمی مراقبت یا داشتن دانش کافی میشد از وقوعشان جلوگیری کرد. اگر ایمیلی را اشتباهی به رئیستان بفرستید درحالیکه قرار بود برای خواهرتان بفرستید، شکستی ساده خوردهاید. ممکن است برخی این موقعیت را «فاجعه» بنامند، اما در اصل از نوع شکستهای ساده است. ابزارهایی چون چکلیستها ازجمله راهکارهایی هستند که در این فصل برای کاهش چنین شکستهایی بررسی خواهند شد.
شکستهای پیچیده که در فصل چهارم معرفی میشوند همان هیولاهای واقعیاند، شکستهایی که از جنس درهمتنیدگی و آشفتگیاند و اغلب ضربههایی سنگین بر کار، زندگی، سازمانها و حتی جوامع وارد میکنند. این شکستها یک علت ساده ندارند، بلکه مجموعهای از عواملِ درهمتنیده، همراه با بیثباتی و شانس بد، آنها را پدید میآورند. ازآنجاکه ما در جهانی پیچیده با پیوندهای متقابل زندگی میکنیم، رسیدگی به مسائل کوچک، پیش از آنکه به بحرانی پیچیده بدل شوند، مهارتی حیاتی برای زیستن در دنیای مدرن بهشمار میرود.
بخش دوم کتاب تأملاتی است بر سه گونۀ آگاهی، یعنی آگاهی از خود، آگاهی از موقعیت و آگاهی سیستمی، و نقش این سه در انواع شکست. این بخش فرصتی است برای اندیشیدن به عادتها و راهکارهایی که انسانها را قادر میسازد دانشِ خوب شکست خوردن را در کار و زندگی به کار بگیرند.
فصل پنجم به «خودآگاهی» و نقش اساسی آن در مواجهه با شکست میپردازد. توانایی انسانی ما در تأمل بر خود، فروتنی، صداقت و کنجکاوی ما را به جستوجوی الگوهای رفتاریمان وامیدارد و در مسیر رشد قرار میدهد.
فصل ششم بر آگاهی از موقعیت تمرکز دارد و به ما میآموزد چگونه از بسترها و شرایطی که ممکن است زمینهساز شکست شوند آگاه شویم تا بتوانیم از بروز آنها پیشگیری کنیم.
فصل هفتم به آگاهی سیستمی اختصاص دارد. ما در دنیای پیچیدهای زندگی میکنیم که سیستمهای مختلفی چون خانواده، سازمان، طبیعت و سیاست بر فعالیتهای ما تأثیر میگذارند و گاهی پیامدهای ناخواسته ایجاد میکنند. درک این سیستمها به ما کمک میکند از بسیاری شکستها جلوگیری کنیم.
در آخر، فصل هشتم تمامی این دیدگاهها و چارچوبها را به هم پیوند میزند و از ما دعوت میکند بپذیریم که «انسان جایزالخطاست». پرسش اصلی این است که، باوجودِ این خطاپذیری، چگونه میتوانیم زیستی رضایتبخش و سرشار از یادگیری مداوم برای خود بسازیم؟
رپورتاژ/