به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایران اکونومیست، «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور ایالات متحده، روز ۱۵ مارس (۲۵ اسفند ۱۴۰۳) در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «امروز من به ارتش ایالات متحده دستور دادم تا اقدام نظامی قاطع و قدرتمندی علیه تروریستهای حوثی در یمن انجام دهد. آنها حملات بیامانی از دزدی دریایی، خشونت و تروریسم علیه کشتیها، هواپیماها و پهپادهای آمریکایی و دیگر کشورها انجام دادهاند».
این پیام که بخشی از بیانیه رئیسجمهور آمریکا بود، میافزاید: «من به ایران هشدار میدهم که فوراً حمایت خود از حوثیها را متوقف کند. در غیر این صورت، آمریکا شما را کاملاً مسئول خواهد دانست.» این پیامها مقدمه آغاز حملاتی علیه یمن بود که تا روزهای نخست ماه آوریل ادامه یافت.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش به این اظهارات در حساب ایکس خود نوشت: «دولت ایالات متحده هیچ حقی برای دیکته کردن به سیاست خارجی ایران ندارد. آن دوران در سال ۱۳۵۷ به پایان رسید». وی افزود: «سال گذشته بایدن را برای پرداخت رقم بیسابقه ۲۳ میلیارد دلار به یک رژیم نسلکش اغفال کردند. بیش از ۶۰ هزار فلسطینی کشته شدند و جهان آمریکا را کاملاً مسئول میداند. به حمایت از نسلکشی و تروریسم اسرائیل پایان دهید. کشتار مردم یمن را متوقف کنید.» اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز حملات وحشیانه هوایی آمریکا و انگلیس به مناطق مختلف یمن که منجر به شهید و مجروحشدن دهها تن از جمله تعدادی زن و کودک بیگناه یمنی شد را به شدت محکوم و تاکید کرد: «ریشه ناامنی در منطقه غرب آسیا تداوم کشتار و اشغال در فلسطین اشغالی است که با پشتیبانی همهجانبه آمریکا، انگلیس و برخی دیگر از کشورهای غربی استمرار یافته و صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی را در معرض خطر کمسابقه قرار داده است.»
آمریکا و آغاز یک جنگ جدید
از اکتبر ۲۰۲۳، یمن در واکنش به نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه و با هدف فشار بر تلآویو به منظور توقف جنگ، حملات موشکی و پهپادی خود را علیه کشتیهای تجاری در دریای سرخ و خلیج عدن آغاز کرد. این حملات، که بیش از ۱۰۰ کشتی را هدف قرار داد، مسیرهای کشتیرانی بینالمللی را مختل کرد و به اقتصاد جهانی آسیب رساند. در ژانویه ۲۰۲۴، دولت جو بایدن با همکاری بریتانیا و چند کشور دیگر، حملاتی را علیه حوثیها آغاز کرد، اما این اقدامات نتوانست تهدید آنها علیه منافع اسرائیل و ایالات متحده را به طور کامل از بین ببرد و حملات دریایی ادامه یافت.
صنعا که اقدامات نظامی خود را همزمان با آغاز آتشبس در غزه متوقف کرده بود، بار دیگر حملات خود را پس از اعلام ضربالاجل در واکنش به نقض آتشبس توسط ارتش اشغالگر از سر گرفت. این ضربالاجل در تاریخ ۷ مارس ۲۰۲۵ (۱۷ اسفند ۱۴۰۳) مطرح شد و به عنوان هشداری برای ازسرگیری عملیات نظامی یمن در صورت ادامه ممانعت اسرائیل از ورود کمکهای بشردوستانه به غزه ارائه گردید. عبدالمالک الحوثی، رهبر انصارالله، در سخنرانی ۷ مارس اعلام کرد که اسرائیل چهار روز (تا ۱۱ مارس ۲۰۲۵) فرصت دارد تا محاصره غزه را لغو کند و اجازه ورود کمکهای بشردوستانه را بدهد. او هشدار داد: «اگر پس از این چهار روز، دشمن اسرائیلی همچنان از ورود کمکها به غزه جلوگیری کند، ما عملیات دریایی خود را از سر خواهیم گرفت.»
با پایان این مهلت و عدم تغییر سیاست اسرائیل، حملات یمن از ۱۲ مارس از سر گرفته شد. همین موضوع موجب شد تا ایالات متحده، که با روی کار آمدن مجدد دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ رویکرد تهاجمیتری پیدا کرده بود، موج جدیدی از حملات علیه یمن را در دستور کار قرار دهد. در مارس ۲۰۲۵، گزارشهای اطلاعاتی آمریکا مدعی شدند که حوثیها با دریافت تسلیحات پیشرفته، از جمله موشکهای بالستیک و پهپادهای تهاجمی، توانایی خود را گسترش دادهاند. این گزارشها بهانهای برای آغاز عملیات نظامی گسترده علیه یمن شد. هدف اعلامشده، تضعیف توان نظامی حوثیها و بازگرداندن امنیت به مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ بود.
حملات ایالات متحده از ۱۵ مارس ۲۰۲۵ با دستور مستقیم دونالد ترامپ آغاز شد و به عنوان «عملیات قاطع و قدرتمند» توصیف گردید. این عملیات شامل حملات هوایی و دریایی گسترده با استفاده از جتهای جنگنده F-۱۸ از ناو هواپیمابر «یواساس هری اس. ترومن»، پهپادهای MQ-۹ Reaper، موشکهای کروز تاماهاک از زیردریایی «یواساس جورجیا»، و جنگندههای F-۳۵ بود. موج اول حملات در ۱۵ مارس، پایگاههای حوثی در صنعا و حدیده را هدف قرار داد. وزارت بهداشت یمن گزارش داد که ۵۳ نفر کشته و ۹۸ نفر زخمی شدند، که بیشتر آنها غیرنظامی بودند. مقامات آمریکایی مدعی شدند چند رهبر ارشد حوثی در این حملات کشته شدند. حملات تا اوایل آوریل ۲۰۲۵ به صورت متناوب ادامه یافت و مناطقی مانند تعز، عمران، و صعده نیز بمباران شدند. گزارشهایی از تخریب زیرساختهای غیرنظامی، از جمله مخازن آب، شبکههای برق، و بیمارستانها، منتشر شد. به عنوان مثال، تخریب مخازن آب در حدیده دسترسی ۵۰,۰۰۰ نفر به آب آشامیدنی را قطع کرد.
هزینهها و دستاوردهای آمریکا
این حملات در داخل آمریکا با انتقاداتی مواجه شده است. برخی مقامات پنتاگون به CNN گفتهاند که عملیات آمادگی نظامی آمریکا در مناطق دیگر، مانند آسیا، را تضعیف کرده است. بر اساس گزارش شبکه خبری CNN که در اوایل آوریل ۲۰۲۵ منتشر شد، عملیات نظامی آمریکا علیه حوثیها در یمن که از ۱۵ مارس آغاز شده بود، در کمتر از سه هفته (تا حدود ۴ آوریل ۲۰۲۵) نزدیک به یک میلیارد دلار هزینه برای واشنگتن به همراه داشته است. این برآورد شامل هزینههای عملیاتی مانند استفاده از جتهای جنگنده، پهپادها، موشکها، و پشتیبانی ناوهای جنگی نظیر ناو هواپیمابر «یواساس هری اس. ترومن» و زیردریایی موشکی «یواساس جورجیا» است. همچنین، سرنگونی پهپادهای گرانقیمت آمریکایی، از جمله هفدهمین پهپاد MQ-۹ Reaper توسط انصارالله (هر کدام حدود ۳۰ میلیون دلار ارزش دارد)، به این هزینهها افزوده شده است. حملات شامل استفاده از جنگندههای F-۱۸، پهپادهای MQ-۹، و موشکهای کروز بود که هر کدام هزینههای قابلتوجهی دارند. به عنوان مثال، هر ساعت پرواز یک F-۱۸ حدود ۱۱,۰۰۰ دلار و هر موشک تاماهاک بیش از ۱.۵ میلیون دلار هزینه دارد.
علاوه بر این، برخی گزارشها حاکی از آسیب به تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه است. به گفته منابع محلی در یمن، یک کشتی جنگی آمریکایی در نزدیکی تنگه بابالمندب هدف حمله پهپادی قرار گرفت، اما پنتاگون این ادعا را تأیید نکرده است. با وجود شدت و گستردگی حملات، این عملیات نتوانسته کلیه اهداف آمریکا را محقق کند. هدف اصلی، یعنی توقف حملات حوثیها به کشتیها در دریای سرخ و تضعیف کامل توان نظامی آنها، به دست نیامده است. حوثیها نه تنها مقاومت کردهاند، بلکه با ساقط کردن پهپادهای گرانقیمت و ادامه حملات دریایی، نشان دادهاند که همچنان تهدیدی جدی هستند. عبدالمالک الحوثی، رهبر این گروه، اعلام کرد که حملات آنها تا توقف کامل اقدامات آمریکا ادامه خواهد یافت. تصاویر ماهوارهای نشان میدهند که حوثیها با بازسازی سریع سایتهای خود و استفاده از تونلها، انعطافپذیری بالایی دارند. تحلیلگران معتقدند که این حملات، مشابه تلاشهای ناکام دولت بایدن در ۲۰۲۴، تنها به تشدید درگیری منجر شده و امنیت منطقهای را بهبود نبخشیده است.
گزینه نظامی در خاورمیانه
حملات ایالات متحده به یمن که از ۱۵ مارس ۲۰۲۵ با دستور دونالد ترامپ آغاز شد، در بستر تنشهای پیچیده منطقهای و به دنبال ازسرگیری عملیات انصارالله علیه کشتیها در دریای سرخ شکل گرفت. این حملات، که در واکنش به ضربالاجل ۷ مارس عبدالمالک الحوثی و نقض آتشبس غزه توسط اسرائیل شدت یافت، با هدف تضعیف توان نظامی انصارالله و بازگرداندن امنیت به مسیرهای کشتیرانی طراحی شده بود. با این حال، پس از گذشت چند هفته و صرف هزینهای بالغ بر یک میلیارد دلار، این عملیات نه تنها نتوانست اهداف اصلی خود را محقق کند، بلکه به تشدید بحران انسانی در یمن، افزایش تنشهای منطقهای و تضعیف موقعیت استراتژیک آمریکا در دیگر نقاط جهان منجر شد.
انصارالله با مقاومت سرسختانه، ساقط کردن پهپادهای گرانقیمت و تداوم حملات دریایی، نشان داد که از انعطافپذیری و توان دفاعی بالایی برخوردار است، امری که بار دیگر ناکارآمدی رویکردهای صرفاً نظامی را در منطقه به اثبات رساند. تجربه عربستان سعودی در جنگ یمن از سال ۲۰۱۵ نیز این واقعیت را تأیید میکند. ائتلاف تحت رهبری ریاض، با وجود بهرهمندی از تجهیزات پیشرفته و حمایت قدرتهای غربی، پس از یک دهه نتوانست انصارالله را سرکوب کند و در عوض با هزینههای هنگفت اقتصادی، خسارات انسانی گسترده، و ناکامی در دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی مواجه شد. این شکست، همراه با ناتوانی آمریکا در مهار انصارالله در سال ۲۰۲۵، نشاندهنده آن است که گزینههای نظامی متعارف در برابر گروههای ریشهدار محلی با پشتیبانی مردمی و تاکتیکهای نامتقارن، دیگر پاسخگوی پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه نیست.
در این میان، ادعاهای دروغین و اثباتنشده علیه ایران، که اغلب به عنوان عامل اصلی پشت پرده این درگیریها مطرح میشود، بیش از آنکه مبتنی بر شواهد مستدل باشد، ناشی از فرافکنی و ناتوانی کشورهای مدعی در مواجهه با چالشهای منطقهای است. این اتهامات، که فاقد پشتوانه مستند و قابلاعتماد هستند، به نظر میرسد تلاشی برای توجیه ناکامیهای نظامی و سیاسی این قدرتها و انحراف افکار عمومی از ریشههای واقعی بحران باشد. انصارالله نه تنها از این درگیریها جان سالم به در برده، بلکه به بازیگری تأثیرگذار تبدیل شده که توانایی مختل کردن اقتصاد جهانی و مقاومت در برابر قدرتهای بزرگ را دارد.
این تحولات بیانگر آن است که ریشه بحرانهای منطقه، از جمله وضعیت غزه و یمن، فراتر از راهحلهای نظامی است و نیازمند رویکردهای دیپلماتیک و جامع برای رسیدگی به علل بنیادین، مانند محاصره غزه و تداوم نقض حقوق بشر و نسلکشی در این منطقه است. ادامه مسیر کنونی، همانطور که در هزینههای هنگفت، تلفات غیرنظامی، و عدم دستیابی به امنیت پایدار مشاهده میشود، تنها به تعمیق درگیریها و افزایش هزینهها برای همه طرفها منجر خواهد شد. بنابراین، تجربههای اخیر آمریکا و عربستان در یمن درس مهمی را گوشزد میکند: بدون تمرکز بر راهحلهای سیاسی و رفع ریشههای بحران و به جای تکیه بر ادعاهای بیاساس علیه دیگر کشورها برای سرپوش گذاشتن بر ناکامیها، اقدامات نظامی نه تنها به نتیجه مطلوب نمیرسد، بلکه منطقه را در چرخهای بیپایان از خشونت و بیثباتی نگه میدارد.