
رقص سوگوارانه، نه نماد صلح است و نه آشتی. این رقص، اعلان نارضایتی است؛ اعلان اینکه فقدان، شخصی نیست. مرگ، طبیعی نیست.
بدنِ در حال رقص، بدنِ مقاوم است؛ بدنی که بهجای تسلیم، حرکت را انتخاب کرده است. این حرکت خشونت ندارد، اما فرسایشگر است؛ نظم را میساید.
رقص سوگوارانه، یادآوری جمعی است. بدنها به آرشیو بدل میشوند. حافظه، عضلانی میشود. تاریخ، در ستون فقرات ثبت میشود. این رقص، فراموشی را ناممکن میکند.
در جهانی که اعتراض بینتیجه میشود یا بیمعنا، رقص سوگوارانه راه سوم است: نه سکوت، نه انفجار؛ بلکه فرسایش نظم مرگ،
این رقص، برای دیدهشدن نیست؛ برای باقیماندن است، برای ثبتشدن است؛ برای این است که گفته شود: ما اینجا بودیم، حذف شدیم، اما فراموش نشدیم. ما هنوز بدن داریم، هنوز حرکت داریم، هنوز اعتراض داریم.
رقص سوگوارانه، سیاست بدن است در خالصترین شکلش: بدون رهبر، بدون شعار، بدون تریبون — فقط بدن، فقط زخم، فقط حرکت.
و شاید همین بیواسطگی است که آن را به یکی از خالصترین اشکال اعتراض بدل میکند./یادداشت منبع: پیام ما